استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

مدیریت انسان از منظر دین - قسمت هجدهم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین داوود پارسا

تاریخ ثبت: 08 / 11 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

جهت های حرکت

آیا جهتی پائین تر از انسان ؟

آیا جهتی برابر با انسان ؟

آیا جهتی بالاتر از انسان ؟

جهت پائین تر «تنزل» است. جهت برابر «تنوع» است. جهت بالاتر «صعود »و «رشد» است.

یک باغبان، وقتی درخت های باغش میوه می دهد، هیچ وقت ،میوه ها را به حال خود رها نمی کند، و یا میوه ها را نمی چیند و دوباره پای ریشه ها دفن کند. بلکه آن ها را می چیند و سعی می کند به بهترین وجه به مصرف برساند.

تمام هستی، یک درخت است ،که  میوه ی این درخت هستی ، انسان است. همه ی ابر، باد، مه، خورشید و فلک به انسان ختم می شود. زمین، نفت، طلا و الماس و....و ریشه ها و ساقه ها و شاخه ها همه برای تو هستند.اما تو مال کی هستی؟ آیا تو خودت را سر شاخه ها می گذاری تا بپوسی؟ و یا خودت را احتکار می کنی و دوباره پای ریشه ها و خاک ها می گذاری؟  برای چیزهایی که مال تو هستند و برای تو هستند.

انسان باید بداند، که همه ی آنان از جهت ارزش، کمتر از او هستند. انسان، میوه ی نظام هستی است. نباید خودش را برای مُرده ها و راکد ها هزینه کند. انسان باید حرکت داشته باشد. کار انسان تحرک است. و نه تنوع. تنوع: شکل عوض کردن است. و بَزک کردن است. مثل این که در زندگی هر روز با یک مُدل لباس، و یا هر سال با یک مُدل ماشین، ویا هر مدت با یک  مُدل گوشی و....خود را مشغول کند. که تمامی این ها می تواند مصداق تنوع طلبی انسان در زندگی باشد.

انسان می بیند، تمام هستی به او منتهی شده  و مسخًر او هستند. و همه ......و همه به او رسیده اند. حال او دوباره به عقب باز گردد، و به سوی همان ها، همان هایی که برای او بوده اند، برگردد.

او می بیند،از سنگ، خورشید، شاخه ها و درخت ها جلوتر است. اما، نه جوششی و نه رویشی و نه جنبشی و نه شکوفه و کوششی. سنگ ها فجر داشته اند و شکافته شده اند.اما من فجری و جوششی نداشته ام. خاک ها این همه رویانده اند، اما من رویشی نداشته ام. خورشیدها، این همه حرکت و جنبش، این همه بخشش و دهش داشنه اند، اما من هیچ نوری و حرارنی و هیچ شوری و جنبشی نیافریده ام.

وقتی هنگام بهار ، به باغ ها نگاه می کنیم، و شاخه ها را غرق شکوفه می بینیم، راستی انسان شرمش می آید، که چندین بهار از عمرش گذشته، ولی هنوز مثل چوب خشک و مُرده است. ولی چوب های مُرده شکفته اند و در گُل غرق اند.

پس، هم تنوع خسارت است. و هم تنزل خسارت است. لذا در قرآن خُسر در مقابل رُشد آمده. « و العصر انّ الانسان لفی خسر» و «أراد ربهم بهم رَشَدا».

«رُشد» در برابر «خُسر» است. و «کمال» در برابر «نقص». رشد در قرآن خیلی پربارتر و عمیق تر  از تکامل است. استعدادها وقتی حرکت کردند، و به اُوج خود رسیدند. مثلا: قدرت بازوها، قدرت فکری، قدرت عقلی، قدرت روحی و.....هنگامی که به اُوج خود رسیدند،  واز نقص ها رها شدند، تازه همین ها همراه، یکی از دو حالت: رشد و یا خسر هستند. اگر با دستم و قدرت بازویم و فکر و عقلم در جهت عالی تر کار کنم، رشد کرده ام. وگرنه، خسارت دیده ام و باخته ام. در این قسمت برای توضیح بیشتر،  می توان به کتاب رشد از استاد علی صفایی مراجعه کرد.

انسان هنگامی آدم می شود، که به استعدادهای شکل گرفته اش جهت بدهد.برای این انسان، مکتبی، مطلوب است ، که جهت حرکت و روش حرکت و.....را به او یاد بدهد.و بیاموزد. بدون آن که او را در راه بغلطاند و یا بغل بگیرد. قرآن، کتابی است که به انسان، نه تکامل، که رُشد را هدیه می هد. «یهدی إلی الرشد». هدایت کردن به سمت رشد.

قرآن ، کتابی است که پس از شکل گرفتن، رهبری کردن را می آموزد. که رشد، رهبری کردن استعدادهای تکامل یافته است.

انسان ها گرچه در سرمایه ها و استعدادها با هم تفاوت دارند. اما در جهت دادن و مدیریت  و رهبری آنان با هم مساویند. با این دید دیگر اختلاف استعدادها مسأله ی ظلم و بی عدالتی رابه دنبال نمی کشد.چون حکمت الهی بر اساس نیازهای گوناگون افراد مقدًر می گردد. در حالی که این اختلاف در استعدادها، ملاک افتخار نیست. و از هر کس به اندازه ای که استعداد و سرمایه داده اند توقع و انتظار دارند. که: «لیس للانسان الا ما سعی.» و «ولا یکلف الله نفسا الا ما آتاها

3- چگونه بودن (کسب مهارت ها)

بعد این که دو سئوال اساسی، چرا بودن و یا فلسفه ی آفریدن انسان وسپس برای چه بودن و یا هدف انسان از زندگی، روشن شد. نوبت به سئوال سوم، یعنی چگونه بودن می رسد.

به عبارت دیگر، در دو سئوال اول و دوم مسائل فکری و معرفتی مطرح گردید. ودر سئوال سوم مسأله ی  عمل و اجرا مطرح می گردد، که آن را به نام مهارت های زندگی نام گذاری کرده ایم.

زندگی جنبه های مختلفی دارد ودر آن تلخی،شکست،ناکامی،اندوه و سختی های فراوانی است و قرآن کریم نیز می فرماید:«لقد خلقنا الانسان فی کبد» یعنی ما انسان را در رنج آفریدیم.ولی آدمی در مقابل تمام این موقعیت های دشوار و دردناک بی دفاع باقی نمی ماتد و هنر آدمی در تعقل وساختن زندگی است،جرا که در زندگی،هیچ آسانسوری منتظر بالا بردن کسی نیست. بلکه باید از پله های زندگی به ترتیب و یکی یکی بالا رفت و آن را پیمود.

بطور مثال، وقتی وسیله‌ای می خرید راهنمای استفاده از آن را هم به شما ارائه می دهند،اما وقتی متولد می شوید ،وقتی شغلی اختیار می کنید،وقتی ازدواج می کنید،وقتی پدر یا مادر می شوید کسی به شما دفترچه راهنما نمی دهد.هر کدام از ما بدون دفترچه راهنما پا به عرصه های مختلف زندگی می گذاریم.بنابراین در هر مرحله از زندگی ،برای بهتر زیستن ،به دفترچه راهنما که همان مهارت های زندگی است نیاز داریم و این مهارت ها برخی اقتباسی یا اکتسابی و برخی تجربی، برخی نیز در قالب تالیف و نوشتار به دست می آیند

مفهوم مهارت: مهارت عبارت است از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند .این تواناییها فرد را قادر می سازد تا که مسئوولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه به خود و دیگران با خواست ها ، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل موثری رو به رو شود    مهارت های زندگی شخص را قادر می سازد تا دانش ، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانییهای واقعی و عینی تبدیل کند تا بتواند از این تواناییها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد. و زندگی مثبت و شادابی برای خود فراهم سازد.

مهارت های زندگی شخص را قادر می سازد چه کاری را  چگونه باید  انجام دهد.  به عبارت دیگر او یاد می گیرد هر کاری را با روش مناسب آن انجام دهد.

امروزه، علی رغم ایجاد تغیرات فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی،بسیاری از انسان ها در برخورد با مسائل مختلف زندگی،فاقد توانائیهای لازم برای آن هستند به همین سبب در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر ظاهر می شوند و چه بسا در برخی موارد در تخریب خویش تسلیم می شوند.

در واقع بهتر است این چنین بیندیشیم که باید تمام افراد جامعه را در برابر مشکلات و مسائل زندگی واکسینه کرد.این کار با اموزش مهارتهای زندگی عملی می گردد و در نتیجه آن ها می آموزند که در دنیای بیشرفته و پیچیده ی کنونی ،چگونه زندگی نمایند که آسیب پذیری کمتری برخوردار باشند ودر رقابتهای اجتماعی بازنده نباشند،چگونه خطرات را از خود دور کنند و در مورد توانمندیهای خود به باورهای پایداری برسند.

اقسام مهارت ها

1- مهارت خود آگاهی و شناخت نفس

2-مهارت مدیربت زمان

3- مهارت انتخاب دوست

4-مهارت ارتباط با والدین

5- مهارت انتخاب همسر

6- مهارت ارتباط با محیط

7- مهارت شناخت دنیا


1- مهارت خود آگاهی و شناخت نفس

یکی از بحران های انسان در زندگی، شکست خوردن در تصمیمات و عهد و پیمان های  خود و منفعل بودن از حاکمیت نفس است. اگر انسان بتواند بر نفس خود احاطه پیدا کند و آن را درست مدیریت کند، می تواند بر بسیاری از اهداف عالی انسانی و الهی خود دست پیدا کند. و لذا در آیات قرآن و لسان روایات  به داستان نفس توجه ی ویژه ای گردیده است.

« یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و أهلیکم نارا» یعنی، ای مؤمنان مواظب خودتان و خانوا ده تان از آتش جهنم باشید.

در رواینی از امیرالمؤمنین(ع) آمده:رسول  گرامی(ص)به استقبال عده ای از یاران که در جنگ به پیروزی رسیده بودند، رفتند و به آن ها خوش آمد گفتند.و فرمودند: جنگی که شما به پیروزی رسیدید، جهاد اصغر است. و جهاد اکبر، جهاد با نفس است.

ما در تاریخ مشاهده می کنیم که، در جنگ های رسول(ص) الله چه افرادی که جان های عزیز خود را از دست دادند، ولی رسول الله(ص) آن را جهاد اصغر معرفی کردند، و مبارزه با نفس را یک جهاد اکبر  نامیدند.

سؤالی که ممکن است در ذهن ایجاد شود، اینکه نفس انسان، چه ویژگیهایی دارد که حضرت،این گونه مبارزه  با آن را، جهاد اکبر می نامند:                                                                                                        

ویژگی های نفس:

پنهانی نفس: دشمنی که، ما می خواهیم با آن به مبارزه بر خیزیم، یک دشمن درونی و پنهان است. ودر نتیجه این پنهان بودن ، مبارزه را با مشکل و سختی روبرو می کند،

بازی نفس: نتیجه این درونی بودن و پنهان بودن نفس،یک نوع تشابه و به هم ریختگی در انسان است،که نمی تواند،نفس را شناسایی کند.و بگوید دیگر تأثیری در او ندارد.داستان آن عالم بزرگ، که در بین نماز جماعت ،نمازش را ترک کرده بود. وقتی علت ترک  نماز را از ایشان جویا شده بودند، گفته بود، بازی نفس را نازه فهمیدم، که از نماز جماعت زیاد خوشش می آمد. و لذا، حد و مرزها به هم خیلی شبیه می باشند.

در روایت آمده:«إنّ المؤمن لایصبح و لایمشی الا و نفسه ظنون عنده» مؤمن شب و روز را پشت سر نمی گذارد،مگر این که نفسش در برابرش متهم است.و لذا انسان دایما باید مرا قب نفسش باشد و آن را در حوزه تأثیرات کنترل کند.

پیچیدگی نفس: دشمن سعی می کند با روش ها و ابزارهای پیچیده برخورد کند و لذا، به راحنی نمیتوان دست آن را یاز کرد. و به همین علت، جهاد با آن هم باید با پیچیدگی  و مهارت همراه باشد.

حضور نفس:نفس در تمامی صحنه ها و شرایط حضور دارد.در نییات، در گفنار، در رفتار، در عبادات، در جوانی و در پیری. پس در نمامی مراحل و شرایط زندگی حضور نفس ، یک حضور جدی است.و برای به دام انداختن انسان همیشه طرح و برنامه دارد.

تذکر: نکته ای که لازم است به آن توجه داده شود، اینکه: خطر نفس از بقیه ی دشمنان انسان مثل شیطان، دنیا و مردم، بیشتر احساس می شود.و لذا، جهاد با نفس هم بزرگ ترین جهاد به حساب آمده است.«أعدی  عدوک نفسک التی بین جنبیک».


در قسمت آینده به شیوه های برخورد با نفس خواهیم پرداخت...

 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: