استاد علی صفایی حائری عین صاد
 

تعداد کل مطالب: 207

بهترین زندگی

(از سری مباحث سبک زندگی) بهترين زندگى‏ها و تمام‏ترين عيش‏ها زندگى كسى است كه، ديگران در زندگى او، به تماميّت برسند و بهره‏مند شوند. بهترين زندگى، آن نيست كه تو در كنار نعمت و قدرت و يا بهره‏مند از عنايت‏هاى حق و حضور او باشى. زندگى تمام، زندگى كسى است كه زاينده است و ...

معجزه مأنوس و طبیعت نامأنوس

تمامى هستى، معجزه‏اى است كه ما با آن مأنوس شده‏ايم و تمام معجزات، طبيعت‏هايى است كه هنوز با آن‏ها آشنا و مأنوس نشده‏ايم. طبيعت، معجزه‏ى مأنوس و معجزه، طبيعتِ مجهول و نامأنوس است. (نامه‏هاى بلوغ، ص: 22)

یُسر وجود

خدا اراده كرده و مى‏خواهد كه ما راحت باشيم؛ «يُريدُاللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ». و اين يُسر، يُسر وجود ماست، نه يُسر كارها و امور؛ چون كارها براى كسانى راحت مى‏شود كه وجودشان راحت شده باشد. فراغت براى كسانى است كه به وسعت قلب و سعه‏ى صدر رسيده باشند. (نامه‏هاى بلوغ، ص: ...

از چه چیزی تأثیر می‌پذیری؟!

تو خودت را با تأثيرى كه از هر چيز احساس مى‏كنى، اندازه بگير و مقايسه كن، كه اين چيز، ارزش اين تأثير را داشته و يا جهل و غفلت تو، او را بزرگ كرده است. (نامه‏هاى بلوغ، ص: 23)

دقت داشته باش!

 هميشه در برابر مطالب، دقّت و وسواس داشته باش، كه سربسته و دربسته تسليم نشوى؛ چون دقّت و مراقبت در برداشت، به مراقبت و پاسدارى از برداشت‏ها منتهى مى‏شود؛ ولى بادآورده را، باد خواهد برد. ( نامه‌هاى بلوغ ص : 21)

جامعه سالم یا جامعه صالح؟

 امروز، اگر چه مى‏توانى در قسمت‏هاى مختلفى خدمت كنى؛ مثلًا طبيب بشوى و يا مهندسى كنى و يا هزار شغل مفيد ديگر را به گردن بگيرى؛ ولى حساب كن جامعه‏اى كه صالح نيست، برفرض سالم بشود، چه حاصل خواهد داشت؟ پس صلاح جامعه را بر سلامت آن مقدّم بدار و در كنار هر شغل به اين نقش ...

شیطان و ارزش نعمتها

  شيطان به اندازه‏ى ارزش نعمت‏ها، در آن‏ها وسوسه دارد و تو مى‏توانى در هر كارى از مقدار وسوسه‏ى شيطان، ارزش و اهميت آن را حدس بزنى. (نامه‌هاى بلوغ ص 12)

تولد دوباره

تو يك بار از مادر متولّد شدى و اين بار بايد از خودت بيرون بيايى؛ از نَفس، از غريزه‏ها، از عادت‏ها متولّد شوى؛ كه عيسى‏ مى‏گفت: «لا يَلِجُ فِى الْمَلَكُوتِ مَنْ لايُولَدُ مَرَّتينِ»؛ كسى كه دو بار متولّد نشود، به ملكوت خدا راهى ندارد. و پس از اين تولّد، بايد توليد ...

فرزند همت خویش

 اميدوارم تو فرزند همّت خود باشى، كه به پدرانت نياز نباشد و فرزندانت به تو افتخار كنند؛ كه آن حكيم (سقراط) در جواب شماتت آن دشمن- كه او را به پدرش سرزنش كرده بود- گفت: تو به پدرانت افتخار مى‏كنى؛ اما من، فرزندانم به من افتخار خواهند كرد. تو پايان افتخارات گذشته هستى و من آغاز ...

ما و قطار رمضان

انسان می‌بیند رمضان دارد میرود؛ مثل قطاری که آخرین واگنش رسیده است و ما هم در راهی مانده‌ایم که حتی امید معجزه‌ای در آن نیست. اگر سوار نشویم، تنهایی است! من یادم نمی‌رود که یک احساس عجیبی از حرکت ماشین‌ها یا قطارها از کودکی در ما بود؛ چون شنیده بودیم که اگر به قطار ...

اولین | قبلی | 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | بعدی | آخرین
تعداد نمایش در هر صفحه: 10 | 20 | 50 | همه