استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

قدرت روحی 3(عوامل قدرت‏: 2. شهادت و بيدارى)‏

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 04 / 07 / 1394

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: حركت، ص166تا168.

عامل دومى كه در انسان قدرت ايجاد مى ‏كند، «شهادت و بيدارى» است.

اين نكته است كه تمام موانع را ارزيابى كند. آدمى هنگامى كه در تاريكى و ابهام قرار مى ‏گيرد، وحشت مى‏ كند، ولى وقتى تمام راه برايش روشن شد و آخر خط را ديد و به شهادت رسيد، آن موقع منتظر وقايع و خطرهاست. اين شهادت در انسان، انتظار و قدرت را به وجود مى ‏آورد، كه شاهد، منتظر است؛ منتظر حادثه ‏ها.

آدمى خط آخر را نمى ‏بيند و به خاطر همين مدام ملتهب و متزلزل است.

مدام مى ‏گويد نكند چه شود، يا چه نشود، ولى اگر آماده باشد و منتظر و در مسير به شهادت (آگاهى و شهود) رسيده باشد و با اين آمادگى حركت كرده باشد، در او وحشتى به وجود نمى ‏آيد و در نتيجه ضعفى هم نخواهد داشت.

كسى كه حدس مى ‏زند در راهى كه حركت مى‏ كند، چه مسائلى ممكن است برايش به وجود آيد و براى آنها آماده مى ‏شود، به ثبات و قدرت مى ‏رسد.

كسانى كه به شهادت و آگاهى و حضور رسيدند، كسانى كه اين معناى عظيمِ شهادت را در خود احساس كردند، اينها هم مسلطند، هم ثبات دارند و

هم منتظر و چشم به راه حادثه ‏ها هستند.

ثبات‏ و تسلط و انتظار، سه خصوصيت آنهاست. مى ‏دانند چه حادثه ‏هايى به وجود مى‏ آيد. ديده ‏اند و آمده ‏اند، نه اينكه آمده باشند تا ببينند. كسانى كه همه راه را ديده ‏اند و حركت كرده‏ اند، التهاب ‏ها و لرزش‏ها و خستگى ‏هاشان كم است و ثبات دارند. بايد ديد و آمد و با همان توجه، اقدام كرد. كسانى كه نمى ‏بينند و مى‏ آيند، ضربه مى ‏خورند.

يكى از رفقا مى‏ خواست ماشينى بخرد. پرسيدم: چه طورى؟ گفت: نصف پول را قرض مى ‏گيرم و نصف ديگر را هم از خودِ ماشين در مى ‏آورم. گفتم تو احتمال اين را نمى‏ دهى كه ممكن است تصادف كنى و شش ماه در بيمارستان بخوابى؟! ناراحت شد.

به او گفتم: كسى كه يك بُعدى پيش مى‏ رود و شاهد و بيدار نيست و احتمالات را در نظر نمى ‏گيرد، وقتى به بحران حادثه مى ‏رسد، قوى نخواهد بود. متزلزل مى ‏شود و خداوند هم، تلخى ‏هاى زندگى را به او مى ‏چشاند تا با قدرت به لقائش برسد: «يَا ايُّهَا الْانْسَانُ انَّكَ كَادِحٌ الى‏ رَبِّكَ كَدْحَاً فَمُلاقِيه»[1]؛ بشر با يك بارِ بزرگِ رنج به سمت او به راه افتاده تا به لقائش برسد.

واقعيت زندگى جز اين نيست. همه ‏اش اميد و رؤيا نيست؛ كه دنيا چهار فصل است و قطعاً رؤياهاى ما را در هم مى ‏شكند.

پس اگر چشم نداريم و شاهد نيستيم، لااقل احتمالات را در نظر بگيريم و آنها را بررسى كنيم و اگر شاهد هستيم و بيدار، پس منتظر حادثه‏ ها باشيم؛ كه:

«وَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ...».[2]



[1] انشقاق، 6.

[2] احزاب، 23.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: