استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

شرح کتاب صراط (1)

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین امیر غنوی

تاریخ ثبت: 19 / 12 / 1393

موضوع: آثار شاگردان استاد

در خواندن هر كتابي ابتدا بايد فهرست آن­ را خواند؛ اگر نگاهي به فهرست كتاب صراط كرده باشيد متوجه مي­ شويد كه آقاي صفايي كتاب را در 11 فصل تنظيم كرده ­اند كه از فصل اول تا دهم مسير معيني را كه اسم كتاب هم همان است، طي مي­ کند. راهي كه به صراط منتهي مي­ شود از ((خلوت و توجه)) شروع مي­ شود، مرحله­ بعد فكر است. مرحله­ سوم عقل، سپس ملاک انتخاب، ايمان و... و بيان دهم بيان صراط است.

 در جايي­ كه بحث صراط مطرح مي­ شود آدم­ها سه­ دسته مي­ شوند؛ آن­هايي­ كه در صراط ­اند، آن‌ها كه درگيرند و دسته آخر مغضوب­ ها و گم­شده ­ها. و انتهاي كتاب در صفحه­ 169 يك جمع‌بندي از سوره­ حمد است كه ايشان نشان مي­ دهند مطالب كتاب از خود سوره­ حمد به­ دست مي­ آيد و اصلاً اين كتاب، تفسير سوره­ حمد است.

مرحوم آقاي صفايي درخصوص كار تفسيري ابتدا شيوه ­اي داشتند که در كتاب رشد و بعد در كتاب صراط مي­ بينيد ولي بعداً شيوه­ تفسيري­ شان را تغيير دادند و در بحث­هاي تفسير شيوه ­اي را كه در كتاب تطهير است، به کار بردند.

كتاب صراط كتابي است كه به تعبيري سير و سلوك را نشان مي­ دهد. بحثي كه خيلي از جوان­ها دوست دارند؛ بحث از سير و سلوک تا به صراط مستقيم برسد.

ابتداي كتاب را با بحثي شروع مي‌كنند كه نوشته ­اند ((ام ­ّالكتاب)) لقب سوره­ حمد است و همين لفظ توضيح داده مي­ شود كه چرا به سوره مباركه‌ حمد، (( امّ ­الكتاب)) گفته مي­ شود و در همين بخش يك تصويري از كل كتاب صراط ارائه مي­ دهند، و اين تصوير موقعي قابل فهم است كه كل كتاب را بخوانيم. من در انتهاي بحث­ها بر مي­گردم و به اين مطالب اشاره مي­ کنم.

انتخاب معشوق‌ها

در قسمت بعد ايشان از زمينه­ هايي ياد مي‌کنند كه انسان به بحث سير و سلوك روي مي­ آورد. و سؤال­هايي كه اگر انسان اين سؤال­ها را داشته­ باشد اين بحث برايش مهم مي­ شود. سؤال­هايي نظير اين­که چه كار كنيم خلوص داشته­ باشيم؟ چرا براي خدا نيستيم؟ دل­مان مي­خواهد در خودمان تغيير ايجاد كنيم ولي نمي‌شود، چرا در وجود ما عشق نيست؟ و ... يا بپرسيم چرا ما قدرت تغيير و كنترل رفتارهاي خودمان را نداريم؟ چه كنيم؟...

گاهي آدم مي­ بيند هر كسي يك راهي را رفته، تلاش­هايي را كرده، يكي با جهاد يكي با عبادت.... چه كنيم كه از راه نزديك­تر و مسير كوتاه ­تر به سمت خدا برويم؟ يا به تعبير ديگر دنبال صراط مستقيم مي‌گرديم و صراط مستقيم كوتاه‌ترين مسير براي رسيدن به حق است.

بحث از اين نكته است كه اگر ما دنبال عشق و شور و دنبال پيدا كردن انگيزه ­اي قوي هستيم لازم نيست آن­ را در خودمان ايجاد کنيم چون آن را داريم. ما اگر در زندگي­ مان نگاه كنيم مي­ بينيم براي خيلي چيزها مي­ رويم و براي خيلي چيزها حاضر به حركت و فداكاري هستيم، هر كدام ­مان به چيزهايي وابسته هستيم؛ نوع­ اش فرق دارد ولي در اين­كه همگي اين شور عشق و علاقه را نسبت به يك چيزهايي داريم، فرقي با هم نداريم. مهم اين است كه ما اين شور و عشق وعلاقه ­اي را كه به چيزهاي ديگر داريم تبديل به شور و عشق و علاقه­ اي به خدا کنيم. ما نياز به تبديل داريم نه ايجاد. يك تعبير قشنگي دارند، مي­ گويند:(( ماعشق را داريم ولي معشوق ­هامان را انتخاب مي­ كنيم(1)))

آن چيزي كه ما مي­توانيم انتخاب كنيم اين است كه ما اين موجوديّت الهي را به پاي چه­ کسي بريزيم و براي چه ­كسي خرج كنيم؟ اين با مقايسه‌ها حاصل مي­ شود. من كه چيزي را خيلي دوست دارم، لباس­م را، دوچرخه و ماشين و مادر و پدر و خانواده ­ام را دوست دارم، اين عشق­ها و علاقه­ ها اگر با خدا مقايسه شود و دقت كنيم كه هر كدام از اين­ها چه­ چيز به من مي­ دهند، چه­ قدر ارزش دارند، چه­ قدر برايشان بايد هزينه كرد و عاشق­شان بود؟ به تدريج اين احساس مي­تواند تبديل شود, مي­تواند تغيير پيدا كند. مي­ شود معشوق­ ها تغيير كنند و معشوق­ هاي تازه­ اي در زندگي آدم پيدا شوند.

 نكته­ اي كه اشاره دارند اين است كه بيشتر ما با اين سؤال­ها در زندگي مواجه بوده ­ايم. بعضي­ها بيشتر و بعضي­ كم­تر. همين سؤال­ها كه اول بحث اشاره كردم، اين سؤال­ها گاهي اوقات سراغ آدم مي‌آيد، ما با اين­ها چه برخوردهايي داريم؟ بعضي ­هامان از اين سؤال­ها فرار مي ­كنيم، اعتنا نمي كنيم. آيا اين شيوه، معقول است كه از يك مسئله­ جدي بگذريم؟ 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1)  کتاب صراط، ص 9.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1395/4/5 - 14:47:57
جواد

با سلام
استاد در مراحل سیر و سلوک در فصل ملاک انتخاب ابتدا از نیاز ها و سپس از تکامل ها سخن به میان می آورد. و بدین گونه حق را تشریح می کند.
سپس اخلاص را توضیح می دهند.
ربط این موضوعات با هم چیست؟
ممنون می شوم برایم توضیح بدهید. با سپاس از سایت خوبتون