استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

خلاصه کتاب «چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام» (6)

مؤلف: مهدی کثیری

تاریخ ثبت: 19 / 03 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

عن المفضل، عن الصادق عليه السلام عن ابيه عن جده قال: سئل الحسين بن على فقيل له كيف أصبحت يابن رسول اللّه، قال: أصبحت ولى رب فوقى، و النّار أمامى و الموت يطلبنى و الحساب محدق بى و أنا مرتهن بعملى. لاأجد ما أحبّ و لاأدفع ما أكره و الامور بيد غيرى، فان شاء عذبّنى و ان شاء عفا عنّى فاىّ فقير أفقر منّى.[1]

در حضور ربّی مسلّط که در برابر نعمت ها و رنج ها، پرورش و شکر و صبر می خواهد و با عدم اطمینان به زمان و نبود فرصت، در حصار کارها و ساخته های خود[2]، و در کنار محدودیت و محکومیت در به دست گرفتن کارها[3] حتی اگر با تمام خوبیها، حساب پس بدهم باز بدهکارم و دست هایم خالیست. زیرا اگر با تمام خوبیها حساب پس بدهم، تازه سرمایه را آورده ام، و کاری نکرده ام؛ «أنا الفقیر فی غِنای»، که من محدود به بازدهی و محدود در نظام ها و محکوم به قَدَر و متحول با حالت ها و بت های رنگارنگ هستم. پس می تواند من را در رنج و عذابِ دست های خالی و طلبِ کارهای زیادی که دارم رها کند و می تواند بر انکسار و دلشکستگی من ببخشد؛ «الهی أن الفقیر فی غنای فکیف لا أکون فقیراًفی فقری».

این تدبیر توست که مرا از خود و حصارهای خود می رهاند تا من را از یَلِگی و خود سری در کارها و از غرور نعمت ها و نِغمَت ها در صبح قدرت و نعمت، با شکستن دیوارها و حصارها به وسعت و فراغتی برساند که بی نیازی را در خودم و خواسته ام را به آنچه در نزد تو و در حضور تو است وابسته و محدود گردانم.

بلاء، ما را واقف به فقر و گرفتاری مان می کند تا بدانیم که در دارایی هم فقیر و در هنگام قدرت هم ضعیف و در متن بهار هم زندانی پائیزیم، و دستگیری و مدد او، ما را فارغ از بلاء و رضاء[4] می کند.

ترجمه حدیث:

از امام حسين عليه السلام سؤال شد، به آن حضرت گفته شد چگونه به صبح رسيدى؟ چگونه در روز قدم گذاشتى؟

فرمود: من صبح كردم در حاليكه براى من پروردگارى مسلط هست و آتش، پيشاپيش من است و مرگ مرا مى ‏طلبد، در حالي كه حساب و باز خواست مرا احاطه كرده و من در گرو كارهاى خودم هستم. آنچه را كه‏ مى‏ خواهم نمى ‏يابم و آنچه را كه نمى ‏خواهم جلوگيرش نيستم و كارها در دست ديگرى است. اگر بخواهد مرا مى‏ رنجاند و اگر بخواهد از من چشم مى ‏پوشد. پس كدام فقيرى از من تهيدست ‏تر است.



[1] بحار ج 75، ص 116.

[2] با هر حرکت و سکون انسان بهره ای یا خسارتی بار می آید و در هر عمل و با هر فکر و نیّتی بهشت و جهنمی آفریده می شود.

[3] کارها در دست دیگری است و خواسته ها وناخواسته هایم محقق نمی شود.

[4] رضا، حالت عبد است، از حق و رضوان، پاداش حقّ است، به عبد.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: