استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

موضوع: پرسش از محتوای آثار استاد

ثبت کننده: seyed

1395/06/19

پرسش:

با سلام استقم کما امرت و من تاب معک چرا سوره هود پیامبر(ص) را پیر کرد و استقامت مطابق امر و دستور بودن یعنی چه لطفا با یک مثال توضیح بفرمایید با تشکر

پاسخ:

سلام علیکم

منظور از استقامت مطابق امر این است که در انجام‌دادن تکلیف، کافی نیست که تنها به اصل تکلیف توجه کنیم؛ بلکه به چگونگی انجام‌دادن آن هم باید  دقت داشته باشیم. این مسئله هم مهم‌تر از اولی است و هم انجامش دشوارتر است؛ برای مثال، اصل صدقه‌دادن کار آسانی است؛ اما ما تنها موظف به صدقه‌دادن نیستیم؛ بلکه همچنین وظیفه داریم به گونه‌ای صدقه دهیم که 1. خودمان مغرور نشویم 2. منجر به ریا نشود 3. کسی که به او صدقه می‌دهیم، خجالت نکشد 4.تنبل بار نیاید و ... . به ما امر شده که با درنظر گرفتن این شرایط صدقه دهیم . تنها در صورتی کار را درست انجام داده‌ایم که دقیقا مطابق با امر، صدقه را پرداخت کرده باشیم و روشن است که کار دشورای است.

استاد صفایی در کتاب صراط، ص153، این مسئله را مطرح کرده و به آن پاسخ داده است:

« مادام كه به عبوديت نرسيم و همچون مرده پيش دست غسال نباشيم و پيش از مرگمان نميريم، به جايى نرسيده ‏ايم، هر چند كه به شهادت و عرفان و يا فقه و اصول و تسخيرها و تسلط‌ها رسيده باشيم.

مرده از خودش حركتى ندارد، به اندازه ‏اى كه بجنبانيش مى ‏جنبد.

عبد ديگر از خودش حركتى ندارد، آنجا كه امر هست و به همان مقدار كه امر هست شور و جنبش و حركت خواهد داشت و همين است كه رسول نبايد، بر آنها كه حرفش را نمى ‏شنوند از روى حسرت و عاطفه جان بدهد.[1]

مگر رسول نسبت به خلق، از خدا مهربان‌‏تر است، پس به همان اندازه بايد بسوزد كه خدا او را مى ‏سوزاند و گرم مى ‏كند و اين است كه استقامت‏

رسول بايد مطابق مأموريتش باشد. به او مى ‏گويند: إِسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ، نمى‏گويند إِسْتَقِمْ فِيما أُمِرْتَ.

تو همانطور كه دستور دارى پايدارى كن. پايدارى تو بايد به اندازه مأموريت تو باشد، نه بيشتر نه كمتر، كه هر دو طرف، خروج از مرز عبوديت است و اسارت هوس‏ هاى نهفته و پنهان.

و همين است كه رسول مى ‏گويد كه سوره هود مرا پير كرد، چون تنها استقامت را نمى ‏خواهند، كه استقامت بايد به اندازه مأموريت و مطابق دستور باشد. تنها حركت را نمى ‏خواهند، حركتى را مى ‏خواهند كه كنترل شده باشد و مهار باشد. عبادت را نمى ‏خواهند كه عبوديت را خواستارند. عبد مى ‏خواهند، نه آزاد، كه عبد آزاده ‏اى است كه شكل گرفته، رها شده ‏اى است مهار شده و جهت يافته. و اين وجود ارزش دارد و كار ساز است و حركت و نور مى ‏آفريند. بخارهاى هرز، خرابى مى ‏آفرينند، مگر هنگامى كه مهار شوند و توربين‌‏ها را بچرخانند و حركت و نور بسازند.»

 

 



[1] «فلا تذهب نفسك عليهم حسرات». فاطر، 8.

برای ارسال پرسش باید وارد سیستم شوید و یا ثبت نام کنید.