استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

سهم من از غربت تو

ثبت کننده: مصطفوی

1394/04/05

تو زندگیت نگاه کن آدم‌های جورواجور زیاده، همه مدل و همه رنگ آدم رو دیدی قطعا کم و بیش توشون آدم خوب هم دیدی اگه خوبِ خوب ندیده باشی، حتما کسی رو دیدی که چند تا آب شسته‌تر از بقیه باشه؛ یعنی پتانسیل خوب شدن رو داشته باشه.

حالا می‌پردازیم به این سوال چرا اولیای خدا تنهان و یا تنها بودن!!!!

من این سوال رو با یک سوال جواب میدم. سهم من از تنهاییِ مردان خدا،از تنهایی آدم‌های خوب پیرامونم چقدره؟!!!! هر رخدادی، علتی داره که ما هم روش تاثیر گذاریم چه اثر خوب چه اثر بد یعنی هر جریانی که پا بگیره ما روش اثر گذار بودیم جریان وهابیت و بهاییت، شکوه اربعین، برگزاری جشن‌های نیمه شعبان، جنبش درختکاری، حفظ محیط زیست، بی اخلاقی‌های سطح شهر، الودگی هوا و ... این اصل رو به خاطر بسپارید: (( اگر به آدم‌های خوبِ زندگیتون کمک نمی‌کنید مطمئن باشید دارید به آدم‌های بد پیرامونتون کمک می‌کنید)). ممکنه بگی نه ما به آدم بدا کمک نمی‌کنیم و ازشون دوری می‌کنیم.

دوری می‌کنی و باهاشون رابطه نداری اما کاری واسه پخش نشدن این ناهنجاری‌ها نمی‌کنی این خودش یک جور کمکه؛ مثل سکوت در برابر این افراد که اگه به اونا کمک مستقیم نکنه قطعا به رشد قارچ گونشون کمک میکنه و همین در مورد آدم‌های خوب زندگی و پیرامونت صدق میکنه از خودت بپرس تو برای آدم‌های خوبِ زندگیت چه کردی!!!! یا واسه آدمایی که پتانسیلشو دارن و میتونن بهترین بشن چه برنامه‌ای داشتی؟!!!!

من فهمیدم این مکانیکه هم تو کارش واقعا استاده و هم آدم دست پاک و حلال خوریه. آیا همین شناخت کافیه !!!! وظیفه من درمقابل اون بعد از رسیدنم به این شناخت اینه که حداقل به اندازه ی توان خودم به دیگران بشناسونمش که مشتریش بیشتر شه که لنگ خرج زن و بچش نمونه، که توی خوب بودن به درجه بالاتری صعود کنه که بتونه 10 تا شاگرد خوب و فنی مثل خودش تربیت کنه و مولد باشه یا اونی که میخواد خوب بشه بلاخره یک نیازهایی داره یا مالی،یا عاطفی،یا اجتماعی و یا شغلی، ما اگر داریم از نظر مالی ،نداشتیم از نظر فکری و روحی، نداریم با یک شاخه گل،نبود با دو تا نون، نشد با یک خدا قوت، نمیشد با یک لبخند تشویقش کنیم تا راه بیفته بعد در اون مسیر تنهاش نذاریم ،دورشو بگیریم ،هواشو داشته باشیم تا بتونه خودشو تثبیت کنه تو راهش و بازگشت نداشته باشه. که اگر به گسترده شدن خوبی کمک نکنیم ، بدونیم داریم به اشاعه بدی کمک می‌کنیم... چون بدی دست به سینه وای نمیسته ما رو نگاه کنه دست به کار میشه، رشد میکنه، ضربه میزنه و باعث ایجاد تلفات میشه اونوقت هزینه‌های سنگینی رو باید پرداخت...

یا به این شناخت رسیدم که علی صفایی در سبک زندگی و سیره اخلاقیش انسان برجسته‌ای بوده و آدم پر باریه واندیشه‌هاش تونسته و میتونه خیلی‌ها رو از غفلت و کوره‌راه‌های بسیار نجات بده. آیا بعدِ این شناخت، وظیفه من همینه که بگم دمش گرم!!!! یا که فقط بیام به سایتش سر بزنم و مطلب بخونم و برم!!!! آیا با این خوندن تنها و یا دمش گرم گفتنم، میتونم درجامعم، در خونوادم و در دوستانم تغییر ایجاد کنم!!!! به قول خود استاد: (( اگر به حق رسیدی باید به حق برسونی )) من چه گام‌هایی برداشتم تا دوست منم به این شناخت برسه!!!! چه کارایی کردم که موجبات شناسوندن صفایی‌ها رو برای دیگران نه، حداقل برای خونوادم فراهم کنم دست چند نفر رو تو دست این اندیشه‌های ناب گذاشتم؟!!!! -به اون رفیقت که خارج رفته آدرس سایتو بده بگو مشکل اعتقادی پیدا کردی برو اینجا ی سر بزن -وبلاگ داری کلمات قصار استاد رو بزار -تو چت های  گروهی ی گل واژه ناب از سخنرانی‌هاشو پخش کن -تو صفحه شخصیت لینک سایت رو به اشتراک بزار -و از همه مهمتر اینکه سیره صفایی‌ها رو تو زندگیمون پیاده کنیم -الگو بشیم.

امثال علی صفایی زحمتاشون رو کشیدن، رنجاشو بردن، ناهمواریهاشو صاف کردن، سنگاشو جمع کردن، کیفشو گذاشتن واسه من و تو. الان میتونی حتی با پای برهنه، بدون کفش و با خیال راحت تو این رودخونه راه بری و لذت ببری بدون اینکه بترسی یک میخ یا یک تیکه چوبی به پات آسیب بزنه و این رو یادمون باشه که تاریخ دائما درحال تکراره، یک وقتایی برام عجیب بود چطور مردم اون زمان، حسین، سر چشمه ی خوبی ها رو با اون وضع به شهادت رسوندن در حالی که خیلی از لشگریان عمر سعد که پیرمرد بودن دیده بودن همین حسین رو که روی دوش رسول خدا مأوا داشت، اما اگه تاریخ رو به دقت نگاه کنین می‌بینید بارها و بارها این حوادث تکرار شده، شیخ فضل الله نوری مجتهد والا مقام رو از خونش کشیدن بیرون، در ملأ عام حکم اعدامشو صادر کردن، گفت خدایا تو شاهد باش من به قرآن تو قسم خوردم که این مشروطه، مشروعه نیست. اما این مردم گفتند به جعبه سیگارش قسم خورده وقتی آقا رو اعدام کردن یک عکس یادگاری خوشگل هم گرفتن و از ژست‌هایی که تو عکس گرفتن، هر کی ندونه فکر میکنه از شکار پلنگ میان! و تازه بعد شهادتش چقدر به بدن مطهرش آسیب زدن و جسارت کردن و حتی پیراهن آقا رو از تنش در آوردن. و نمونه‌های دیگه که بسیار زیاده .... بیاییم یک جریانِ رو به جلو و قوی با همین مکانیک خوبه، آرایشگر خوبه، ماست بند خوبه،دکتر خوبه، رفتگر خوبه، مهندس،میوه فروش و وکیل و فوتبالیست خوبه ایجاد کنیم . همه رو جمع کنیم، متحد کنیم که تنها نمونیم که خُرد نشیم که تو جامعمون اثر گذار باشیم که اونوقت بتونیم بدیها رو بشکنیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.                                   8 رمضان 94/ مشهد مقدس - مصطفوی

 توضیح: دوستانی که طرح و برنامه‌ای دارن یا ایده‌ای به ذهنشون رسیده و میخوان اجراش کنن و یا در این زمینه کاری انجام دادن، شیوه انجام و بازخورد و اثرشو اینجا بنویسن تا همه بچه‌های دیگه هم بتونن از این تجربه‌ها استفاده کنن -و یا بنوسید موافق یا به این دلایل مخالفم که باعث پبدا کردن نقاط ضعف و قوت و دلگرمی سایر بچه های حامی این جنبش بشه -اگه درباره متن هم نظری داشتین بر من منت گذاشتید اگه بنویسین. با تشکر

برای ارسال مطلب باید وارد سیستم شوید و یا ثبت نام کنید.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1394/4/7 - 18:31:31
یاس

مطلب خوبی بود حقیقتا باید استاد صفایی و سیره و روش ایشون به همه شناسونده بشه و سعی کنیم از این سیره درس بگیرم و در زندگی پیاده کنیم با تشکر

1394/4/19 - 13:9:41
عطش

کاملا موافقم. یک زمانی که وقت آزاد بیشتری داشتم مطالبی از این سایتو کپی میکردم و با عنوان"در مکتب استاد" برای دوستان و همکارانم ایمیل میکردم. خیلی ها استفاده می کردند وگاه هنوز سراغشو می گیرند.