استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

اندیشه های پنهان(1)

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین علاء الدین اسکندری

تاریخ ثبت: 15 / 06 / 1394

موضوع: آثار شاگردان استاد

زندگى بى‌حاصل

 شش ميليارد جمعيت كره‌ى زمين همه در حال دويدن هستند!

اگر از هر كدام سؤال كنيم: كجا مى‌دويد؟

پاسخ خواهند داد: نمى‌دانيم!

يا مى‌گويند: همه دارند مى‌دوند، ما هم مى‌خواهيم عقب نمانيم!

مثال ما مثال آن‌هايى است كه در زمينى مشغول به كارند. با شتاب آجرها را بالا مى‌اندازند و بارها را به دوش مى‌كشند و چيزى مى‌سازند. سلام مى‌كنى و مى‌پرسى :

چه مى‌كنيد؟ جواب مى‌شنوى نمى‌دانيم!

نقشه داريد؟

نه!

چه قدر مصالح مى‌خواهيد؟

نمى‌دانيم!

آيا بايد اين جا را ديوار كشيد؟

 نمى‌دانيم!

پس چه مى‌كنيد؟

و جواب مى‌شنوى كه :

تو راه بيفت، راه به تو مى‌گويد چه بكن. تو شروع كن تا بفهمى چگونه بايد ادامه بدهى!

و تو با خنده مى‌گويى پس حركت معكوس داريد؟ اول مصالح جمع مى‌كنيد، سپس مى‌سازيد. سپس نقشه مى‌كشيد!

سپس معلوم مى‌كنيد كه چه مى‌خواستيد؟!

اول عمل، بعد طرح، بعد هدف؟!

اين جاست كه تازه به فكر فرو مى‌روند كه راستى اول هدف و سپس طرح و سپس عمل، يا برعكس؟

اين گونه است كه ما به تِيه و سرگردانى گرفتاريم و به دور خود مى‌چرخيم. نمى‌دانيم براى چه زندگى مى‌كنيم، براى چه درس مى‌خوانيم، براى چه سر كار مى‌رويم، براى چه دين داريم، يا براى چه لامذهب هستيم و براى چه...

اگر براى هر كار خود يك سؤال داشته باشيم؛ مثلا صبح كه از خواب برمى‌خيزيم، علت برخاستن‌مان را از خود بپرسيم و بگوييم بيدار شده‌ام كه چه؟ براى چه؟ جواب مى‌شنويم براى اين كه صبحانه بخورم. باز سؤال كنيم كه چه بشود؟ جواب مى‌شنويم براى اين كه نيرويى در من به وجود بيايد. همين طور

 كه چه؟ تا سر كار بروم و پولى به دست آورم. كه چه؟ تا با آن صبحانه‌ى فردا را مهيّا كنم! و در نهايت درخواهيم يافت كه زندگى‌مان يكنواخت شده، زندگى‌مان شده به دور خود چرخيدن، حركت در يك مدار بسته، تكرار مكررات و مرگ تدريجى!

در قرآن داريم: (كَلّا إِنَّ كِتابَ الفُجّارِ لَفي سِجِّينٍ)[1] . اين آيه

همين پيام را دارد. كسانى كه از مسير حق، از مسيرى كه هدف خلقتشان همان بوده است خارج شده‌اند، اين‌ها كتاب اعمالشان، كتاب زندگى‌شان و تمامى حركتشان در يك مدار بسيار بسته زندانى شده است. لفظ «سجّين» از «سِجن» به معناى زندان است. «سجّين» يعنى مدار بسيار بسته‌اى كه اين بسته بودن در آن به ثبوت رسيده است.

آيا در زندگى ما نشانى از پوچى و پوچ گرايى نيست؟

فاجعه بارتر اين كه ما مذهبى‌ها و ديندارهاى‌مان هم گرفتار همين دور و تكرار و تِيه و سرگردانى هستيم. و در نهايت، خدا و پيغمبر و امام را وسيله‌اى قرار داده‌ايم براى دنيا و براى همين دور و تكرار و تِيه و سرگردانى، براى خوب خوردن، خوب پوشيدن و خوب خوابيدن. آيا اين ظلم به خودمان و به آن‌ها نيست؟!

در قرآن داريم: (هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِاْلأَخْسَرينَ أَعْمالاً* الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا)[2] ؛

 «آيا شما را آگاه كنم به خسارت بارترين افراد در اعمال؟». دقت كنيد ما در قرآن هم تعبير «خاسرين» داريم هم «أَخسرين». در سوره‌ى زُمَر آمده است: (قُلْ إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ)[3] . تفاوت «خاسر» با «أَخسر» مانند تفاوت «عالِم» با

«أَعلم» است خاسر يعنى كسى كه خسارت ديده است امّا أخسر يعنى خسارت بارترين.

در ادامه‌ى آن سؤال، خود قرآن پاسخ مى‌دهد كه خسارت بارترين افراد در عمل، كسانى هستند كه تمامى سعى و تلاش و حركتشان در حيات دنيايى مصرف و گم شد و اين‌ها گمان مى‌كنند كه دارند خوب عمل مى‌كنند.

به نظر شما تمامى سعى و تلاش و حركت ما صرف حيات دنيايى نيست؟ آيا ما شبانه روز به دنبال حيات دنيايى نيستيم؟ ما نبايد فريب مارك‌هاى دينى و معنوى و الهى را كه به زندگى خود و اعمال خود مى‌زنيم، بخوريم. اين‌ها به تعبير قرآن و روايات دروغ‌هايى بيش نيستند. اين‌ها ادّعاهايى بر اساس گمان‌ها بيش نيستند. ما به جاى اين كه از رزق‌هاى وسيع الهى استفاده كنيم، دروغ‌هاى‌مان را رزق خود قرار داده‌ايم.

(تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ)[4] . آيا ما واقعاً به خاطر خدا

از خواب بلند مى شويم؟ آيا به خاطر خدا صبحانه مى‌خوريم؟ آيا

 به خاطر خدا سرِ كار مى‌رويم؟ غذا مى‌خوريم؟ مى‌خوابيم؟ درس مى‌خوانيم؟ آيا دانشگاه رفتن تو واقعاً به خاطر خدا است؟ آيا به خاطر اين كه گفته‌اند «اُطلبوا العلمَ وَلَوْ بالصّين»، درس مى‌خوانى؟! به خودمان دروغ نگوييم. اگر ما دين را از زندگى خود خارج كنيم، آيا زندگى‌مان تغييرى مى كند؟ يعنى ديگر نمى‌خوابيم، از خواب بلند نمى‌شويم، صبحانه نمى‌خوريم، درس نمى‌خوانيم، دانشگاه نمى‌رويم، سرِ كار نمى‌رويم، غذا نمى‌خوريم؟ بنابراين اين‌ها ادّعاهايى بر اساس گمان و دروغ‌هايى بيش نيست.



[1] . مطفّفين: 7.

[2] . كهف:  104

[3] . زمر: 15.

[4] . واقعه: 82.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: