استاد علی صفایی حائری عین صاد
 

تعداد کل مطالب: 50

كى قرار است عهده‌دار شويد؟

عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

در آن ماه وقتى به سراغ سيد رفتم تا مبلغ ماهيانه را از ايشان گرفته و به حساب مرحوم ابوى بريزم، او نداشت و من هم با دست خالى به خانه برگشتم. آخر حاج آقا كه از وضعيت مالى و رفت و آمدهاى پدرم خبر داشت به من گفته بود هر ماه مبلغى از سيد بگيرم و به حساب پدر واريز كنم تا كمك خرجى باشد و ...

اختیار تو دست من نیست!

سیدعبدالرضا هاشمی ارسنجانی

مشورت يكى از رفقا جهت مشكلى در زندگى‌اش از حاج آقا مشورت مى‌خواست. بعد از اينكه موضوع مطرح شد حاج آقا راه حلى ارائه كرد و بعد از اتمام صحبت‌ها از او نظر خواسته و پرسيد: خب، حالا چه كار مى‌خواى بكنى؟! از آنجايى كه خود حاج آقا هم مى‌توانست در جريان مؤثر باشد، دوستمان ...

شعله‌هاى هرز

عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

وقتى چشم‌هايم مقدارى به حقايق بازتر شد و ديدم ما در اين دنيا فرصتى نداريم و حتى با تمام تلاش باز هم كم مى‌آوريم و وقتى ديدم حضرت على(ع) با آن عظمت و ابهت ناله هم مى‌كند كه: «آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ[1]».   و اين را احساس كردم كه حضرت على(ع) تعارف ...

کفش‌های میرزانوروز

عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

روز سردى بود و در حالى كه پشت موتور دست‌هايم يخ زده بود حاج آقا را به خانه رسانده و ايشان پياده شدند. در خانه را باز و به من تعارف كردند كه به داخل بروم. من هم تشكر كردم و خداحافظى كردم كه بروم. در همان حال كه مى‌خواستم موتورم را روشن كنم به پاهاى من نگاه كرد و متوجه شد من كفش ...

بدتر از آنچه هستى بگو ولى بهتر باش

عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

بعد از دردسرهاى زيادى كه براى ازدواج پشت سر گذاشته بودم تازه مورد مناسبى پيدا شده بود و من خيلى علاقه مند بودم كه اين وصلت سر بگيره. در حالى كه آماده شده بودم تا براى گفت و گو بريم، از طرفى خوشحال و از طرفى دلهره داشتم؛ چون نمى‌ دونستم در صحبت‌ها چه بگويم و از كجا شروع ...

پیامی از أباعبداللّه علیه‌السلام

عبدالله عرب‌زاده

خدا را کجا بیابیم، خدا نزد مسلمین است یا مؤمنین یا متقین یا محبین و یا مخبتین؟ خدا نزد دلهای شکسته است![1] وقتی می‌بینی اعمالت سدّ راهت هستند و در آنها مانده‌ای و هنوز وصل به حق نشده‌ای و کاسه‌ات نه تنها خالی بلکه شکسته و آلوده است، آنجا که عاجزی و خسته، پایی برای رفتن ...

انس با قرآن

سید عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

قرآن در زندگى‌ام غريب بود و با كتاب خدا هيچ انسى نداشتم. هرازگاهى كه ماه رمضان يا مناسبتى پيش مى‌آمد خودم را به زور راضى مى‌كردم تا شايد بتوانم يكى دو ساعت وقت بگذارم و به اميد وعده وعيدهاى خدا كه هر آيه‌اى برابر يك ختم قرآن است مثلاً در هر چند دقيقه يك ختم قرآن كرده ...

درس وفاداری

عبدالله عرب‌زاده

           کـربلا کعبه عشق است و من اندر احـرام              شد در این قبلۀ عشاق شد دوتا تقـصیرم            دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد              چـشـم من داد از آن آب روان ...

آب حیات

عبدالله عرب‌زاده

دوش وقت سحــر از غـصه نجــاتم دادند                                 وانـدرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده ...

به تقليد پرواز نكن

سید عبدالرضا هاشمی ارسنجانی

چيزى كه براى من در انتخاب همسرم مهم نبود تيپ، قيافه و زيبايى بود. يك زن خوب و با ظرفيت را كه با بدى‌هاى من سازگار باشد، به همه چيز ترجيح مى‌دادم. وقتى با اين ديد به خواستگارى مى‌رفتم كمتر به بعد چهره و زيبايى توجه مى‌كردم. البته ناگفته نماند كه اگر موردى پيدا مى‌شد ...

اولین | قبلی | 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | بعدی | آخرین
تعداد نمایش در هر صفحه: 10 | 20 | 50 | همه