استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

موضوع: متفرقه

ثبت کننده: sajjad

1395/09/14

پرسش:

با سلام

۱. لطفا نظراستاد صفایی را درباره فطرت بیان کنید.

۲. آیا از علاقه انسان به موسیقی، می‌توان پی برد که موسیقی با فطرت انسان سازگار است؟

پاسخ:

سلام

پاسخ۱.

منظور استاد صفایی از فطرت، همان ساخت و بافت انسان[1] است که با برخی از امور سازگار و با برخی دیگر ناسازگار است. به عنوان مثال، ساختار انسان با اکسیژن و غذا و آب، سازگار است و بدون اینها توان ادامه حیات ندارد. همچنین ساختار وجودی انسان با حرکت سازگار و با ماندن و سکون، ناسازگار است و بدون حرکت صدمه می‌بیند. این یعنی فطرت انسان حرکت‌طلب است.

استاد صفایی در نوشته‌هایش به اندازه کافی درباره منظورش از فطرت، سخن گفته است. وی در «تطهير با جارى قرآن»، نوشته است:

«فطرت‏؛ يعنى ساخت؛ يعنى وضعيت انسان يا هر پديده. وقتى از دليل فطرت‏ سخن مى‏‌گوييم؛ يعنى از ساخت يك پديده، حتى بدون فكر و سنجش، به اين نكته راه مى‏‌بريم. وقتى مى‏‌گويى علّيّت اصل تجربى و عقلى نيست كه فطرى است؛ يعنى از اثر به مؤثر رسيدن، حتى گربه‏‌ها را به دنبال غذا مى‏‌كشاند و يا رَمْ مى‏‌دهد. اين ساخت و بافت اين موجود است كه او را به اين نكته قادر مى‏‌سازد، نه عقل و فكر و استدلال او.

هنگامى كه مى‏‌گويى اسلام دين فطرت است، يا توحيد مطابق فطرت است؛ يعنى اين‏كه ساخت انسان با اسلام هماهنگ است. انسان بدون اسلام به بن‏‌بست مى‏‌رسد. هنگامى كه مى‏‌گويى ساخت اين ماشين بنزينى است، مى‏‌توان آب به آن بست، ولى اين آب با فطرت و ساخت اين ماشين نمى‏‌خواند و آن را به بن‏‌بست مى‏‌كشاند.

انسان با توجه به‏ وضعيت و فطرتش‏، حاكمى را كشف مى‏‌كند. و اين فطرت را نبايد با عقل و يا عادت‏‌ها مخلوط كرد؛ چون آن‏جا كه عادت‏‌ها و حتى عقل‏‌ها از سرها مى‏‌پرند، اين فطرت دريافت دارد.»[2]

پاسخ۲.

منظور از سازگاری با فطرت، خوشایندی موقت نیست؛ بلکه این است که هیچ صدمه‌ای متوجه او نشود. برای نمونه خوردن فست‌فود یا نوشابه گازدار، خوشایند بسیاری از ما است؛ اما در درازمدت، به بدن ما زیان وارد می‌کند. استاد صفایی به این نکته توجه کرده و  آن را با بیان تفاوت میان خوبی و خوشی توضیح داده است:

«خوبى‏ با خوشى‏ تفاوت دارد؛ دارو براى مريض خوب است، ولى خوش نيست و شيرينى‏‌ها و چربى‏‌ها براى او خوش است، ولى خوب نيست؛ كه با نياز او و با اندازه‏‌هاى او نمى‏‌سازد.»[3]

«خوبى‏ و بدى. با خوشى‏ و ناخوشى تفاوت دارد. در خوبى‏ و بدى، نياز و اندازه وجودى انسان مطرح است. در خوشى‏ و ناخوشى، هوس و هواى آدمى.»[4]

«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ»؛ بر شما كشتار و درگيرى استوار شد و آن خوشايند شما نيست. «وَ عَسَى‏ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ»؛ بسا چيزى را نخواهيد و آن براى شما خوب باشد. «وَ عَسَى‏ أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَّكُمْ»؛ بسا چيزى را دوست داشته باشيد و آن براى شما بد باشد؛ چون خوبى‏ با خوشى‏ متفاوت است. دارو خوب است، مطابق نياز است ولى خوش نيست و خربزه براى مريض خوش است ولى خوب نيست و هلاك اوست. خوشايندها ملاك نيست‏.»[5]



[1] . از معرفت دینی تا حکومت دینی، ص۱۵۹.

[2] . تطهير با جارى قرآن،ج۱، ص۱۲۳،

[3] . تطهير با جارى قرآن، ج۳، ص۲۱۵.

[4] . تطهير با جارى قرآن، ج۳، ص۳۶۷.

[5] . تطهير با جارى قرآن، ج۳، ص۳۷۴.

برای ارسال پرسش باید وارد سیستم شوید و یا ثبت نام کنید.