استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

خلاصه کتاب «چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام» (31)

مؤلف: مهدی کثیری

تاریخ ثبت: 22 / 07 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

قال الحسين عليه السلام:

اصبر على ما تكره فيما يلزمك الحق و اصبر عمّا تحبّ فيما يدعوك اليه الهوى.[1]

و قال عليه السلام لاصحابه فى ليلة العاشورا:

فان كنتم قد وطنتم انفسكم على ما وطنت عليه نفسى، فاعلموا أن اللّه يهب المنازل الشّريفة لعباده باحتمال المكاره و انّ اللَّه و ان كان خصّنى مع من مضى من أهلى الّذين أنا آخرهم بقاءً فى الدّنيا من الكرامات بما يسهل علىّ معها احتمال المكروهات، فانّ لكم شطر ذلك من كرامات اللَّه. و اعلموا أن الدّنيا حلوها و مرّها حُلُمٌ و الانتباه فى الآخرة.[2]

و قال عليه السلام: اتّقوا هذه الاهواءِ التى جماعها الضّلالة و ميعادها النّار.[3]

 

امام در این روایت، توصیه به صبوری بر ناخوشی می کند، در آنجا که حق بر انجام آن الزام دارد و توصیه به خویشتن داری از محبوب می کند در آنجا که هوس به آن می خواند. نکته مهم این است که امام در رابطه با هوس ها می فرماید: جِماعُها الضِلالّة و میعادُها النَار.

یعنی آنچه هواها را جمع می کند ضلالت است و آنچه نتیجه می دهد سوختن است. و این ضلالت نه گمراهی که گم شدن آدمی و ارزش های اوست که سردرگمی او در هدف و راه و سعی و روش را به دنبال می آورد و موجب گمراهی می شود[4]. در نتیجه هر جلوه و محبتی، گرایش و هوسی را در انسان زنده می کند.

و نیز برای این سوختن نیاز به اثبات جهنم و عذاب نیست که این سوختن، سوختن نقد است و در لحظه های بیداری و یقظه سرمی کشد؛ از آنجا که گفتیم ضلالت [یعنی گم شدن آدم و ارزش های او]  هوس ها را منشأ می شود، با بیداری و تحول تلقی انسان از خویش، خواسته ها و هوس هایش متحول می شود و انسان محبوب های دیگری پیدا می کند و در نتیجه از حقارت آن هواها می سوزد و از این خسارت رنج می برد.

معرفت انسان از خودش و درک او از حضور مهربان و مستمر محبوب و احاطه و معرفت او بر تمامی راه، انسان را برای انجام دادن مکروهات و رنج هایی که حق[5]به آن دعوت می کند مقاوم می سازد و در برابر محبوب هایی که هوس به آنها می خواند شکیبایی می کند. و این شکیبایی جز با وسعت و فراق سینه امکان پذیر نیست که رنج ها را کم نمی توان کرد و هوس ها را نمی توان خاموش بلکه توجه به آینده، توجه به نتیجه، توجه به بزرگی تصمیم، توجه به تحول در نعمت ها و توجه به فائده حاضر و توجه به ضرورت ها، این ها همه در ذهن و آگاهی انسان و انگیزه ی ترس و یا محبت و عشق، در قلب انسان، می توانند به ما وسعت صدر بدهند و مشکلات را سبک کنند. و این همه از کرامت های خداوند است که نصیب ما کرده و از معرفت و محبت بهره مند.

و این طبیعی انسان است که در برابر مکروه و مشکل، آنجا که فهمی نیامده ناشکیبایی می کند و در آنجا که هنوز علاقه ها ریشه نگرفته صبوری می کند و در آنجا که محبت ها ریشه گرفته اند و عشق بزرگتری آمده، دیگر هوس ها و کشش ها احساس نمی شوند و رنج‏ ها را به جان مى‏ خَريم و شيرين مى‏ خَريم که آدمی در این حال رنجور نبوده که هیچ، شکرگزار هم هست و بالاتر، مشتاق بلاء بوده . همچون بیماری که مشتاق طبیب و دارو می باشد.

باشد که با این کرامات، در برابر مکاره به تحمل راه یافت و در نزد خداوند به منزلت های بالا...


امام حسين عليه السلام مى ‏فرمايد:

آنجا كه حق، تو را ملزم مى ‏نمايد، بر مكروه و آنچه نمى ‏خواهى شكيبا باش و شكيبا باش از محبوب، آنجا كه هوس تو را مى ‏خواند.

امام عليه السلام در شب عاشورا فرمود:

اگر شما خود را قرار داده ‏ايد و وطن گرفته ‏ايد بر آنچه كه من خود را آماده كرده ‏ام پس آگاه باشيد كه خداوند منزلت‏هاى بالا را به بندگانش در برابر تحمّل مكاره مى ‏بخشد، اين درست كه خداوند من و گذشتگان از اهل مرا كه من آخرين آنها هستم به كرامت‏هايى مخصوص داشته- كه بر من با اين كرامات برداشتن مكروهات آسان مى ‏شود و تحمّل ناخوشايندها سبك مى ‏گردد- ولى براى شما هم سهمى از اين كرامت‏هاى خدا هست.

آگاه باشيد! كه شيرينى و تلخى دنيا رؤياست. بيدارى در آخرت اتفاق مى ‏افتد.

و فرمود:

از هوس‏هايى كه همه در ضلالت آدمى جمع مى ‏شوند و همه با آتش پيمان دارند و وعده گذاشته ‏اند، بر حذر باشيد.



[1] موسوعه ص 770.

[2] موسوعه ص 398.

[3] موسوعه ص 771.

[4]  جِماع مصدر باب مفاعله می باشد که در آن فاعل شروع کننده می باشد و فعل به سبب هم فاعل و هم مفعول تحقق پیدا می کند. با این توضیح هوا و ضلالت با هم جمع می شوند ولی ضلالت شروع کننده و مسبِب می باشد.

[5]  حق در اینجا به معنای درستی و سزاواری است.


برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1393/7/28 - 10:27:18
رضوي

به نام خدا و با تقديم سلام
در متن كتاب چهل حديث روايات فاقد حركت گذاري است و اين موضوع درست خواني متون قدسي را مشكل مي كند . اميدوارم در چاپ هاي بعد به اين مهم توجه شود .
موفق باشيد