استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آیه های تلاوت شده- قسمت نهم

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 29 / 08 / 1391

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری - مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

آغاز سلوک با احتمال و گمان

وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ آلَّذِينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُواْ رَبِّهِمْ (45)

انسان براى شروع سلوك احتياج به يقين و اطمينان ندارد. هيچ تاجرى با يقين به سود و ضرر به تجارت روى نمى‏آورد با اينكه دنيا و ثروت براى آن‏ها مهم است، ولى احتمال عقلايى‏ و حساب شده براى شروع كافى است. 

سلوك انسان و حركت او با گمان مى‏تواند آغاز شود كه حتى با گمان مى‏تواند به خشوع دست بيابد كه در قرآن مى‏خوانيم:

« وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ »؛ نماز سنگين است و بزرگ است مگر بر آن‏هايى كه همراه خشوع هستد؛ آن‏هايى كه گمان مى‏كنند كه ديدار كننده‏ى پروردگارشان هستند.

حركت با اين احتمال و گمان شروع مى‏شود و هر چه انسان شكر كند و از آنچه يافته نگهدارى كند و با آنچه كه به دست آورده زندگى كند، به آگاهى بيشتر و هدايت گسترده‏تر خواهد رسيد: «ان الذين اهتدوا زادهم هدى و آتاهم تقواهم «3»».

با شكر، تو به هدايت‏هاى بيشتر و به رسوخ معرفت مى‏رسى و با اين معرفت و بينش، جمال و محبت حق را مى‏بينى و به او دل مى‏سپارى و به او مى‏گروى و همراه اين ايمان و محبت و به دنبال اين دلدادگى، به تدريج شرك‏ها رنگ مى‏بازند و او بر تمامى وجود تو خيمه مى‏زند و يقين و اطمينان در تو شكل مى‏گيرد.[1]

نقش گمان و ظن در سلوک

در رابطه با صلاه كه وسيله سلوك است، چنين آمده: «وَ اِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ اِلّا عَلَى آلْخَاشِعِينَ آلَّذِينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُواْ رَبِّهِمْ[2] ». ظن در اين آيه به معناى خودِ ظنّ است، نه بمعناى يقين. و براى سلوك با گمان نيز مى‌توان حركت كرد.

هيچ تاجرى يقين به سود و بازدهى‌اش ندارد و تجارت مى‌كند، بلكه احتمال عقلايى مى‌دهد و حركت مى‌كند. كدام تاجرى است كه صددرصد سود را باور كرده و تجارت نموده است؟ اگر تاجرى بخواهد اين‌طور تجارت كند ـ به قول ما ـ بايد برود سبدش را تَهِ باغ بگذارد، كه چيزى گيرش نمى‌آيد! بهره‌ها براى آن‌هايى است كه حساب عقلايى و حتى ريسك مى‌كنند.

آدمى خدا را نه با استدلال، كه حتى با احتمال تجربه مى‌كند. او خدا را مزمزه مى‌كند، خدا را مى‌چشد. و اين‌جاست كه تطابق اشراق و استدلال و تجربه و حس تحقّق پيدا مى‌كند؛ يعنى تو با سلوكت، با تجربه‌ات به همان اصلى مى‌رسى كه در استدلالت رسيده بودى. و همان چه را كه در استدلال و حِسَّت تجربه كرده بودى، اشراق مى‌شود و قلبآ و حضورآ مى‌آيد. و اين سه تطابق، تحقّق پيدا مى‌كند.

خلاصه، حرف اوّل و آخر همين است، كه گيرِ يقين و اين كه ما يقين پيدا كرده‌ايم، نباشيد. چطور مى‌توانيد يقين پيدا كنيد؟! كه يقين مزد خاشعان است. تا به خشوع نرسيد، به جايى نمى‌رسيد. يقين، مزد است و آخر كار مى‌دهند[3] .

 براى شروع عمل، براى سلوك، احتمال كافى است. و نه احتمال، كه اضطرار كافى است. پس دنبال يقين نگرديد، كه يقين مزد بعد از كار است و با احتمال هم مى‌توانيد شروع كنيد.[4]

 

سلوك،همراه  احتمال

انسان در مرحله‌اى از سلوك كه برايش پيش مى‌آيد، در اين مرحله، بعد از معرفت، يا حتى بعد از ذنب ـ نه معرفت ـ حتى با احتمال، حركت مى‌كند؛ يعنى در حركت و سلوك، احتياج به يقين نيست.

ما وقتى كه مى‌خواهيم تجارتى بكنيم، شايد يقين نداشته باشيم كه سوددهى دارد. بعضى وقت‌ها گمان داريم. بعضى وقت‌ها هم احتمال راجح و احتمال عقلايى مى‌دهيم، كه اين كار مفيد و سودآور باشد. اين‌جاست كه شروع مى‌كنيم.

در نماز هم، همين ظنّ و احتمال مطرح است: «وَ اِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ اِلّا عَلَى آلْخَاشِعِينَ آلَّذِينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُواْ رَبِّهِمْ...[5] ». بعضى از علما مى‌گويند :

در «يَظُنُّونَ»، ظن به معناى يقين است، ولى لزومى ندارد؛ چرا كه ظن، به معناى خودِ ظن است، كه حتى با حصول ظن، حصول خشوع خواهد بود. و خاشعين، كسانى هستند كه ظنِّ به ملاقات و لقاء حق، باعث خشوع ايشان است. و اين ظنّ به خشوع باعث مى‌شود كه ذكر و صلاه، سنگينى و ثقل خود را از دست بدهد و انسان راحت بتواند نماز را به جا بياورد.

نمى‌دانم اين نكته را تجربه كرده‌ايد يا نه؟ كسانى كه براى اوّلين بار مى‌خواهند نماز بخوانند، براى آن‌ها خيلى سنگين و مشكل است. و يا كسانى كه مدّتى «تَارِكُ الصّلوة» بوده‌اند و حالا مى‌خواهند مصلِّى بشوند و نماز بخوانند، صلات بدون آن زمينه سابق، براى‌شان سنگين است، مگر اين كه عادت شده باشد، كه اين مسأله‌اى ديگر است.

اين‌جاست كه وقتى بخواهى شروع كنى ـ به تعبير قرآن ـ سنگينى خاصّى دارد، مگر بر كسى كه دلش به خشوع رسيده باشد. و براى خشوع هم، ظن كافى است.

پس عرضم اين است كه بعد از آن بحث اخلاق و بحث سلوك كه در دعاى كميل و مكارم مطرح شد، مراحلى كه بر سالك مى‌گذرد، يقظه‌اى است كه مى‌آيد و بيدارى‌اى است كه پيدا مى‌كند. و اين بيدارى حتى با احتمال هم هست، با ظن هم هست، با مراحلى از يقين هم هست. امكان همه اين‌ها هست. اين طور نيست كه مقّيد به يقين باشد.

خيال نكنيم كه حركت ما متوقّف بر يقين است، كه حتى با ظن و با احتمال راجح هم مى‌شود سلوك كرد. با احتمال راحج مى‌شود حركت كرد. مگر ما در تجارت‌ها يقين به منافع داريم كه سرمايه را اين‌طور مى‌گذارد؟![6]

 احتمال راجح براى حركت تو كافى است

بااحتمال راجح هر تاجرى تجارت مى‌كند؛ كه ظنِّ به لقاء و حتى احتمال راجح براى حركت تو كافى است؛ «اَلَّذِينَ يَظُنُّونَ اَنَّهُمْ مُلاقُواْ رَبِّهِمْ[7] »؛

مخصوصآ در راهى كه پر از آيه و پر از نشانه است. اگر تو مستهزء به آيات الله نشوى و آن‌ها را مسخره نكنى، آن قدر تِذكار و آيه و توجّه براى تو زياد خواهد بود كه جايى براى ايستادن و درنگ تو باقى نمى‌گذارد و امكانى به غفلت تو نخواهد داد.[8]

قسمت بعدی



[1]  - نظام اخلاقى اسلام، ص: 62

[2]  - بقره 46

[3] ـ «وَ آعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيَكَ آلْيَقِينُ»؛ حجر، 99.

[4]  - فوزسالک،ص:72،73

[5] ـ بقره، 45 و 46.

[6]  - فوز سالک،ص:133

[7] ـ بقره، 46.

[8]  - فوز سالک،ص:195

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: