استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آیه های تلاوت شده- قسمت اول

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 21 / 04 / 1391

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

پیشگفتار

به حول و قوه الهی در شعبان 1390 با توجه به مقدمه استاد در کتاب "اندیشه من" به ویژه این نکته ها که می فرمایند : «يكى از روزهاى آفتابى زمستان سال 1350 بود. در حجره‏ى يكى از دوستان بودم. مقاله‏اى از سيد قطب مشغولم كرده بود. مقاله‏اى بود پر از شعار و سرشار از رجزخوانى‏ها و از خود گويى‏ها. از اسلام و آن چه داشته و از غرب و آن چه كه دارد.

اين قدر مى‏دانم وقتى از حجره بيرون آمدم دگرگون بودم و حالتى سخت پيچيده داشتم. خشمگين و عاصى بودم..... خشم و عصيان، هراس و اشتياق در من طوفانى راه انداخته بود......

من مى‏ديدم آن‏ها كه مدعى هستند بايد اسلام را از سرچشمه‏ى اصلى‏اش گرفت، اين اسلام را از راه اصلى‏اش، از راه خودش به مقصد نمى‏رسانند و هنگام بيان كردن اين اسلام از طرح‏هايى غير اسلامى مدد مى‏گيرند و بر قدرتى خارجى تكيه مى‏كنند و فقط به كمك شعار مى‏خواهند اسلام را قالب بزنند و پياده نمايند، در حالى كه اسلام جز با پاى خودش به مقصد نخواهد رسيد و نه تنها هدف بلكه راه هم بايد راه خودش باشد. چه فرق مى‏كند در قسمت سازندگى و تهيه‏ى افراد و يا جمع آورى اين‏ها و يا در قسمت تبديل شخصيت‏ها به قدرت و بستن افراد به حزب و به بنيان مرصوص. و چه فرق مى‏كند كه در قسمت تربيتى‏اش و يا در قسمت‏هاى اعتقادى‏اش يا در نظام‏هاى اقتصادى و قضايى و جزايى و حقوقى‏اش. در تمامى اين‏ها و جز اين‏ها نمى‏توان جز از طرح اسلامى و راه حل‏هاى قرآن به سوى راه حل ديگرى رفت و اگر رفتيم اين ديگر حكومت اسلام و حقيقت اسلام نيست‏...

من در اين قسمت همانند كاوشگرى كه مى‏داند در اعماق چيزى هست و در نتيجه از شكست‏ها عقب نمى‏كشد كارم را شروع كردم. و براى استفاده از قرآن به كليدهايى كه خود قرآن به دست مى‏داد- و در نوشته‏اى جدا از آن ياد كرده‏ام «1»- روى آوردم، و همين كليدها بودند كه خيلى از درهاى بسته را برايم گشودند و راه‏هاى تازه‏اى پيش پايم نهادند.

امروز مفهوم كلمه‏هايى از قبيل روش تربيتى و سازندگى اسلام و يا حكومت اسلامى و يا جهاد اسلامى و يا روش رهبرى پيامبر و يا ولايت و سرپرستى و يا توحيد و رسالت با بارى همراه هستند و با توشه‏اى كه مى‏تواند راهى را پشت سر بگذارد و با نشانه‏هايى كه مى‏تواند هر طرح ديگرى را از خود جدا كند.»

و با توجه به نوشته " انسان در دو فصل" که آمده : «در همين نوشته‏ى مختصر (انسان در دو فصل )در رابطه با انسان و تربيت و فلسفه و عرفان و سلوك و اخلاق و فقه و تفسير و تاريخ حرفهاى بنيادى و اساسى بسيار هست كه با تلقى رايج تفاوت اساسى دارد. تا كسى به مجموعه‏ى نظريه‏ها و عقايد موجود از مسلمين و شرق و غرب مسلح نباشد و تا كسى بن‏بست مشكلات را تجربه نكرده باشد و نارسايى‏ها را در عمل نديده باشد، نه ضرورت طرح اين مباحث را مى‏فهمد و نه تفاوت‏ها و ما به الامتياز و ما به الاشتراك مطالب را، و ناچار بر سطح مى‏لغزد و اگر پيشداورى و قضاوت‏هاى پيش ساخته نداشته باشد و حرف‏ها را به التقاط و انحراف نبندد، ناچار به پرگويى و لفاظى و هيجان پراكنى خواهد بست و دل خويش راحت خواهد داشت.» [1]

با توجه به این نگاه اصیل استاد تصمیم گرفتیم کاری را در اندیشه های قرآنی استاد شروع کنیم تا نشان داده شود که تنها کتاب هدایت و شفا و کتاب زندگی، قرآن است و بس. و حتی می شود تنها با یک آیه آن، یک عمر زندگی کرد.

و از آنجا که استاد مهمترین  مسئله را در شرایط کنونی  تربیت می داند و می فرماید : «جامعه‏ى بشرى نيازمند بقال، بنا، مقنى، نجار، مهندس و طبيب و مربى است. اين‏ها همه نيازهاى جامعه است اما شديدترين آن‏ها نياز تربيتى است، زيرا صنعت و تكنيك پيشرفته در جامعه‏اى كه فقر تربيتى دارد جز به انهدام و نابودى آنان كمك نمى‏كند و همانند تيغ تيزى است كه در دست كودكى باشد. هر چه تيغ تيزتر باشد دست كودك زودتر جدا شده و جانش بيشتر در خطر افتاده است» [2].

و برای تربیت نیاز به مربی را مطرح می کند  و در این رابطه می فرماید :  «در آن‏جا كه ما هستى را با وسعتى شناختيم كه تا بى‏نهايت راه دارد و انسان را به عظمتى شناختيم كه اين هستى را زير پا دارد، ناچار انسان به گونه‏اى تربيت مى‏شود كه با قانون‏هاى حاكم بر اين عوالم درگير نشود و به گونه‏اى تربيت مى‏شود كه استعداد و سرمايه‏هايش در تمام اين عوالم كارگشا باشند و با قانون‏هايى دمخور مى‏شود كه در تمام اين عوالم تجربه‏ شده‏اند و شناخته شده‏اند و وضع شده‏اند و براى مسائلى مى‏كوشد كه در اين بى‏نهايت فرصت، آمد و شد دارند. و ناچار مربى اين انسان عظيم، در اين پهناى هستى و اين وسعت گسترده، وجودى مى‏تواند باشد عظيم‏تر و وسيع‏تر. وجودى محيط و آگاه و در عين حال مهربان و دلسوز.

وجودى آگاه از ما و استعدادهاى بى‏نهايت ما و آگاه از هستى و قانون‏هاى بى‏شمار آن. وجودى مهربان و دلسوز براى رشد ما و كمال ما و سعادت و بهزيستى ما.

و چه وجودى آگاه‏تر از خداوند هستى و انسان، كه انسان را آفريد و هستى را براى انسان آفريد.»[3]

«..... مربى اوست و ديگران بايد از او درس تربيت بياموزند؛ چون مربى بايد از استعدادها و از كسرى‏ها و از دردها و درمان‏ها و عوامل تربيتى آگاه باشد و قانون‏هاى مؤثر را بشناسد. مربى مانند طبيب است، بايد دردها را بشناسد و داروها را بشناسد و روحيه‏ها را بشناسد؛ چون هر دارويى در هر روحيه‏اى مؤثر نيست.»

 و در توضیح این نکته که دیگرانی که خدا به آنها آموخته تا آنها مربی چنین انسان شوند چه کسانی هستند می گوید : «خداوند هستى و مربى انسان، انسان‏هايى را تربيت مى‏كند «وَ يُذْهِبَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ يُطَهِّرَهُم تَطْهيراً»»[4]

 و پليدى‏ها را از آن‏ها مى‏زدايد و به وسيله‏ى وَحْى، آن‏ها را با قانون‏ها و دردها و داروها آشنا مى‏سازد و با نورانيت و پاكى و آگاهى، آن‏ها را بر روحيه‏ها و طبيعت‏ها مسلط مى‏نمايد و آن‏ها را پيشوا و مربى و آموزگار و مزكّى و مطهّر خلق مى‏سازد[5]؛ «يَتْلُوا عَلَيْهِم آياتِهِ وَ يُزَكّيهِم وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ.» 

 و اين‏ها هستند كه در ميان خلقِ او به تربيت خلق و شكوفا كردن استعداد و تتميم اخلاق كريمه همت گماشته‏اند كه: «بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الاخْلاقِ».[6]

 آنگاه از ویژگی مربی به طور عام سخن می گویند که قطعا باید از چنین انسان های تربیت شده خود خدا، بیاموزند. و به بیان ایشان : «كسانى مى‏توانند مربى انسان‏ها باشند كه به دردها و درمان‏ها و به وضع روحيه‏ها آگاهى داشته باشند.

آگاهى از دردها و درمان‏ها را بايد از وحى- از كتاب و سنت- بدست آورد؛ چون اوست كه از استعدادهاى انسان و قلمرو استعدادهاى او و از قانون‏هاى حاكم بر اين دو آگاه است و درگيرى‏ها و دردها و درمان‏ها و راه حل‏ها را مى‏شناسد»[7].

در اینجاست که ایشان تسلط بر وحی را مطرح می کنند تا بتوان با تلاوت آیه ها به درمان و تربیت پرداخت و اینجاست که استاد با تسلطی که بر وحی دارند می توانند مربی انسان باشند و به تلاوت آیه ها بپردازند و جایگاه آیات را به کسانی که این تسلط را ندارند نشان دهند چنانچه خود ایشان می فرمایند : «كسى كه مى‏خواهد از قرآن بهره بگيرد، يا بايد ديگرى برايش آيه‏ها را تلاوت كند و دارويش را نشانش بدهد و يا خود بر تمام قرآن مسلط باشد و جايگاه‏ها و روحيه‏ها را بشناسد و از آيه‏ى مورد نياز استفاده كند.»[8]

بنابرین در وهله اول این خداست که آیه هایش را بر رسول تلاوت می کند تا رسول تلاوت کننده آنها بر  مردم باشد و پس از رسول، اهل بیت او هستند که چنین رسالتی را به دوش می کشند تا با تلاوت آیه ها انسان ها را از ظلمت ها به نور خارج کنند و در مرحله آخر این رسالت بر دوش شاگردان اهل بیت گذاشته شده تا با چهار ویژه گی تسلط و تدبر و تفکر و تقرب به مربی عالم؛ خدای سبحان، به تلاوت آیه ها بر توده ها بپردازند که در این میان استاد صفایی از میان شاگردان اهل بیت از جایگاه خاصی برخوردار است زیرا که توانسته با کسب همه توانایی های لازم در این حوزه و با حبس خود براهل بیت طهارت و با تواضع و خشوع در برابر عظمت قرآن و تقرب به حق تعالی به حق جایگاه آیه ها رابشناسد و با شناخت دردها به تلاوت آیه ها بپردازد و دردهای جامعه بشری را درمان کند.

 و این ما هستیم که اکنون در محضر استاد نشسته به تلاوت های دل نشین او گوش جان فرا دهیم تا به حیات قرآنی که همان حیات طیبه است، رسیده  و تولد دو باره خود را جشن بگیریم ؛تربیت شویم و به تربیت نسل نو بپردازیم که تربیت در سایه تلاوت آیه ها میسر است.    

و هدف ما از این نوشته نیز همین مهم است که دیگران در محضر استاد جایگاه آیات را بشناسند و آنگونه که ایشان تلاوت کرده، بهره مند شوند و طرحی نو و اصیل در اندازند.

البته از این نکته نباید غافل شد که منظور ما  از تلاوت آیه ها صرف قرائت و بحث از آیه ها نیست که تلاوت آنگونه که در جای خودش تبین شده[9] خواندن آیه ها در جایگاهش با توجه به نوع مخاطب و نوع درد و مرض و مشکل  است که اگر آیه در جایگاهش خوانده نشود تحریف است. و به همانگونه که تلاوت نور پاشیدن است تحریف انحراف و ظلمت است!!

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که استاد در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری - مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده که ما بر اساس ترتیب سوره ها آنها را پی می گیریم و آنجا که لازم باشد مطلبی را گوشزد نموده و در موارد خاصی به مقایسه و نقل کلام دیگران روی می آوریم، به این امید که توانسته باشیم گامی هرچند کوچک در راستای خروج قرآن از مهجوریت برداشته و زمینه بهره مندی دیگران را از نور قرآن فراهم کرده باشیم.

قسمت بعدی

 



[1]  - انسان در دو فصل ص :9و 10

[2]  - مسئوليت و سازندگى، ص: 29

[3]  - مسئوليت و سازندگى، ص: 51

[4]  - احزاب 33

[5]  - مسئوليت و سازندگى، ص: 54

[6]  -  مسئوليت و سازندگى، ص: 51

[7]  - مسئوليت و سازندگى، ص: 55

[8]  -  روش برداشت از قرآن ص 27

[9]  - ر.ب.ک.روش برداشت از قرآن از استاد و جزوه همراه روش برداشت از نگارنده 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: