استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين داود پارسا

بررسي فلسفه و شيوه قيام حضرت زهرا(س)در گفتگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمين پارسا(2)

موضوع: مناسبت ها

تاریخ ثبت: 1393/01/14

توضیح: متن زیر حاصل مصاحبه‌ای مکتوب است که  با حجت الاسلام و المسلمین پارسا درباره حضرت زهراء سلام الله علیها انجام شده است. بدین وسیله از ایشان که قبول زحمت فرمودند و به سؤالات ما پاسخ دادند، تشکر می‌کنیم.

قسمت دوم:

ليله‌القدر: فلسفه قیام حضرت زهراء سلام الله علیها بعد از فوت پیامبر"ص" چه بود؟

    اهل بيت علیهم السلام به عنوان جانشينان بر حقّ پيامبر صل الله علیه و آله موظف بودند به مقتضاي زمانشان از مرزهاي دين پاسداري نموده ، مردم را از ظلمت ها به سوي نور دين هدايت کنند. از اين رو چه مردم آنها را خانه نشين مي کردند و چه به آنها حکومت مي سپردند براساس وظيفه الهي اي که بر شانه خود احساس مي کردنداز هدايت جامعه به سوي دين فرو گذار نمي کردند، پس از رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله اهل بيتش مأمور بودند در برابر اين انحرافِ بزرگِ پديد آمده در رهبري أمّت پيامبر عکس العمل نشان داده مردم زمان خود و نسل هاي آينده را از اين انحراف آگاه نمايند. بديهي است به دلايلي که در ادامه بدان اشاره خواهد شد گرفتن قدرت از دست خلفا و به خلافت رساندن اميرمؤمنان علیه آلاف التحیه و الثناء ميسّر نبوده و آن حضرت به خاطر حفظ اساس اسلام مأمور به سکوت بوده است. امام حسن و امام حسين عليهما السلام نيز سنين کودکي را سپري مي کردند، در اين ميان تنها حضرت زهراء سلام الله علیها بود که مي توانست در اين ميان فرياد برآورده و انحراف پديد آمده در امّت پيامبر را به حق طلبان زمان خود و آينده متذکر شود. علت انتخاب حضرت زهرا سلام الله علیها براي اين مأموريت را مي توان در سه امر خلاصه کرد:

1-تعاریف پیامبر(ص)

 «فاطمه بضعه منّي فمن آذاها فقد آذاني و من أحبّها فقد أحبّني و من أبغضها فقد أبغضني»[1]« فاطمه پارة تن من است، پس هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است و کسي که نسبت به او محبت ورزد نسبت به من محبّت ورزيده است، هرکس نسبت به او دشمني کند با من دشمني کرده است.

و سخناني از اين دست که به طور مکرر و به صورت هاي گوناگون از زبان رسول خدا خطاب به اصحاب بيان شد. اعتبار ويژه اي به حضرت زهراء سلام الله علیها بخشيد. بطوري که مخالفت هاي او با يک فرد يا جريان مي توانستند حقّانيت آنرا زير سؤال ببرد.

2-عدم وجود حساسیت قبایل نسبت به حضرت زهرا (س)

 قبايلي که در جنگ هاي بدر و أحد و أحزاب و حنين و غيره از شمشير أميرمؤمنان زخم خورده بودند کينه آنحضرت را به دل گرفته بودند بطوري که حتي پس از پذيرفتن اسلام نيز اين کينه پايمال نشد. ولي در مورد حضرت زهراء چنين حسّاسيّتي وجود نداشته است.

3-تداعی خواسته ها ودیدگاههای پیامبر (ص)

حضرت فاطمه سلام الله علیها تنها يادگار پيامبر صل الله علیه و آله به شمار مي آمد و خواسته هاي او خواسته هاي پيامبر را تداعي مي کرد. از اينرو اعتراض او نسبت به خلفا براي آنان گران آمده و اعتبار و مقبوليت و مشروعيت شان را لکه دار مي کرد.

لذا بهترین گزینه برای  پاسداری از اسلام و ولایت و ایستادن در مقابل انحراف امت پدرش ، پیامبر اسلام ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بودند.

 

ليله‌القدر: شيوه حضرت زهراء سلام الله عليها در اين مبارزه چه بود و قيام ايشان در چه شكلهايي صورت گرفت؟

 آن حضرت براي اعلان عدم مشروعيت ابوبکر  از هر فرصت مناسبي  استفاده مي‌کرد:

1-اعلام نارضايتي از خلفا

ايشان در موقعيتهاي مختلف نارضايتي خود را از دستگاه خلافت به مسلمانان نشان ‌مي‌دادند. به عنوان نمونه، خليفه اول و دوم وقتي ازحضرت زهرا اجازه عيادت خواستند، آن حضرت نپذيرفتند؛ به ناچار اميرمؤمنان (ع) را واسطه قراردادند؛ حضرت به خاطر موقعيت خاص خود ترتيب عيادت آنها را داد؛ ولي وقتي آنها خدمت حضرت زهرا)س) رسيدند. ايشان روي خود را به طرف ديوار برگرداند، ابوبکر شروع به صحبت کرد، گفت: «اي حبيبه رسول خدا ! قسم به خدا، نزديکي کسي به شخص رسول الله نسبت به نزديکي به خودم، ‌برايم محبوبتر است، شما نزد من از عايشه دخترممحبوبتر هستيد. دوست داشتم روزي که پدرت مُرد من هم مي‌مردم و پس از او باقي نمي‌ماندم که در عين اينکه شما را مي‌شناسم و فضل و شرفتان را مي‌دانم و شما را اگر حق و ميراثت از رسول خدا محروم ساخته‌ام به خاطر آنست که از پدرت رسول خدا شنيده‌ام که مي‌گفت: «لانورث ما ترکنا فهو صدقه، ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم و آنچه از ما باقي مي‌ماند صدقه است».

 ولي زهراي اطهر (س) عذرشان را نپذيرفت بلکه با جملاتي حسابشده و تند نارضايتي خود را نسبت به آنها اعلان کرد و نگذاشت اين جلسه به عنوان جلسه عذر خواهي و صلح و آشتي جلوه کند؛ فرمودند: «اگر حديثي از رسول خدا براي شما بگويم آن را به گوش گرفته و بدان عمل مي‌کنيد؟» گفتند: بلي، فرمود: «شما را به خدا قسم آيا از رسول الله نشنيده ايد که مي‌فرمود: رضايت فاطمه، رضايت من و غضب فاطمه، غضب من است، پس هر کس فاطمه دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر کس فاطمه را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است؟» گفتند: آري ما از رسول‌خدا آن را شنيده‌ايم. حضرت فرمود: «من خداوند و ملائکه‌اش را شاهد مي‌گيرم که شما دو نفر مرا غضبناک کرده ايد و مرا خشنود ننموده ايد اگر با پيامبر ملاقات کنم از شما شکايت خواهم کرد.... قسم به خدا در هر نمازي که مي‌گذارم بر عليه شما نزد خدا نفرین مي‌کنم[2].

    مهمترين ضربه اي که آن حضرت به ابوبکر زد اين بود که در روزهاي پاياني عمر کوتاهش سفارش نمود کسي در تشييع جنازه اش حاضرنشود و قبرش مخفي بماند. به شوهر بزرگوار خويش فرمود: «تو را وصيت مي‌کنم هيچ کس از آنان که بر من ظلم کرده اند و حق مرا غصب کرده اند در تشييع جنازه ام شرکت نکنند زيرا آنان دشمنان من و تو و رسول خدايند و اجازه نده فردي بر من نماز بخواند. مرا شبانه دفن کن آن هنگام که چشم ها آرام گرفته اند و ديده ها به خواب فرو رفته اند[3].

حضرت با اين وصيت به مردم زمان خويش و نسلهاي آينده براي هميشه نارضايتي خويش را از "خلفا "اعلان فرمودند.

از امام صادق ع نقل شده است که حضرت زهراس در لحظات آخر خطاب به همسر خويش فرمودند: «وقتي فوت کردم به کسي اطلاع نده مگر امّ سلمه و أمّ أيمن و فضّه و از مردها دو پسرم و عبّاس و سلمان و عمّار و مقداد و ابوذر و حذيفه، مرا در شب دفن کن و مکان قبر مرا براي هيچ کس فاش مکن.»[4]

حضرت با اين جملات امیر المومنین را به عنوان استوانه رسالت و جايگاه و منزلگاه رفت و آمد جبرئيل معرفي نمود، افزون بر اين او را عالمترين فرد براي آباداني و رشد و تعالي ديني و دنيوي مردم خوانده، ازهمه مهمتر فلسفه مخالفت هاي برخي از اصحاب را با آن حضرت افشا کرد، شايد آن روزها بسياري از اصحاب و تابعين و کساني که تازه به شرف اسلام در آمده بودند، نمي‌توانستند باور کنند کساني که علي ع را کنار زده اند، ‌از سر هوا پرستي چنين جنايتي را مرتکب شده اند، چرا که آنها سال ها در کنار پيامبر ص بودند و در رکاب نبي اکرم ص شميشر زده بودند، به علاوه جزء فقها و علما به حساب مي‌آمدند،  کسي جرأت نمي‌کرد درباره آنان گمان عصيان گري نسبت به مسائل اساسي دين به دل خود راه دهد. از اين رو بسياري از تازه مسلمانان از ريشه دشمني هاي مخالفان علي ع بي خبر بوده اند و يا جرأت بيان و نقل آن را براي ديگران نداشتند. ولي زهراي أطهر (س) با کمال شجاعت براي اولين بار دليل کينه ورزي هاي آنان را در ملأ عام افشا کرد و ريشه نزاع هاي موجود با علي ص را بيان فرمود تا حق طلبان زمانش و آينده از حيرت در آيند و حق و باطل را تشخيص دهند. مبادا کسي خيال کند صحابي بودن مساوي عادل بودن است.

اين اقدام غير مترقبه و شکننده فاطمه (س) ضربه سنگيني بر پيکر خلافت وارد ساخت ضربه اي که تا قيام قيامت استمرار خواهد داشت. مسلمين همواره اين پرسش جدي و بي پاسخ را در نهان خانه وجدان خود دارند که خلفا و بيعت کنند گان با آنها چه مشکلي داشته اند که زني وارسته و متقي و پارسا چون فاطمه س که تنها يادگار پيامبرص به شمار مي‌آمد، از آنها ناراضي بوده تا حدي که اجازه نفرمود کسي از آنها در تشييع جنازه‌اش شرکت کنند و يا بر مزارش حاضر شوند.

2-اثبات حقانیت حاکمیت علی ع

امير مؤمنان ع در دوران خلفا به شدت مظلوم واقع شده بودند، ‌به طوري که زمينه اعتراض و درگيري براي احقاق حق مسلّمش از بين رفته بود. در چنين شرايطي روز به روز شخصيت حقيقي آن حضرت به فراموشي سپرده مي‌شد و زمينه جولان داد سايران فراهم مي‌گرديد. حضرت زهرا (س) با توجه به شناخت عميق خود از جو حاکم بر جامعه و پيامدهاي آن، معرفي شخصيت واقعي و ممتاز علي را در سرلوحه حرکت مبارزاتي خود قرار داد و در عمل و زبان به دفاع از اميرمؤمنان ع برخاست. يکي از شيوه هاي آن حضرت براي روشنگري اين بود که فضائل امام را ياد آوري مي‌کرد و چهره ايشان را به ياد اصحاب و تازه مسلمانان ميآورد. به عوان نمونه خطاب به مها جران و انصار مي‌فرمود:

«هر گاه آتش جنگ بر افروختند، خدا خاموش کرد يا هر گاه شاخ شيطان سر برآورد يا اژدهائي از مشرکين دهان باز کرد، رسول خدا ص برادرش علي بن ابي طالب را درکام اژدها و شعله هاي فتنه ها افکند و علي باز نمي‌گشت مگر آنکه سر سرکشان را پايمال شجاعت خود مي‌گردانيد و آتش آنها را با آب شمشيرش فرو مي‌نشاند. علي فرسوده ازتلاش فراوان در راه خدا، کوششگر خستگي ناپذير در امر خدا، نزديک و خويشاوند رسول خدا،  سيّد و بزرگي از اولياي خدا، همواره دامن به کمر زده، نصيحت کننده در راه خداست، که در راه خدا از سرزنش سرزنش کنند گان پروائي نداشت.[5] »

   حضرت با اين سخن، کمالات و مجاهدت هاي چشمگير مولا را به رخ کساني که در حق آن بزرگوار ظلم کرده و با ديگري بيعت کردند، کشاند و به آنان فهماند کسي را که آنان خانه نشين کرده اند پس از رسول خدا ص بيشترين حق را در احياي پرچم اسلام داشته است؛ به طوري که هرگاه حکومت اسلامي‌به خطر مي‌افتاد نبي اکرم ص بدست او و با شمشير او اسلام را از خطر نجات مي‌داد. به آنان فهماند شخصيتي را کنار زده اند که تنها براي خدا نه براي نام و نشان خود جهاد مي‌کرد به طوري که در راه خدا تني خسته و فرسوده داشت.

و يا در جمع زنان مهاجر و انصار که براي عيادتش آمده بودند در مورد مظلوميت مولا فرمود:

«واي بر آنها ! چرا نگذاشتند ( حق در مرکز خود قرار گيرد) ؟! و خلافت بر پايه هاي نبوت استوار گردد؟ آن را از خانه اي که جبرئيل در آن فرود مي‌آمد به خانه ديگر بردند واز دست کسي که عالم بر امور دين و دنياست، گرفتند. بدانيد که اين زياني بزرگ و آشکار است! چرا و به چه علت از ابوالحسن انتقام گرفتند وکينه توزي کردند؟ قسم به خدا به خاطر اينکه تيغ شمشيرش سوزناک بوده و در مقابل دشمنانش به از دسترفتن جانش بي اعتنا بود و بر آنها سخت مي‌تازيد و عقوبت مي‌کرد و وقتي به حقوق الهي مي‌رسيد خشمگين مي‌شد، از او انتقام گرفته و بدو کينه ورزيده اند[6]

در آن زمان که خواص، منحرف و عوام مبتلا به جهالت شده بودند، حضرت زهراء با بيان فضائل علي ع و انتقاد به مخالفانش نگذاشت شخصيّت اميرمؤمنان در دل تاريخ دفن شود، به علاوه به آيندگان وحق طلبان عصرش اعلان نمود، اصحاب بزرگ پيامبر ص پس از رحلت آن بزرگوار دچار لغزش شده اند و رأي مردم آن هم مردم مدينه را براي مشروعيت خلافت کافي دانسته اند و حال آنکه از ديدگاه پيامبر ص ملاک مشروعيت حکومت، انتصاب آسماني است نه انتخاب زميني.

3-محکوم کردن تساهل خواص

يکي از اقدامات مهم حضرت زهراء اين بود که با توبيخ مهاجران و انصار و محکوم کردن سکوت و سستي آنان و سرزنش و ملامتشان نگذاشت رضايت ناشي از سکوتشان موجب قداست حکومت ابوبکر شود. حضرت با اين مجاهدت خود قداست اجماع خواص اصحاب بر حمايت ابوبکر را از بين برد و به شيعيان علي ع جرأت داد تا رأي اکثريت صحابه را باطل بشمارند.

زهراي اطهرس با اين اقدام، منطق عدالت صحابه را محکوم نمود و اجماع اهل حلّ و عقد براي تشخيص حق و باطل را مردود و نادرست شمرد و همين امر يکي از مميّزات اعتقادات شيعه نسبت به اهل سنّت گرديد؛ وگرنه اگر انديشه عدالت صحابه همگاني مي‌شد، اثبات حقانيت علي ع و عدم مشروعيت خلافت ابوبکر و عمر و عثمان بسيار دشوار مي‌شد.

حضرت فاطمه س درخلال خطبه هاي حماسي خويش، گاه کل مهاجران و انصار را که آنروز تماشاگر حوادث شده بودند، مخاطب خود قرار مي‌داد و آنها را به شدّت توبيخ و سرزنش مي‌کرد. يک بار پس از بيـان مجاهدتها و خدمتهاي علي ع به اسلام، رو به اصحاب کرد و فرمود:

«شما درحال رفاه زندگي مي‌کرديد و درخوشي و امنيت بسر مي‌برديد و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار برضد ما دگرگون شود، گوش به زنگ اخبار بوديد و به هنگام کارزار پشت کرده از جنگيدن فرار مي‌کرديد.»

و در مورد ديگر فرمود:

«و هنگامي‌که خداوند خانه پيامبران و آرامگاه برگزيدگان را براي پيامبرش برگزيد، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه دين کهنه گرديد و سكوت گمراهان به سخن در آمد، و افراد پست و بي ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر ناز پرورده اهل باطل به صدا در آمد، وارد خانه شما شد. و شيطان سر خويش را از محفل بدر آورده شما را فرا خواند، ديد که پاسخگوي دعوت باطل او هستيد. و براي فريب خوردن آمادگي داريد، خواست بر ضد حق برخيزيد، شما را آماده اين کار يافت و شما را گرم و آماده نمود. و ديد غضبناک شديد، پس بر غير شتر خود داغ و نشان زديد. و بر آبي که حق شما نبود فرود آمديد.

در حاليکه هنوز از عهد و قرار شما [بيعت در غدير خم دو ماه قبل] چيزي نگذشته بود. و شکاف زخم عميق بود و دهانه زخم هنوز بهم نيامده، بهبود نيافته بود و پيامبر ص هنوز دفن نشده بود، که هر چه خواستيد کرديد. و بهانه آورديد که از فتنه مي‌ترسيم؛ اما در آتش فتنه سقوط کرديد، و راستي که جهنّم برکافران احاطه دارد؛ شما کجا و فتنه خواباندن کجا ؟[7]»

حضرت زهراء(س)بي پرده به آنها فرمود مواضع سياسي و اجتماعي شما دراين روزها از سر دين داري و مصلحت انديشي نيست بلکه محصول ضعف ايمان و پيروي از وساوس شيطان است. چراکه اگر از روي درد دين بود هرگز حاضر نمي‌شديد عهدي را که در دير با رسول خدا بسته بوديد شکسته و هنوز جنازه مطهر رسول خدا دفن نشده سراغ تعيين جانشين برويد:

«چرا بيراهه مي‌رويد؟ در حالي که کتاب خدا در ميان شماست، مطالبش روشن است، و احکام آن درخشان، ونشانه هاي هدايت آن آشکار، و نهي و هشدار هاي آن روشن و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت کرديد، و از آن روي گردان شديد، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد؟ يا داوري جز قرآن مي‌گيريد ؟‌... و هر کس غير از اسلام ديني برگزيند از او پذيرفته نيست. و در آخرت از زيانکاران خواهد بود. سپس آنقدر درنگ نکرديد که دل رميده آرام گيرد، و مهار کردن آن آسان گردد. پس آتش گيره ها را بر افروختيد، و به آتش فتنه ها دامن زديد. تا آن را شعله ور سازيد. و به شيطان گمراه کننده پاسخ مثبت داديد. و براي خاموش کردن نور اسلام آشکارا بسيج گشتيد. و به از بين بردن سنّت هاي پيامبر برگزيده، روي آورديد و حرکتهاي منافقانه آغاز کرديد. و براي نابودي اهل بيت او در پشت تپه ها و درختان کمين کرديد. و ما در برابر مصيبت هايي که چونان خنجر برّان يا فرورفتن سنان در شکم است چاره اي جز صبر نداريم»

دختر گرامي‌پيامبرص با افشا کردن تغيير هويت ديني و استحاله فرهنگي اصحاب، پس از رحلت پيامبرص ريشه هاي انحراف و سکوت خواص را مشخص نموده و زواياي مبهم تحليل حوادث صدراسلام را روشن ساخت و با شکستن هيبت خواص منحرف، راه گذر از اصحاب متساهل را باز کرد. اين عمل بزرگ موجب گرديد فلسفه سياسي اسلام از خطر تحريف مصون بماند و خط ولايت و خلافت آسماني در نظر حق طلبان تاريخ هويدا گردد. البته عدّه زيادي در طول تاريخ بر اثر تغافل و تجاهل چشم خويش را از مشاهده حقايق بسته و خود را به خواب زده اند و علي ع را به عنوان خليفه چهارم دانسته اند. اما با مجاهدت هاي زهراي أطهر(س) راه شناخت حق و باطل باز گرديد و مسائل شفاف شد. نه تنها انحراف مسير خلافت فاش گرديد، بلکه اساسا صلاحيت خلفا و رأي دهندگان به آنان يعني کساني که با علم به مفضوليّت آنها به آنان رأي داده بودند زير سؤال رفت.

 

 



[1]- صحیح البخارى كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ(ص 710، ح 3714)  باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم

[2]الامامه والسياسه، ج1، ص31

[3]- دشتي، نهج الحياه، ص33، ح206

[4]- همان، ص328، ح204

[5]- نهج الحياه، ص108

[6]- همان ‌ص130

[7]نهج الحياه ص180تا110

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: