استاد علی صفایی حائری عین صاد
 

تعداد کل مطالب: 35

این همه بت

1397/11/25

منبع: روش نقد، ج 2، ص . 32

من آن روزها وقتى پاى منبرها مى‏‌نشستم كه مى‏‌گفتند در كعبه سيصد و چند بت گذاشته بودند، تعجب مى‏‌كردم كه در يك اطاق و اينقدر بت؟! ولى بعدها ديدم كه در دل كوچك من بت‏هاى بى‏‌شمار صف بسته‏‌اند. و بت‏هاى بزرگ نفس و خَلق و دنيا و شيطان، با بى‏‌حساب ...

جرقه های زندگی

1397/11/20

جرقه‏‌هاى زندگى يك روز صبح با صداى استارت ماشينى از خواب بيدار شدم. استارت مداوم بود و جرقه‏‌ها زياد و مايع قابل احتراق؛ اما با اين وصف حركتى نبود و پيشرفتى نبود. من به ياد جرقه‌‏هايى افتادم كه در زندگى خودم مدام سر مى‏‌كشيدند. و به ياد استعدادهايى افتادم كه ...

عشق برتر

1397/11/13

منبع: مسؤوليت و سازندگى ج 1، ص 41

من جوانى را سراغ داشتم سخت وابسته‏ى لباس و قيافه‏اش بود، حتى وسواسى داشت كه پارچه‏اش از كجا باشد و دوختش از فلان و مدلش از بهمان. براى دوستى با او همين بس كه از لباسش و اتويش و قيافه‏اش تحسين كنى و يا از طرز تهيه‏ى آن بپرسى. او عاشق ظاهر سازى و سر و وضع مرتب بود و به اين ...

می‌خواهند تو را بسازند!

1396/01/24

منبع: تطهير با جارى قرآن، ج۲، ص۸۳.

دوستى داشتم كه به دنبال كرايه خانه، مدت‏‌ها دربه‌در شده بود و در جستجوى خانه پايش به تاول نشسته بود و عجله هم داشت كه مى‌‏خواست پيش از محرم عروسى راه بيندازد و عجله داشت كه قرار گذاشته بود. مى‏‌گفت يك روز آن قدر گشتم و به جايى نرسيدم و ردم كردند كه با نشستن در زير ...

رنج عاشق در رنج محبوب

1395/05/04

منبع: آیه‌های سبز، ص185.

من در كودكى هنگامى كه گرفتار خشم پدر مى ‏شدم، پدرى كه دوستش داشتم و عظمت و غرورش و مهربانى پنهانش را دوست داشتم، وقتى گرفتار مى ‏شدم و مشت‏ هاى ناشيانه ‏اش بر تن من مى ‏نشست، از جهت خودم مشكلى نداشتم؛ ولى در دلم از اين كه دستش درد مى ‏آيد و مشت‏ هايش صدمه مى ‏بيند ...

مگر می‌توانی ضعف اعصاب بگیری!

1394/11/06

منبع: استاد صفایی، شرحى بر دعاهاى روزانه حضرت زهرا(س)، ص16 تا 19.

يادم نمى ‏رود جوان بودم و حدود بيست سال داشتم كه مادرم را- خدا رحمتش كند- در بيمارستان مدائن تهران بسترى كرده بودم. فقر و بى‏ پولى و گرفتارى به جاى خود، شرايط آن موقع هم به جاى خود. مريضى ايشان حدود ده، پانزده سال ادامه داشت؛ اما آخرين مرحله زندگى ايشان كه 6 ماه آخر عمرشان ...

چنین بود رسم پیامبر بزرگ...

1393/10/03

منبع: آیه‌های سبز، ص209.

مى ‏گويند يكى از اصحاب بر پيامبر بزرگ دوازده درهم هديه كرد كه لباس بگيرند. حضرت قبول نمود و على را مأمور خريدارى پيراهن كرد و او پيراهنى به دوازده درهم تهيه كرد و آورد. حضرت هنگامى كه ديد تمام پول‏ها براى خريد يك پيراهن مصرف شده، به على فرمود: آيا مى ‏شود اين معامله را ...

انتظار و آمادگى

1393/07/16

منبع: آیه های سبز، ص 50

 اين خاصيت انتظار است كه تو كمبودها را حدس بزنى و براى تأمينش بكوشى و اين خاصيت انتظار است كه تو را به آمادگى و حضورى مى ‏رساند كه مانع‏ها را بشناسى و براى رفعشان برنامه بريزى. شهادت و تقدير خاصيت انتظار است كه بايد جايگزين تظاهر و تفنن بشود، وگرنه...  جوانى به منزل ما ...

قوّت در عبادت

1393/05/14

منبع: آیه های سیز، ص 70

 آدمى وقتى بداند كه چه كسى به او دستور داده است، به همان اندازه ‏اى كه آن شخص برايش ارزش داشته باشد، به همان اندازه نسبت به خواسته ‏ى او فعّال مى ‏شود و در انسان انگيزه ايجاد مى ‏شود... من براى كسانى كه حرمتى قائل بودم و برايم عزيز بودند، قبل از اين كه نگاهشان به سمتى ...

مفيدتر از داشته‏‌ها

1393/05/30

منبع: آیه‌های سبز، ص101.

در بعضى از روايات هست كه امام صادق‏ (ع) از راهى مى ‏گذشت انبوهى از مردم در كنار شخصى جمع شده بودند كه اسلام نداشت و خبرهايى مى‏ داد و همه از خبرهاى او تعجب مى ‏كردند ... امام پرسيدند چه مى ‏گويد؟ همه گفتند از غيب خبر مى ‏دهد. حضرت نزديك مرد آمدند و دست خود را پيش آوردند و ...

اولین | قبلی | 1 | 2 | 3 | 4 | بعدی | آخرین
تعداد نمایش در هر صفحه: 10 | 20 | 50 | همه