استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

شرح کتاب صراط (8)

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین امیر غنوی

تاریخ ثبت: 02 / 02 / 1394

موضوع: آثار شاگردان استاد

بينش توحيدي به هستي

 ابراهيم در ساده ­ترين صفحه هاي زندگي، خدا را مي‌ بيند و در سوره­ ابراهيم مي‌ خواهد لا به لاي تك تك حوادث زندگي، خدا را به ما نشان دهد. در سوره­ شعرا از قول حضرت ابراهيم مي‌ گويد اوست كه به من آب مي‌ دهد ، غذا مي‌ دهد و وقتي هم مريض مي‌ شوم اوست كه مرا شفا مي‌ دهد(2). اين تصوير يك تصوير غير عادي است و آيا واقعاً آنچه را ابراهيم مي‌ گويد ما در زندگي خود احساس مي‌ كنيم؟ آيا ما واقعاً وقتي مادر سفره مي‌ اندازد و غذايي به ما مي‌ دهد خدا را  احساس مي‌ كنيم وقتي آبي تعارف مي‌ كنند و يا شير آبي را باز مي‌ كنيم احساس مي‌ كنيم او به ما آب مي‌ دهد؟ وقتي هم مريض مي‌ شويم ممكن است مريضي را ازخدا ببنيم ولي شفا را نه! و آن را حاصل نسخه دكتر مي‌ دانيم. بحث سوره­ ابراهيم از صفحه 30  كتاب شروع مي­ شود، در سوره­ ابراهيم همان اولِ سوره و آيات اول سوره كه در كتاب توضيح داده شده است …

” الر كتابٌ أنزلناهُ إليكَ لِتُخرجَ النّاسَ مِنَ الظُّلماتِ إلي النّور بإذنِ ربّهم إلي صراطِ العزيزِ الحميدِ(3) مي­ گويد صراط‌ عزيزي كه ذليل قدرتش نيست، اصلاً عزيز در لغت به كسي مي‌ گويند كه يك قدم بالاتر از قوي باشد و قوي آدمي است كه داراي قدرت هاست. عزيز به كسي مي‌ گويند كه بر قدرت هاي خودش هم مسلط است گاهي اوقات آدم خيلي قوي است ولي بر قدرت هاي خودش مسلط نيست و ديگران مي‌ توانند آدم را كوك كنند و تحريك كنند و بازي بدهند و چون بر قدرت­هاي خودش مسلط نيست گاهي اوقات اسير قدرت هاي خودش مي‌ شود. پس اشاره دارد به عزيزي كه ذليل قدرتش نيست و حميدي كه كسي جلودار بخشش و عطايش نيست. بعد اين را به آيه هاي بعدي ارتباط مي‌ دهد: ” الله الّذي لَهُ ما في السَّماواتِ و ما في الأرضِ وَ وَ‏يْلٌ لِلْكافرينَ مِنْ عَذابٍ شديدٍ (4) عزيزي كه هستي از اوست، حميدي كه هستي را به پاي انسان ريخت.

ايشان در توضيح مي‌ گويد ما اين بحث ها را نمي‌ فهيم. في الواقع ما نمي‌ فهميم و نمي‌ بينيم كه هستي از اوست و همه­ اينها را براي ما آورده است و به همين خاطر حتي اگر در فكر پذيرفته باشيم در عمل راه ديگري را انتخاب مي‌ كنيم و تسليم او نمي‌ شويم و به خاطر همين است كه رنج مي‌ بريم ، بهره نمي­ بريم و به جاي او ديگري را انتخاب مي‌ كنيم .

” الّذينَ يَستَحِبُّونَ الحياتَ الدنيا علي الآخرةِ و يَصُدُّونَ عَنْ سَبيــلِ الله و يَبْغُونَها عِوَجا‏ أولئِكَ في ضَلالٍ بعيدٍ (5) دوباره ارتباطي برقرار مي‌ كند ومي­ گويد آيه­ اول و دوم آن تصويري است كه خدا از هستي به ما مي‌ دهد ولي چون ما چشم مي­ پوشيم و به اين حقيقت اعتنا و توجّهي نمي‌ كنيم ، كارمان به اينجا مي‌ رسد كه دنيا را بر آخرت بر  مي‌ گزينيم و در برابر راه خدا مي‌ ايستيم .

 دوباره جلوتر تا صفحه 31 كتاب همين را توضيح مي‌ دهند اين­ هايي كه به جاي اينكه راه خدا را بروند، ادامه خودشان - منظور ادامه حركت خودشان بعد از مرگ(آخرت)- را فراموش كرده اند و دنيا را به جاي خدا برگزيده ­اند و راه خدا را بسته اند. اين­ ها خيلي جاي دوري رفته اند و جايگاه پرتي را براي خودشان انتخاب كرده اند ” اولئك في ضلالٍ بعيدٍ “ يعني اين­ها درون يك گمراهي دوري هستند، يك جاي دور رفته اند.

 بعد مي‌ بينيد در خصوص فرستادن پيغمبران صحبت شده است : ” و لَقَدْ أرسلْنا مِنْ رسولٍ إلّا بِلسانِ قومِه ليُبَيِّنَ لهم فَيُضِلُّ الله مَن يشاء و يَهدي مَن يشاء و هو العزيزُ الحكيمُ (6)

مردم نمي‌ دانند، نمي‌ بينند و دنيا را بر آخرت ترجيح مي‌ دهند و دچار گمراهي­ هاي دوري مي ­شوند و ما رسولان را مي‌ فرستيم تا آنها را برگردانند و مردم به طور معمول به آن ضلال دچار مي‌ شوند ”يَستَحِبُّونَ الحياتَ الدنيا علي الاخرةِ ... اولئكَ في ضلالٍ بعيدٍ “  رسولان خدا مي­ آيند تا مردم را از تاريكي در آورند : ” و لَقَد أرْسَلْنا موسي بِأياتِنا أنْ أخرِجْ قومَكَ مِنَ الظُّلماتِ إلي النُّورِ و ذَكِّرْهُم بِأيّامِ الله انَّ في ذلكَ لأياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شكورٍ (7)

در صفحه 31 سطر 5 مي‌ گويد: ” و اين است كه براي پيدا كردن خودشان و در برابر حركت و فعاليت ­شان رسول مي‌ فرستيم“  هم براي اينكه خودشان را پيدا كنند و هم اينكه اين­ها جلوي راه خدا را بسته بودند، بايد اين راه باز شود. و چه كسي با اين­ها درگير شو ؟ خدا رسولانش را مي­ فرستد و بعد، از اين رسولان ياد مي‌ شود از موسي و داستانش كه چه مي‌ كردند. و آن­هايي كه بسيار صبور و بسيار شاكرند مي‌ توانند در همين داستان پيچيده موسي آيه­ هاي خودشان را ببينند شما از اينجا به بعد را كه با آيه ها مقايسه كنيد، اين ارتباط را بيشتر حس مي­ كنيد و متوجّه­ ­مي­ شويد. بعد از اينكه تمام اين مراحل را طي مي‌ كند در صفحه­ 34 بند چهارم جمع بندي مي‌ كند و مي‌ گويد در اين سوره كار قرآن اين است كه سعي مي‌ كند خدا، در تمام زندگي ما جاي بگيرد. در تمام حادثه هايي كه ما در آن­ها هيچ دخالتي نمي‌ بينيم، او گوشزد مي‌ كند كه اين كار را هم خدا كرده، به تعبير ديگر شما مي‌ بينيد كه همه­ هستي را خدا پر كرده و جايي براي كس ديگري نگذاشته­ است.

ايشان قصه اي نقل مي‌ كند و مي‌ گويد يك ساده دلي را ديدم كه اعتراض به خدا داشت ومي­ گفت خدا به بقيه مي­ گويد از خودتان تعريف نكنيد امّا خودش مرتب از خودش تعريف مي‌ كند! ايشان به او مي‌گويد خيلي از اوقات ما به خاطر محدوديت­ها، ضعف ديدمان و نداشتن تحمّل مان، نمي توانند به عيان همه­ واقعيت را نشان مان دهند؛ مجبورند هزار پيچ و خم بگذارند تا ما از آن پيچ ها به واقعيت برسيم.

آقاي صفايي در اين­جا داستان زندگي خود را مي ­گويد كه من در بچگي نحس و نق نقو بودم و نمي‌ توانستند خوراكي را مستقيم به من بدهند چون نمي‌ خوردم؛ آن را در لانه­ موش مي­ گذاشتند تا من به حساب اينكه آن را موش ها گذاشته ­اند بخورم. براي من جذاب و قشنگ بود مي‌ رفتم از آن جا بر مي‌ داشتم و مي‌ خوردم. قرآن هم سعي مي‌ كند لابه لاي حادثه ها به ما نشان بدهد و ما طاقت ديدن مستقيم را در ابتداي سلوك­ و حركت­مان نداريم. سعي مي‌كند از آثار ما را به مؤثر برساند. بله، در نهايت حركت، مي­ خواهند كه ديگر اين نباشد. در اواخر دعاي عرفه آمده: ” الهي تَرَدُّدي في الآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ المزار “ يعني خدايا در اثرها دنبال تو گشتن باعث دوري ملاقات من از تو شده، من در اثرها نمي‌ توانم تو را پيدا كنم، تو كي مخفي بودي كه آثار بخواهند تو را نشان دهند، كور باشد چشمي كه تو را در خودش شامل و ناظر نبيند (8).

بعد در ارتباط باهمين مطالب در صفحات 36 – 38 داستان آن طلبه را بيان مي­ كنند .

حالا مي ­توان قضيه را آن طرف ­تر برد كه اين خاصيت­ها را چه كسي در اشيا گذاشته است؟ چطور اينها را كنار هم چيدند ؟ چه كسي محبّت را در سينه­ مادران نهاد؟ چه كسي اين فضاها را براي رشد ما قرار داد؟ اگر به اين ديد نگاه كنيم، واقعاً به اين برسيم. حالا جمله ­هاي حضرت ابراهيم(ع) با معني مي‌ شود، او بود كه به من آب و غذا داد و وقتي هم مريض مي‌ شوم من را شفا مي‌ دهد. بعد هم به طلبه توضيح مي‌ دهد درباره­ اينكه مي‌ گويي كار كنم يا درس بخوانم كاري را انتخاب كن كه ضرورت بيشتر دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-  سوره­ شعراء، آيات 79 و 80

2-  سوره­ ابراهيم، آيه­ 1

3-  سوره­ ابراهيم، آيه­ 2

4- سوره­ ابراهيم، آيه­ 3

5-  سوره­ ابراهيم، آيه­ 4

6- سوره­ ابراهيم، آيه­ 5

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1394/2/3 - 12:7:41
ثریا

با سلام اولا اینکه این شرح چاپ شده؟ و دوما اینکه بعضی از شرح ها تو سایت نیست؟
پاسخ مدير: سلام شرح کتاب صراط، توسط انتشارات صهبا چاپ شده است. اگر منظورتان از «بعضی از شرح ها»، شرح سایر کتابها است، باید گفت: هنوز شرح همه کتابها مکتوب نشده است.
( 1394/2/3 - 14:37:11 )