استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

مدیریت انسان از منظر دین- قسمت دوم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین داوود پارسا

تاریخ ثبت: 07 / 05 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

ساختار بحث را در اینجا ببینید.

مدیریت انسان از منظر دین

در زندگی روزمره ، ذهن ما همچون یک بزرگراه شلوغ در معرض انواع فکر و خیال است. و اگر قادر به مدیریت موثر آن نباشیم ، بی شک به مشکل بر خورده و اثر بخشی مان زیر سئوال خواهد رفت.

ما برای مدیریت و اداره ی صحیح انسان در  زندگی فردی و اجتماعی ، نیازمند معلومات و اطلاعاتی هستیم که بتواند انسان را در حوزه های تعاملات فردی و اجتماعی رهنما باشد، تا دچار ناهنجاری ها و آسیب ها و چالش های  زندگی نگردیم و لذا یک  مدیریت معقول و منطقی در  انسان ، مستلزم این است که او را  خوب شناسایی کنیم و ابعاد مختلف وجودی او را مورد کنکاش و تحقیق قرار دهبم.

توجه به سه سئوال کلیدی ذیل و تحلیل آن موجب می شود که ما انسان را در آغاز شناسایی نموده و سپس از منظر دین مدیریت نموده  و به تمام استعدادهای او جهت درست دهیم :                 

چرا بودن «فلسفه آفریدن انسان »

برای چه بودن «هدف انسان از زندگی»

چگونه بودن «کسب مهارت ها »  

بودن، هنگامی رجحان می یابد که خلقت رجحان داشته باشد . برای چه بودن ، هنگامی جواب می یابدکه درهستی ،حق و هدفی وجود داشته باشد.و چگونه بودن ، هنگامی مطرح می شود که نظام و جمالی مشهود و ملموس شده باشد. وگرنه این سه مسأله از ابهام بیرون نمی آید وانسان در بن بست های زندگی فرو خواهد رفت.

اگر مباحث مديريتى دينى ، زيادى و بى حساب است، از همين نكته برخاسته كه مديريت كارگاه با مديريت اجتماعى و نگاه تربيتى و تعليمى هماهنگ نيست و آدم انتخاب كننده و آگاه آزاد، برنامه‏ريزى نشده است و تمامى نيروها و موتورهاى او روشن نگرديده است. و اين طبيعى است كه آدمى كه بودن و نبودن و چگونه بودن و براى چه بودن خود را انتخاب نكرده و آدمى كه اهميت‏ها را در نظر نگرفته و بر اساس اهميت، شغل و نقش خود را دنبال نكرده و آدمى كه نظم را به معناى مراعات اهميت‏ها نشناخته و روابط متكافل و متعهد را تجربه نكرده و به مجموعه ی جريان و به كارهاى مانده نظارت ندارد، اين چنين آدم محدودى كه نياز كارگاه و كارخانه است و به كار مديريت‏هاى آمريكايى و آلمانى و ژاپنى و چينى مى‏آيد، از آگاهى و آزادى و انتخاب‏هاى اساسى دور و بركنار نگاه داشته شود و اين طبيعى است كه طرح‏هاى اين دو با هم هماهنگ نشوند و از هم بيگانه باشند كه دنياها و نگاه‏ها تفاوت اساسى دارد.

حتى اگر آدمى در صراط بود و با نيت و سنت‏ها و اهميت‏ها آشنا بود و به عبوديت رسيده بود و اسم و نقش و نشان حق را بر خود داشت، اگر آدمى در صراط بود، او را به سبيل و به كارهايش هدايت مى‏كنند؛ چون همان نظام جواب گو و همان مبانى و مقاصد به تو مى‏آموزد كه با چه كسى ازدواج کنی و چگونه ازدواج کنی، و مى‏آموزد كه چه بخورى و چگونه بخورى و چه كسى را مقدم بدارى. دين با اين نوع آدم حساس متفكر عاقل و با سنجش كار دارد، چه عابد باشد و چه زاهد و چه كاسب، چه خانه‏دار و چه بازارى. ديگر، شغل‏ها تفاوتى ندارند؛ كه عمل را با نيت مى‏سنجند و كارها را با نفس آدمى محاسبه مى‏كنند. و لذا در روایت آمده:«وحاسبوا أنفسكم» نه اینکه : «حاسبوا أعمالكم».   

        

 

1) چرا آفریدن(فلسفه آفریدن)

در مسأله ی فلسفه ی آفریدن  و این که چرا خداوند انسان را آفرید و یا آیا آفرینش انسان اولویت دارد و یا نیافریدن او، هر کدام از آنان  را در ذیل مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهیم:

اولویت در نیافریدن:

اگر کسی بگوید: که ای کاش خدا نظام هستی را نمی آفرید، در اولویت و رجحان نیافریدن با مشکلی به نام احتکار و بخل روبرو می شویم که هر کدام از آنان در مورد خداوند بی نیاز، صادق نیست؛ زیرا کسی احتکار می کند که نقص و نیازی در او باشد و خداوند قطعاً از این صفت به دور است و مسئله ی بخل هم از ساحت پروردگار به دور است. زیرا بخل، خصوصیت کسی است که احساس می کند اگر عطا کند از او کم می شود و حال اینکه این صفت هم از ساحت خداوند مُبرا  است که خداوند غنی و بی نیاز است و هر چه از فضل و کرامت خود ببخشد چیزی از او کم نمی شود.

 

اولویت در آفریدن :                                                                                                      

نياز

سرگرمى‏

ترس‏

و انتخاب و رجحان.

هر كدام از اين احتمالات را بررسى كن. آيا او مى‏تواند نيازى داشته باشد؟ اگر او نياز مى‏داشت، آيا مثل ما نبود؟ مگر او تركيب و كمبودى دارد؟

باید دانست ، وابستگى‏ها و نيازها بر غناء و وحدت و يگانگى، نشانه است. او هيچ گونه تركيبى ندارد. و در نتيجه هيچ گونه نيازى نخواهد داشت. او از خودش و از خلق و از خالق بى‏نياز است. صمد بودن، ادامه‏ى احَد بودن است. بى‏نيازى، نتيجه‏ى يگانگى است. و در نتيجه، اين وجود بى‏نياز، محدود نيست؛ چون محدود، محتاج حدود و مرزها  محتاج محدود كننده و مرزبان است.

و نامحدود، بر تمام هستى احاطه دارد. و در تمام هستى حضور دارد.و در نتيجه از تمام هستى، آگاهى دارد. «1»با اين تحليل ديگر احتمال نياز و سرگرمى كنار مى‏رود؛ چون كسى سرگرم مى‏شود كه برايش چيز تازه‏اى باشد. براى او چيز تازه‏اى نيست، كه او نامحدود است و در تمام هستى حضور دارد.و براى او ترس و دگرگونى نيست كه كسى در برابر او نيست.در نتيجه جز يك احتمال، چيزى نمى‏ماند ...

اين كه مى‏پرسى چرا آفريد، با اين سؤال همراه است كه چرا نيافريند؟آفريدن و نيافريدن، كدام يك رجحان دارد تا بر اساس رجحان‏ها يك طرف انتخاب شود.

آفريدن، با درد و رنج در انسان و ظلم و ستم در جامعه و تفاوت و تبعيض در خلقت، همراه است. اين سه مسأله در آفرينش وجود دارد. و نيافريدن، با احتكار و بخل، دست به گريبان است.

اگر آن سه مسأله جواب بگيرد و توضيح بيابد، آفرينش به رجحان مى‏رسد.

ما آفرينش خلقت توسط خدا را اين گونه بررسي ميکنيم با مواردي همچون نياز و سرگرمی و ترس‏و انتخاب و رجحان

آیا او می تواند نیازی داشته باشد؟ 

اگر او نیاز می داشت آیا مثل ما نبود؟

مگر او ترکیب و کمبودی دارد؟

او هیچ ترکیبی ندارد و در نتیجه هیچ گونه نیازی نخواهد داشت.او از خودش و از خلق و از خالق بی نیاز است. صمد بودن، ادامه ی أحد بودن است. بی نیازی نتیجه ی یگانگی است. و در نتیجه این وجود بی نیاز محدود نیست؛ چون محدود محتاج حدود و مرزها، و محتاج محدود کننده و مرزبان است؛ و نامحدود به تمام هستی احاطه دارد و در نتیجه از تمام هستی آگاهی دارد«هُوَ الأوَلُ وَ الأخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شیءٍ عَلِیمٌ»  [1].  

بااین تحلیل دیگراحتمال نیازوسرگرمی، کنار می رود. چون کسی سرگرم میشودکه برایش چیز تازه ای باشد،برای او چیز تازه ای نیست که او نامحدود است و درتمام هستی حضور دارد. و اما برای او ترس و دگرگونی هم نیست که کسی در برابر او نیست . پس آفریدن اولویت و رجحان پیدا می کند. و در نتیجه تنها یک احتمال باقی می ماند و اینکه در آفریدن انسان ممکن است برای بعضی ها شبهاتی و سئوالاتی  پیش آید، که باید مورد برسی و تحلیل قرار بگیرد:

چرایی های آفریدن :

   1-چرا رنج و سختی در انسان .

   2- چرا ظلم و ستم در جامعه   .

   3-چرا تفاو ت و تبعیض در آفرینش انسان.

اگر به سه سئوال  فوق،  پاسخ منطقی داده شود، قطعاً در اولویت آفرینش انسان هیچ شبهه و سئوالی نخواهد بود.                                                        



 [1]. سوره ی حدید ، آیه 3-1

قسمت بعدی

 



 سوره ی حدید ، آیه 3-1

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1391/5/20 - 12:21:20
niloofaran

باسپاس فراوان ازاینکه مطالب راگذاشتید,لطفادرصورت امکان سریعتر مباحث را کامل نمایید. بی نهایت سپاسگزارم.متشکر