استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آیه های تلاوت شده- قسمت دوم

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 07 / 05 / 1391

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری - مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

... از "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ" که سرآغاز همه سوره هاست شروع می کنیم:

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، نشان الله بر انسان

أَتَوَسَّمُ بِسْمِ اللَّهِ،با علامت اللَّه خودم را علامت مى‏گذارم.[1]

الرّحمن، كه او مى‏دهد، اما ديگران مى‏گيرند. او بخشنده است و ديگران مصرف كننده‏ى استعدادهاى من. بت‏هاى ديگر از نفس و خلق گرفته تا دنيا و شيطان، به من چيزى نمى‏دهند و اگر بدهند اين بخشش از روى رحمت نيست. اينها رحيم نيستند. مى‏دهند تا بيشتر بگيرند. علوفه مى‏دهند تا از شير و كشك و پشم ما استفاده كنند.

در نتيجه اينها سزاوار ستايش و سپاسى نيستند و تمام سپاس‏ها براى اللَّه است، أَلْحَمْدُللَّهِ، كه با بخشش (رحمانيّت) و محبتش (رحيميّت) به رشد و تربيت ما مى‏پردازد[2]

اسم الله كلمه نيست، نشان او را بر عمل گذشتن است.[3]

دیگران اخاذند

تو با نشان اللَّه و با اسم اللَّه خودت را علامت گذاشته‏اى و او را حاكم گرفته‏اى؛ چون رحمان اوست. ديگران اخّاذ هستند و از تو مى‏گيرند؛ چون رحيم اوست، ديگران اگر چه بخششى داشته باشند از رحمتشان الهام نمى‏گيرد، كه نان مى‏دهند تا از نيروهاى تو بگيرند.[4]

شروع رسول الله با بِسْمِ اللَّهِ

رسول (ص)، اسلام را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» با «قُولُوْا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا»  شروع مى‏كرد، با نمازش در كنار كعبه و پيامى كه در آن نماز داشت شروع مى‏كرد كه مى‏توانست انسان را به انتخاب برساند و بعدها آن انتخاب زمينه‏ساز تمام نظام‏ها و احكامى مى‏شد كه در مدينة الرسول؛ يعنى در جامعه اسلامى شكل گرفت.

هنگامى كه رسول خدا «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ»، همين يك جمله را روى نامه مى‏نوشت، كافى بود تا موقعيت و همه عقيده‏اش را بيان كرده باشد.

ما به سادگى از اين جمله گذشته‏ايم؛ چون از روز اول تا به امروز با اين كلمه مأنوس و همراه بوده‏ايم. عمق و پيام آن را نمى‏شناسيم، ولى آنهايى كه به اين جمله آگاه نبودند و آنچه داشتند «بِسْمِكَ اللَّهُمَّ» بود، در اين حد رسول براى آنها توضيحى دارد كه اسم و نشانه چه كسى را بر خود زده‏اند؟ چه كسى را بر خود حاكم گرفته‏اند؟ اسم و نشانه «اللَّه» را، چرا؟ چون او دهنده است، بخشنده است: «الرَّحْمن»، در حالى كه ديگران مى‏گيرند و اخّاذند.

در اين دهش و بخشش، رحمت او مطرح است: «الرَّحِيم»، در حالى كه ديگران در بخشندگى‏شان رحيم نيستند، مى‏دهند تا بيش‏تر بگيرند.

 این شعار همه انبیاء الهی است که کارشان را با بسم الله شروع می کنند و تأمل در نامه سلیمان نکته ظریف استاد را بیشتر روشن می کند که سلیمان با این عبارت شروع می کند؛ و بلقیس که اولین بار این کلمه را می شنود اینگونه موضع می گیرد و به اطرافیانش می گوید؛قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَريمٌ (29) إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ[5] و کرامت و بزرگی آن را اعلان می دارد؛ كِتابٌ كَريمٌ 

سوره حمد[6]

 در اين سوره با سؤال‏هايى روبرو هستيم:

 از شروع با بِسْمِ اللَّه و صفت الرَّحْمنِ الرَّحيم؟

و ارتباط اينها و جمله‏ى الْحَمْدُلِلَّهِ؟

و رابطه‏ى حمد، با اين توصيف‏ها و ادامه‏ى توصيف با ربّ العالَمين ؟

و تكرار الرَّحْمن الرَّحيم ؟

و دنبال آمدن مالك يَوْمِ الدِّين؟

 و دگرگون شدن سبك و التفات از غيبت به خطاب در ايّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعين ؟

و رابطه اين دو با يكديگر ؟

و دگرگون شدن خبر به انشاء در إِهْدِنا الصِّراط ؟

و توصيف صراط به مستقيم ؟

و توضيح صراط با صِراطَ الذَّينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِم ؟

و توضيح بيشتر با غير المغضوب عليهم و لا الضَّالّين.؟

اينها و جز اينها سؤال‏هايى هستند كه مطرح مى‏شوند تا به مرور، جواب‏هايى بيابند و نورهايى بياورند.

صراط مستقيم- نزديك‏ترين راه و بهترين راه- با آيه‏هاى ديگر تفسير مى‏شود، به عبوديت و اتباع و توحيد. «1» و براى رسيدن به اين حد و بدست آوردن اين عبوديت، و حركت در اين صراط، مركب‏هايى مى‏خواهيم كه در دو آيه به اين مركب‏ها اشاره شده:

1. أِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذينَ آمَنوُا الى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. «2»

2. مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ الى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. «3»

در آيه‏ى اول، ايمان را مركبى نشان مى‏دهد كه به صراط مى‏رساند، انَّ اللَّهَ لَهادِ الذَّينَ آمَنُوا.

اما در آيه‏ى دوم اعتصام و استعانت به حق را مركبى نشان مى‏دهد كه به صراط رسانده است؛ فقَدْ هُدِىَ الى‏ صِراطٍ.

براى رسيدن به ايمان و عشق حق[7] به ارزيابى معبودها و معشوق‏ها (فكر) و سپس به مقايسه‏ى آنها (عقل) نيازمنديم تا بتوانيم بهترين را انتخاب كنيم و به آن ايمان بياوريم.

در اين سوره تا اياك نعبد به ارزيابى و سنجش اللَّه و معبودها، اشاره دارد.

بِسْمِ اللَّهِ. أَتَوَسَّمُ بِسْمِ اللَّهِ، با علامت اللَّه خودم را علامت مى‏گذارم.

الرّحمن، كه او مى‏دهد، اما ديگران مى‏گيرند. او بخشنده است و ديگران مصرف كننده‏ى استعدادهاى من. بت‏هاى ديگر از نفس و خلق گرفته تا دنيا و شيطان، به من چيزى نمى‏دهند و اگر بدهند اين بخشش از روى رحمت نيست. اينها رحيم نيستند. مى‏دهند تا بيشتر بگيرند. علوفه مى‏دهند تا از شير و كشك و پشم ما استفاده كنند.

در نتيجه اينها سزاوار ستايش و سپاسى نيستند و تمام سپاس‏ها براى اللَّه است، أَلْحَمْدُللَّهِ، كه با بخشش (رحمانيّت) و محبتش (رحيميّت) به رشد و تربيت ما مى‏پردازد. دوستى او دوستى خاله خرسه «1» نيست كه به نابودى بينجامد. او رب است، آن هم نه براى يك محدوده و براى يك عده، كه براى همه و در تمام هستى، رَبِّ العالَمين.

و اين اللَّه با اين بخشش و محبت و تربيتش شاكر هم هست.

اگر كسى بخشش‏هاى او را در مسير به جريان بيندازد و شكر كند او دوباره مى‏بخشد و بيشتر محبت مى‏كند، الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. و او محدود نيست مثل ما نيست كه با بخشش‏ها از مالكيت كنار برود.

ما تا لحظه‏اى مالك هستيم كه نبخشيده‏ايم، اما او پس از بخشش‏ها هم مالك است. و اين مالكيت ادامه دارد، هم مالك يوم العطاء است و هم مالك يوم الجزاءِ، مالِكِ يَوْمِ الدّين.

با اين توصيف و ارزيابى معبودها، انتخاب آن آسان مى‏شود و مشخص، إيّاك نَعْبُد، فقط او را مى‏پرستيم.

و براى رسيدن به عبوديت، پاى ايمان كافى نيست. ايمان مثل موتورى بود كه روشن شده بود، اما از آنجا كه سنگ‏ها و بت‏ها در راه است بايد ضربه‏ها و بلاها پيش بيابد تا سنگ‏هاى راه و بت‏هاى دل، بشكند.[8]

با اين بلاها و صدمه‏هاست كه انسان به عجز مى‏رسد و در نتيجه به اعتصام و استعانت، وَ ايَّاكَ نَسْتَعين. استعانت پايى است كه ما را به صراط  مى‏رساند، البته پس از آنكه از فكر (ارزيابى) و عقل (سنجش) و ايمان و بلاء بگذريم و به مرحله‏ى عجز برسيم، نه عقل و نه عشق، بل عجز است كه مى‏رساند و بااين مركب به صراط رسيده‏اند، من يعتصم باللَّه فقد هدى الى صراط مستقيم.

و تجلى استعانت در همين لحظه است، إِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُستْقَيم و سپس توضيحى از همراهان است؛ الَّذينَ انْعَمْتَ عَلَيْهِم و توضيح بيشتر آنها غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَاالضَّالّين، نه آنها كه سنگ راه حق هستند و بر سر راه خلق هستند و بر سر راه آنها نشسته‏اند و نه آنها كه گم شده‏اند و خود را نشناخته‏اند و خود را به كم فروخته‏اند و با اينها دل خوش كرده‏اند. خلاصه نه آنها كه بازيگرند و نه آنها كه بازيچه و يا تماشاچى.[9]

و در این سوره‏، اين اللَّه مشخص، با بت‏هاى ديگر مقايسه و سپس انتخاب مى‏گردد و معبود و معشوق ما مى‏شود.[10]

در این سوره‏ با اسم و نشانِ اللَّه، رحمن، رحيم، به حمد ربّ، رحمن، رحيم، مالك، روى مى‏آوريم و با اسم و حمد او، عبوديت او را مى‏خواهيم و از مغضوبين و ضالين، فاصله مى‏گيريم.

عبوديت، فاتحة الكتاب است. كتاب و مجموعه‏ى هستى و كتاب و مجموعه‏ى احكام و آداب، با اين حقيقت آغاز مى‏شود. اين حقيقت، به طريقت و شريعت، راه مى‏دهد و راه مى‏گشايد.

«حمد» براى اوست كه «ربّ» است و با بخشش‏ها و محبت‏هايش پرورشم مى‏دهد و دوستى‏اش ضايع كننده نيست. «ربّ» است؛ آن هم نه براى يك دسته و يك محدوده كه براى همه و در همه محدوده‏ها: «أَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».

با اين تحليل، آن عرب مى‏فهميد كه به چه مكتبى روى آورده و چه كسى را انتخاب كرده است. با اين توضيح «ايّاكَ نَعْبُدُ» يك انتخاب طبيعى بود كه پس از طرح خصوصيات و ويژگى‏هاى «اللَّه» به طور طبيعى به دست آمده بود.

آنها اين سوره را با تمام روابطى كه داشت، مى‏فهميدند؛ چون تازه برايشان مطرح شده بود، اما براى ما كه عادت‏هايمان حجابمان هستند، اين مسأله مطرح نمى‏شود كه چرا «ايّاكَ نَعْبُدُ» اينجا مطرح شده است؟ و اين خصوصيات، چه زمينه‏اى براى انتخاب نهايى ما دارند؟ ولى آن عرب اين نكته را مى‏فهميد.

كسى كه براى اولين بار با اين جمله روبرو مى‏شد، قيد «رحمن» را مى‏فهميد. «رحيم» را مى‏فهميد. «رب» را مى‏فهميد. «مالك» را مى‏فهميد و در نتيجه انتخابش هم فهميده و سنجيده بود؛ چون همان طور كه گفته شد:

حركت رسول، بر اساس درك بلاواسطه‏اى بود كه هر عرب و هر بَدَوى از آن برخوردار بود. چيزى نبود كه به او بدهد كه تنها «ذكر» و يادآورى بود.

 «آموزش» بود تا از اين درك‏ها نتيجه‏گيرى كند. رسول با سؤال‏هايى كه مطرح مى‏كرد، از روشى برخوردار بود كه آنها را بيدار مى‏كرد و به آنها نشان مى‏داد چطور از اين منبع غنى بهره‏مند شوند و استفاده كنند.[11]


قسمت بعدی

 



[1]  - نشان خدا را بر خود زدن که بیان دیگری است از رنگ خدا را به خود گرفتن توضیح بیشتر آن را در ذیل آیه 138 سوره بقره در کتاب تطهیر 1 ، ببینید.

[2]  -  روش برداشت از قرآن، ص: 94

[3]  - تطهیر3ص:190

[4]  - تطهير با جارى قرآن(2)، ص: 61

[5]  - نمل:30

[6]  - استاد از سوره حمد به شکل مستقل و ممتاز در کتاب صراط گفتگو کرده و این مطالب از سایر نوشته ها اقتباس و تجمیع شده است.  

[7]  - وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ(بقره:165) این آیه توضیح می دهد که مؤمن کسی است که شدت عشقش به الله است.

[8]  - لَنَبْلُوَنَّكُم بِشَى‏ءٍ مِنَ الْخَوفِ وَ الْجُوعِ و.. و.. و الْبَلاءُ لِلْوِلاء. آنها كه به ايمان مى‏رسند، به گرفتارى خواهند رسيد، انّ أشَدَّ النّاس إِبْتِلاءً أَلأَنْبياء ثُمّ الأَمْثَل فَالأَمْثَل. كافى، ج 2، ص 252.

[9]  - روش برداشت از قرآن، ص: 93تا95

[10]  - روش برداشت از قرآن، ص:96

[11]  - حركت، ص: 95

 

 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1391/8/10 - 12:27:39
م.صفاری

بسیار عالی
دنبال همچین مطالب منسجمی از استاد در رابطه ها با آیه ها بودم
خداقوت