استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

معرفی بخش «من و استاد»

ثبت کننده: admin (مدیر سایت)

1391/04/24

این قسمت اختصاص به کاربران سایت و خوانندگان آثار استاد دارد و نوشته هایی که از طرف کاربران برای سایت ارسال می شود در این بخش قرار می گیرد.

نوشته ها شامل:

درس های خوانندگان از اندیشه های استاد یا یک کتاب خاص از ایشان،

شرح یک تجربه یا یک رویداد که به نحوی با آموزه های استاد در ارتباط بوده،

شرح برداشت های کاربردی خوانندگان از مطالب به صورت دقیق به طوری که راهنمای دیگران نیز باشد،

دلنوشته یا مطلبی درباره ایشان یا تعلیماتشان

مطالب نوشته شده در این راستا در سایت ها یا وبلاگ های دیگر

و...

می باشد.

برقراری تعامل با کاربران و دور شدن از حالت یکطرفه بودن سایت، از اهداف این بخش است.

مطالب خود را پس از عضویت و ورود به سایت، از طریق ستون سمت راست صفحه من و استاد ارسال فرمایید.

برای ارسال مطلب باید وارد سیستم شوید و یا ثبت نام کنید.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1391/8/30 - 11:49:53
ehsan rostami

عالی

1391/11/20 - 10:11:37
معین.ن.ث.د

سلام
این اولین نظر من هست در اینجا
چندین ماه هست که با استاد آشنا شدم
آشنایی من در حد گوش دادن به سخنرانی ها و دو سه تا کتاب از ایشان بود
اما اما
چیزی که مرا به این حرف ها کشاند ، یک احساس نیاز فرا دنیایی بود که نمی توانم وصف کنم .

استاد میگفت خدایا من بعد از بن بست ها به تو روی آوردم . من بعد از خسارت های شدید به تو روی آوردم . حالا تو هم از من چشم می پوشی ؟ جوابم رو نمیدی ؟
نه تو برتر از آنی که من وصف کنم . تو لطف و رحمت تو مرا طرد نمیکند.

باید بن بست های زندگی حس میشد . باید تکرار و روزمرگی حس میشد .

کم کم نیازم مرا به سمت این صحبت ها کشاند . انگار دلم هوای این حرف ها را کرده بود . انگار نه . حتما دارم دلم تشنه ی این ها بود اما این دل به سبب کدورتش نمی دانست در چه کلافی اسیر شده .

رفتم از اینترنت چند سخنرانی متوالی از علامه حسینی تهرانی روحش شاد ، دانلود کردم . در مورد سیر و سلوک بود .

بعد از آنها بیشتر در اینترنت جست و جو می کردم

که اولین برخوردم با استاد از آن چهار جلسه سخنرانی فوز سالک شروع شد

آن روزها که گوش میدادم ، حقایقی را می گفت با تماثیل زیبا که اشک را جاری میساخت

صدایش گرفته بود و از دل برمیخاست . پس بر دلم می نشست .

هنوز پس از گذشت چندین ماه که دوباره سری به فوز سالک میزنم ، چیزهای جدید تری از سخنرانی استاد میفهمم . چقدر پویاست .

بعد از آن فوز سالک در پی آن شدم که از این عالم فقید که رحمت خداوند بر او و خاندانش باد ، بیشتر بدانم .

برای دانلود کتاب ها و بقیه سخنرانی ها به این سایت هدایت شدم

اما آن روزها ثبت نام نکردم . فقط دانلود کردم

شب ها با حرف های عمیق استاد به خواب می رفتم

امروز پس از گذشت چندین ماه میفهمم که طی الطریق ، همت متعالی میخواهد و با امروز و فردا کردن ، کار از کار پیش نخواهد رفت .

اگر معرفتی کسب شد ، حتما باید همتی برای عمل به آن گماشت . اگر نه ، آن معرفت در کوران دنیا خیلی زود به جهل تبدیل شده و شاید نعوذبالله بسوزاند و کاملا از راه هدایت منحرف شویم .

با تشکر از شما که به نشر این معارف می پردازید

اجرتان با رب العالمین

1392/9/23 - 10:52:21
ایمان نصیریان

سلام!
خیلی وقته که با اندیشه های استادآشنام!!!!
اما تا به امروز فقط نشخوار بود و بس!
حالا که بر می گردم و به گذشته نگاه می کنم ،می فهمم که تک تک کلمات استاد و باید با تمام وجود درک می کردم!حالا بعد از گذشت 8 سال!دوباره برگشتم به کتابی که اولین بار مطالعه کردم!کتاب رشد!!!!!
تو هر خطش برام چندتا سوال مطرح میشه!سوالهایی که فکر می کردم جوابشو میدونم و حالا به عجز افتادم!
اینکه خدا چطور انسانی به این بزرگی پرورش داده هنوز برام سواله!
حرف زیاد دارم برا گفتن اما نمیشه و نمیتونم بگم!
خدا یارتون بچه ها

1394/7/29 - 13:55:27
فاطمه

اوایل دبیرستان یا قبل دبیرستان بود می رفتیم خونه ی استاد حفظمون واسه شرح کتاب مسئولیت و سازندگی استاد، یادمه روی جمله ی اولش، "مسئولیت درختی است که ..." خیلی بحث داشت، کتابو که می خوندم نمی فهمیدم سنگین بود برام، راستش به دوستام که بزرگتر از من بودن و می فهمیدن حسودیم می شد، یه بار که رفته بودم نمایشگاه کتاب آیه های سبز استاد رو خریدم شب که شروع به خوندنش کردم اینقد این کتاب برام جذابیت داشت که گذر زمان رو حس نمی کردم و تا خوداذون صبح مشغول خوندن و یادداشت برداری ازش بودم، از قضا استاد ما که این کتابو دست ما می بینند و خودشون ندارن بدون هیچ رودربایستی کتاب نازنین مارو برمی دارن و صفحه اولش اسم وفامیلشونو می نویسن و امضاء می کنن و بله دیگه صاحب و مالک کتاب میشن ...
ولی الان الحمدلله اکثر کتابای استاد رو دارم و با تک تک سلول های وجودم می خونمشون و با بعضی از جملاتشون زندگی می کنم.
خدا استاد و شاگرداشونو در پناه خودش حفظ کنه.