استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

قدرت روحی 4(عوامل قدرت‏:3. تحليل موانع‏‏)

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 07 / 07 / 1394

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: حرکت، 168 تا170.

مسأله سومى كه عامل قدرت روحى ماست، اين نكته است كه نه تنها بايد موانع را ببينيم و شاهد باشيم كه بايد آنها را براى خود «حل» كرده باشيم.

در اين صورت، گر چه ممكن است زمانى از آنها غافل باشيم، اما وقتى حاضر شوند، ترسى نداريم.

گاهى به انسان گفته مى‏ شود اين كار را نكن، مردم حرف مى ‏زنند. خب حرف بزنند، مگر چطور مى ‏شود؟ به اين نكته مى ‏رسد كه به او محبت نمى ‏كنند، برايش كمبودهايى به وجود مى ‏آيد. خب مگر كمبودها به چه منتهى مى‏ شود؟ آخرش اين است كه به نابودى و مرگ او منجر شود، پس اگر بتواند مرگ را براى خود حل كند و در برابرش سنگر بگيرد، ضعف ‏هايش از بين مى ‏رود.

ما در مرگ مانده‏ ايم و تمام شناخت‏ها و بينش‏هايى كه برايمان آمده، اين حالت را ايجاد نكرده و فقط از ما عبور كرده و گذشته است. بايد اين بينش و توجه در ما بيايد كه مرگ را تولد ببينيم، مرگ را شروع و آغاز ببينيم.

بينشى كه قرآن به انسان مى ‏دهد، اين است كه موت يك امر عدمى و از دست دادن نيست كه مخلوق است: «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيوةَ».[1]

قرآن از موت و از حيات مى‏ گويد و اينكه مرگ، يك زندگى بزرگ‏تر است و به خاطر همين بر حيات مقدم مى ‏شود.

اگر كسى مرگ را حيات و تولد بداند، به دست آوردن بداند، نه از دست دادن، مى‏ تواند در برابر آن موضع بگيرد و به آن خوش‏‌آمد گويد.

على (ع) مى‏ فرمايد: «هَلْ هُوَ الَّا الْمَوْت فَمَرحَبَاً بِهِ»[2]؛ مگر آن، چيزى جز مرگ است؟! بَه! خوش آمد. كسانى كه به مرگ، خوش‏‌آمد گفتند، چه چيزى آنها را متزلزل خواهد ساخت؟

داستان مرگ و آياتى كه راجع به آن در قرآن مطرح شده، بينش آدمى را عوض مى‏ كند؛ كه مرگ يك انتقال است، بالاتر يك نوع جهش است.

وقتى فرعون به ساحران مى ‏گويد: «شما را به دار مى ‏آويزم و دست و پايتان را از چپ و راست مى ‏برم.»، آنها مى ‏گويند: «فَاقْضِ ما انْتَ قَاضٍ انَّمَا تَقْضِى هَذِهِ الحَيوةَ الْدُّنيَا».[3]

فرعون مى‏ گويد: «شما را مى ‏كشم.»، آنها جواب مى‏دهند: «انَّا الى‏ رَبِّنَا مُنقَلُبون»[4]؛ مرگ براى ما يك نوع انقلاب، يك نوع جهش است.

كسى كه مرگ را انقلاب و جهش مى ‏داند، كسى كه مرگ را تولد و شروع‏

مى‏ داند، چه وحشت و تزلزلى دارد؟! تا تلقِّىِ انسان از مرگ عوض نشود، وحشت‏ها و التهاب‏ها و اضطراب‏ها وجود دارد. ذلّت‏ها و ضعف‏ها وجود دارد.[5]



[1] ملك، 2.

[2] كشف الغمه، ج 1، ص 250.

[3] طه، 72.

[4] اعراف، 125 و شعراء، 50.

[5] صفايى حائرى، على، حركت (تحليل جريان فكرى و تربيتى انسان)، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: دوم، 1386 ه.ش.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: