استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین داود پارسا

تمام عظمت فاطمه در انتخاب‌های اوست(1)

موضوع: مناسبت ها

تاریخ ثبت: 1393/01/02

توضیح: متن زیر حاصل مصاحبه‌ای مکتوب است که  با حجت الاسلام و المسلمین پارسا درباره حضرت زهراء سلام الله علیها انجام شده است. بدین وسیله از ایشان که قبول زحمت فرمودند و به سؤالات ما پاسخ دادند، تشکر می‌کنیم.

قسمت اول:


لیله‌القدر: بررسی شخصیت حضرت زهراء سلام الله علیها و زندگی او چه اهمیتی برای ما دارد؟

 سخن گفتن از شخصيتى که داراى عظمتى ويژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانيت است، عشق و عجز را به همراه خود ‌مي‌آورد.

  قرآن کريم، پيامبر اسلام(ص) را الگو معرفي مي‌کند و پيامبر اسلام(ص) با بيانات گوناگون در موارد متعدد، اهل بيتش را به عنوان الگوي امت معرفي مي‌کند و در محور اهل بيت، فاطمه زهرا(س) قرار دارد که رسول خدا(ص) با بيان زيباي "و هي سيدة نساء العالمين" او را الگو و نمونه‌ي زنهاي عالم تا قيامت معرفي نموده است.

حضرت فاطمه زهرا(س( در تمام ابعاد زندگي الگو و نمونه است و شخصيتي است که در کمتر از 20 بهار عمر خود در دنيا، خود را به چنان مقام و عظمتی رسانيد که مايه‌ي مباهات خداوند در برابر فرشتگان قرار گرفت.

 فاطمه محور هستى و انگيزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمين و جن بود:«يا أحمد! لولاک لما خلقت الافلاک، لولا على لما خلقتک، لولا فاطمه لما خلقتکما»  

  کسی که، رسول خدا او را مدح کرده: «فَاطِمةُ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَیّ»؛«فَاطِمةُ أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ» محبوب ترین و عزیزترین آدم پیش من زهرای مرضیه (ع) است...

  لو کان الحُسن شخصا، لکان فاطمة، بل هی اعظم. انّ فاطمة ابنتی خیر أهل الأرض عنصرا و شرفا و کرما

اگر حُسن (و جمال) الهی در سیمای شخصی مجسّم می گشت، هر آینه در فاطمه علیهاالسلام بود، بلکه فاطمه علیهاالسلام از آن بزرگ تر و افضل است. همانا فاطمه دخترم، بهترین اهل زمین از نظر سرشت، شرف و کرامت است».

او مدل و اسوه آسمانی است، و از زندگانی آسمانی اش فروغ هدایت به منهج رهپویان حقیقت جاری است؛ او عصاره آفرینش و لطیفه خلقت است.

  حضرت باقر (عليه السلام) چنين مى فرمايند:

حضرت فاطمه ى زهرا (عليهاالسلام)- چنان منزلتى دارد كه پيرويش بر همه‌ى مخلوقات خدا از جن و انس و پرندگان و وحوش گرفته تا پيامبران و ملائكه‌ی مقرب، واجب و ضرورى  است».

  امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:

رسول خدا خيلى فاطمه را دوست مى داشت و او را مى بوسيد. عايشه اعتراض كرد، پيامبر در جواب فرمود: هنگامى كه مرا به معراج بردند، داخل بهشت شدم . جبرئيل مرا نزد درخت طوبى برد. از ميوه هايش به من داد و آن ها را خوردم . پس نطفه اى در من بوجود آمد. زمانى كه به زمين آمدم ، با خديجه همبستر شده و او به فاطمه حامله شد. بدين جهت هر وقت فاطمه را مى بوسم ، بوى درخت طوبى به مشامم مى رسد

او که از کودکي، نه تنها به عنوان يک دختر نسبت به پدر، بلکه همچون مادر دلسوز از پدر در برابر اذيتهاي مشرکين، پاسداري و از مقام نبوت حمايت نمود تا آنکه لقب «ام ابيها» برخود گرفت و  او که در دفاع از مقام ولايت که تداوم بخش راه نبوت و رسالت پيامبر مي‌باشد، جان را در طبق اخلاص نهاد و مقام اولين شهيده‌ي راه ولايت را به خود اختصاص داد.او که در تربيت فرزندان با بينش الهي و نيايش هاي معنوي و عبادي آن قدر کوشيد تا روح و روان فرزندانش را با عبادت و نيايش شبانه، آشنا و مأنوس گردانيد و آن قدر درس صبر و استقامت را با عمل به فرزندان خود آموخت که قهرمانان صبر در سر زمين کربلا گرديدند و ملائکه‌ی آسمان از صبر و استقامت آنان به شگفت آمدند.

آن قدر در محراب عبادت استقامت خالصانه ورزيد تا ملقب به عابدترين فرد گرديد و در اين مسير تا آنجا پيش رفت که نور عبادت او از محراب عبادت به آسمان آشکار و از اين باب معروف به "زهرا» "گرديد.

در شوهرداري آن چنان کوشيد که تا آخر عمر، علي(ع) از او ناراضي نگرديد و او از علي(ع) ناراضي نگرديد و در مقام عفت و حيا و حجاب، صدر نشين زنان عالم گرديد و در زهد و قناعت زاهدان عالم را به شگفت واداشت.

و در يک کلام؛ در تمام ابعاد زندگي آنچنان خداگونه قدم گذاشت تا انوار جلال و تجليات جمال ذات احديت در آينه جانش انعکاس يافت و مقام والاي عصمت را از خداوند با نزول آيه تطهير دريافت نمود، و اطاعت از خدا را آنچنان عجين زندگي خود نمود تا به مقامي رسيد که رضاي او رضاي پيامبر و رضاي خدا و غضب او غضب پيامبر و خشم و غضب خدا گرديد و وجودش چنان مظهر تجلي ذات خدا گرديد که اذيت او اذيت خدا قلمداد گرديد.

 شخصيت حضرت زهرا(س( در ابعاد مختلف زندگي آن حضرت، به عنوان الگو و نمونه‌ي زندگي مطرح است و هر بعدي از زندگي آن حضرت، تجلي انوار جمال و جلال الهي است.

لیله‌القدر: ‌شما دلیل این عظمت و جایگاه بزرگ حضرت زهراء را بیشتر در چه چیزهایی می‌دانید؟

  تمام عظمت فاطمه در انتخاب هایش است. هر کس در زندگی اش چیزی را انتخاب می کند؛ یکی می گوید مثلاً فلان هنرپیشه الگوی من است؛ یا فلان موزیک و آهنگ، یا فلان امپراطور و شخصیت برای من به عنوان فرد مرجع مطرح است. انسان از صبح تا شب، دائماً در حال انتخاب است. شما مثلا وقتی پارک می روید، می گویی اینجا می نشینم چون خلوت تر است؛ چون خنک تر است. در حال انتخاب هستید. و یا برای خانه خریدن یکی می گوید می خواهم خانه ام کنار مسجد باشد برای اینکه می خواهم نماز جماعت بروم؛ یکی می گوید می خواهم دور از مسجد باشد تا صدای اذان و ختم و اینها را نشنوم، در حال انتخاب است.

انتخاب های چهارگانه حضرت فاطمه 

در این جا چهار تا از انتخاب های حضرت زهرا  علیها السلام را بیان می کنیم تا ملاحظه کنید، فاطمه  علیها السلام چرا فاطمه است؟ پدرش اگر دست زهرای مرضیه  علیها السلام را می بوسید، و او را مادر (ام ابیها) خطاب می کرد، اگر با سه قرص نانی که در راه خدا می دهد  آیه 18 از سورۀ هل اتی در شأن حضرت نازل می شود. اینکه امام باقر  علیه السلام مریض می شوند و تب می کنند، وقتی آب به سر و صورتش می زنند می گوید یا فاطمه! و با نام مادرش از خدا شفا می خواهد! و یا نقل شده پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی می خواستند بعضی از مسایل و احکام شرعی را بگویند پیش از آن نام فاطمه را می آوردند و می فرمودند: «یَا حَبِیبَةَ أَبِیهَا کُلُّ مُسْکِرٍ حَرَام»ای فاطمۀ من! حبیبه و محبوبۀ من، هر چیزی که مست کننده باشد، حرام است. وقتی می خواهد این حکم را ابلاغ کند پیشوندش را نام فاطمه  علیها السلام می آورد. این همه احترام به خاطر شخصیت و انتخاب هایی است که حضرت زهرا داشتند.

انتخاب رضای خدا بر رضای غیر خدا

در تمام صحنه های زندگی فاطمه  علیها السلام رضایت خدا بر غیر خدا ترجیح داشت. وقتی به خواستگاری زهرای مرضیه  علیها السلام آمدند پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ایشان فرمودند: دخترم! علی، به خواستگاریت آمده، حضرت رضای خداوند را از پدر جویا می شود. با وجود اینکه خواستگارهای پولداری نظیر عبدالرحمن بن عوف به خانۀ پیغمبر رفت و آمد داشت. طوری که او پیشنهاد داد که خانۀ ده هزار درهمی را به نام فاطمه می کنم. 

امام علی  علیه السلام برای خواستگاری آمد، نخستین سؤالی که فاطمه پرسید این بود: «أرَضِیَ اللهُ»؛ آیا خدا از این ازدواج من راضی است؟اینکه پول دارد یا ندارد؛ خانه اش کجاست و... از ناحیۀ فاطمه مورد پرسش قرار نمی گیرد، تنها رضایت خداوند برایش مطرح است. آن هایی که مدینه مشرف شده اند می دانند که خانۀ زهرا  علیها السلام جای محقری بوده است، اما در همان جا جبرئیل رفت و آمد داشته است.

با وجود اینکه فرزندان فاطمه کوچک بودند و نیاز به مراقبت بیشتری داشتند، اما خود حضرت «جُو» آسیاب و آرد می کرد و همزمان مشغول ذکر بود. می گویند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی این وضع را می بیند اشک در چشمانش حلقه می زند! دختر یگانه اش را که واسطۀ امامت و نبوت است می بیند که در دشواری های زندگی، زندگی می کند. برای اینکه با او همدردی کند می گوید: «یَا بِنْتَاهْ تَعَجَّلِی مَرَارَةَ الدُّنْیَا بِحَلاوَةِ الآْخِرَةِ»؛ دخترم تلخی دنیا را بچش! ان شاءالله با شیرینی آخرت حل می شود. درست است که اینجا برایت سخت و دشوار است، ولی در قیامت آن قدر مورد توجه قرار می گیری که همۀ این تلخی ها فراموش خواهد شد. فاطمه در جواب چه فرمود؟ دقت کنید! بعضی ها می گویند، اینجا خانه ام کوچک است عیب ندارد؛ اما خداوند در عوض در بهشت خانۀ بزرگتری به من خواهد داد. حضرت چنین نگفت، عرضه داشت: «الْحَمْدُللهِ عَلَی نَعْمَائِهِ وَ الشُّکْرُللهِ عَلَی آلائهِ»پدر جان! خدا را شکر به همین خانۀ کوچک و زندگی، به همین سادگی .

پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم از امیرالمؤمنین پرسیدند: زهرا چگونه زنی است؟ رفتار رسول خدا را ببینید چه قدر الهی است، که از علی  علیه السلام می پرسد که زهرا چه طور همسری برای تو است؟ امیرالمؤمنین عرضه داشت: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی طَاعَةِ الله»؛ فاطمه بهترین کمک برای من در مسیر طاعت خداست. حضرت زهرا  علیها السلام شب عروسی وقتی وارد خانۀ امیرالؤمنین شد اشک می ریزد، علی  علیه السلام می فرمایند زهرا جان چرا گریه می کنی؟

به نظر شما شب اول عروسی علت اشک ریختن زهرای مرضیه چیست؟ حضرت زهرا  علیها السلام می فرماید: علی جان! من از انتقال خانه پدر به خانه شوهر، یاد یک انتقال دیگری افتادم. یاد چه انتقالی؟ - یاد اینکه یک روزی از این دنیا باید به عالم قبر و قیامت رفت.یاد این افتادم که ما دو تا انتقال داریم؛ یکی به خانۀ شوهر، بعدی انتقال به قبر. از همان شب اول ازدواج یاد مرگ فراموش نمی‌شود. جدایی و طلاق اختلاف از کجا نشأت می گیرد؟ چرا آمار طلاق در ایران بالای سی هزار در سال است؟ بیشتر زوج هایی که طلاق می گیرند جوان هستند، از هر شش هفت ازدواج یکی در سال گذشته منجر به طلاق شده است! چرا؟ سی هزار طلاق برای یک کشور چرا؟ چرا در زندگی ها مهربانی نیست؟ باید بدانیم که به خاطر کمی امکانات نیست.

آمار نشان می دهد که بیشتر در خانواده های ثروتمند طلاق اتفاق می افتد. اما چرا؟ چشم اگر عفت نداشت، نفس اگر حد اشباع نداشت، نگاه اگر به دنبال ناموس دیگران بود و مرگ و یاد خدا اگر به فراموشی سپرده شد، غیر از طلاق انتظار نمی رود. فاطمه از شب اول حرف آخر را زد، فرمود: بعد از اینجا قبر است! اگر زوجین از اول حرف آخر را نزنند، همسرش یک ماه دو ماه، یک سال دو سال بعد، ویژگی های نخست را ندارد چرا که امور طبیعی رو به زوال است. 

چرا استمرار زندگی ها کم شده؟ چرا در دادگاه ها اختلاف خانوادگی بیداد می کند؟ اگر زندگی فاطمه الگو قرار می گرفت بی ثباتی زندگی مشترک به کلی رو به زوال می رفت. مثل یک چنین روزی وقتی آقا امیرالمؤمنین کنار بستر زهرا نشست، اول سؤالی که زهرا از ایشان کرد این بود: علی جان! آیا از من راضی هستی یا نه؟ از پدرم شنیدم که مرد باید از زنش راضی باشد. از علی  علیه السلام نقل شده است که «والله ما اغضَبَتنِی»؛ به خدا قسم حتی یک بار فاطمه مرا عصبانی و خشمناک نکرد. در اوج فقر و نداری زهرا حتی یک بار هم دل مرا با خواسته هایش نرنجاند. زهرای مرضیه حتی حلال غیر منهی را نخورد! روزها گرسنه ماند و غذا را به یتیم و اسیر و مسکین داد. کسی که این نان را می دهد نه به خاطر این است که اسمش در تاریخ بماند، خیر، چون دختر پیغمبر است و نه اینکه فردا از او تعریف کنند در کتاب ها از او چیزی بنویسند، بلکه می گوید: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ».این عظمت فاطمه  علیها السلام است که رسول خدا آن گونه او را احترام می کند.

انتخاب های یک آدم به او ارزش می دهد. شما انتخاب حُر را در روز عاشورا ببینید! او امام حسین  علیه السلام را انتخاب کرد و یزید و دنیا را انتخاب نکرد. دنیا را واگذاشت و آخرت را انتخاب کرد. اصل سخاوت را انتخاب کرد و اصل بخل را رها ساخت.

چرا وقتی امام صادق  علیه السلام نام مادر را می شنید اشک در چشمانش حلقه می زد؟ انتخاب رضای خدا، بر رضای دیگران، اولین دلیل عظمت دختر رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است. این عظمت باعث شد که مورد احترام پیغمبر خدا و امامان معصوم  علیهم السلام قرار گیرد.

انتخاب فقر بر ثروت

فاطمه  علیها السلام می توانست ثروتمند باشد؛ هیچ کاری نداشت زمینه و همۀ امکانات به صورت کامل برایش فراهم بود، با یک دعا و یک درخواست، دنیا در اختیارش قرار می گرفت، اما خودش فقر را بر ثروت ترجیح داد.

 بنابراین ، کسانی که همّ و غمشان دنیا باشد و از جلوه های دنیاعبور نکرده باشند، نیاز به الگو و اسوه برای آنان ضرورت پیدا می کند.اسوه هایی که در سر به زنگاه زندگی و بن بست های آن می‌تواند راهگشا و راهبر باشند.

     فاطمه، الگوى كسانى است كه بيش‏تر از خودشان هستند و بيش‏تر از رفاه و عدالت و تكامل را مى‏خواهند؛ كه انسان، با رسيدن به تكامل و شكوفايى استعدادهايش، جهتى عالى‏تر مى‏خواهد تا رشد داشته باشد؛ وگرنه خسر و خسارت، او را مى‏ربايد. بررسی شخصیت فاطمه زهرا به عنوان یک الگو و اسوه می‌تواند برای همه کسانی که از دل دنیا بیرون آمده‌اند و تولد دیگری پیدا  کرده‌اند ضرورت پیدا ‌کند.                        

لیله‌القدر: منظورتان از «تولد دیگر» چیست و این چه رابطه‌ای با بررسی شخصیت حضرت فاطمه زهرا دارد؟

   هنگامى كه انسان از خودش متولد شد، هنگامى كه به تولدى ديگر رسيد، با اين تولد تازه و با اين ولايت ميمون، انسان دو تا مى‏شود. انسان صاحب دو «مَن» مى‏شود. اول: «مَن»ى كه بود؛ یعنی: «منِ» مادر. و دوم: «مَن»ى كه شد؛ یعنی: «منِ» فرزند.

البته «منِ» مادر، خودش مجموعه‏اى از «من»‏هاست. مجموعه‏اى از احساس‏ها و عاطفه‏ها و نيروهاست. دنياى بزرگى است. بزرگتر از آنچه كه در روان‏شناسى آمده و در داستان‏ها نقش بسته.

اين «من» بزرگ، اين «من» مادر، با اين «من» فرزند، ناچار درگير است و از اين لحظه به بعد، لحظه‏ى جهاد است. جهاد با نفس.  مبارزه بانفس، يعنى همين دو تا شدن انسان و تولد دوباره‏ى او. مبارزه دو طرف مى‏خواهد. جهاد دو طرف مى‏خواهد. تو كه هنوزتولدى نيافته‏اى، بيش از يكى نيستى و اين است كه مبارزه‏اى ندارى.مبارزه معنا ندارد. مبارزه زمينه ندارد.

با شروع مقايسه‏ها، همراه تكبيرها و در كنار شهادت‏هاست كه عشق جهت مى‏گيرد و ايمان سر مى‏گيرد و جهاد شروع مى‏شود. اين جهاد ميان تويى است كه متولد شده و ميان تويى كه توليد كرده و اين هر دو طرف همراه نيروها و آموزش‏هايى هستند. نيروى «من» مادر، همان غريزه‏ها و همان وابستگى‏ها، همان طبيعت‏ها وعادت‏هاست و نيروى «من» فرزند، همان عشقى است كه از غريزه‏ها بوجود آمده. همان زمينه‏هايى است كه اكنون تبديل شده.

اين هر دو «من» آموزش‏هايى دارند. از يك طرف شيطان است، خناس است كه وسوسه مى‏كند، كه دنيا را جلوه مى‏دهد، كه غريزه‏ها را تحريك مى‏كند. و از اين طرف رسول و معصوم است كه عشق بزرگتر را نشان مى‏دهد. مقايسه‏ها را يادآورى مى‏كند و عظمت‏ها را در دلت مى‏نشاند، تا ديگر دنيا در چشمت كوچك شود. تا همان غريزه‏ها، همان حبّ‏الخير در تو شكل جديد بگيرد و از همان بدى‏ها، تو خوبى‏ها را بدست بياورى، كه با تركيب مى‏توان به تبديل رسيد. يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات.

خدا اينگونه بدى‏ها را به خوبى‏ها باز مى‏گرداند و اينگونه از همان‏ها كه تو بدى مى‏نامى، خوبى را بيرون مى‏آورد

 بنابراین، فاطمه زهرا الگو و اسوه ی کسانی می‌تواند باشد، که در سکوی "تولد دوباره" ایستاده و از حوزه های عادات و تقلیدات وتأثرات محیطی عبور کرده‌ و زندگی را از دریچه‌ی تفکر و تعقل نظاره‌‌گرمی‌باشند.[1]

 



[1]- استفاده از کتب استاد علی صفایی

2-استفاده از صحبت های دکتر رفیعی

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: