استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

خلاصه کتاب «چهل حدیث از امام حسین علیه‌السلام» (4)

مؤلف: مهدی کثیری

تاریخ ثبت: 13 / 03 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

من كلام الحسين بن على صلوات اللّه عليهما فى الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و يروى عن اميرالمؤمنين:

1- اعتبروا ايها الناس بما وعظ اللّه به أوليائه من سوء ثنائه على الاحبار اذ يقول: لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ»[1] و قال‏ «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِى إِسْرَآءِيلَ‏»، الى قوله «لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ‏[2]» و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبةً فيما كانوا ينالون منهم و رهبةً مما يحذرون و اللّه يقول: «فَلَاتَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ»[3] و قال: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[4] فبدء اللّه بالامر بالمعروف و النهى عن المنكر فريضةً منه، لعلمه بانّها اذا ادّيت و اقيمت استقامت الفرائض كلّها هيّنها و صعبها و ذلك انّ الامر بالمعروف والنهى عن المنكر دعاء الى الاسلام مع رد المظالم و مخالفة الظّالم و قسمة الفيى‏ء و الغنائم و أخذ الصّدقات من مواضع‏ها و وضع‏ها فى حقّها.

2- ثم أنتم أيتها العصابة، عصابة بالعلم مشهورة و بالخير مذكورة و بالنّصيحة معروفة و باللّه فى انفس النّاس مهابةً، يهابكم الشريف و يكرمكم الضعيف و يؤثركم من لا فضل لكم عليه و لا يد لكم عنده تشفعون فى الحوائج اذا امتنعت من طلّابها و تمشون فى الطّريق بهيبة الملوك و كرامة الاكابر، اليس كل ذلك انما نلتموه بما يرجى عندكم من القيام بحقّ اللّه.

3- و ان كنتم عن اكثر حقّه تقصّرون فاستخففتم بحق الائمة، فامّا حق الضّعفاء فضيّعتم و أما حقكم بزعمكم فطلبتم فلا مالًا بذلتموه و لا نفسا خاطرتم بها للّذى خلقها و لا عشيرة عاديتموها فى ذات اللّه أنتم تتمنون على اللّه جنّته و مجاورة رسله و اماناً من عذابه، لقد خشيت عليكم ايّها المتمنون على اللّه ان تحل بكم نقمةٌ من نقماته لانّكم بلغتم من كرامة اللّه منزلةً فضّلتم بها و من يعرف باللّه لا تكرمون و أنتم باللّه فى عباده تكرمون و قد ترون عهود اللّه منقوضه، فلاتفزعون و أنتم لبعض ذمم آبائكم تفزعون و ذمّة رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم محقورة و العمى و البكم و الزّمْنى‏ فى المداين مهملة لاترحمون و لا فى منزلتكم تعملون و لا من عمل فيها تعينون و بالادّهان و المصانعة عند الظلمة تأمنون، كل ذلك مما أمركم اللّه به من النهى و التناهى و أنتم عنه غافلون و أنتم اعظم النّاس مصيبةً لما غلبتم عليه من منازل العلماء لوكنتم تشعرون.

4- ذلك بانّ مجارى الامور و الاحكام على أيدى العلماء باللَّه، الامناء على حلاله و حرامه، فانتم المسلوبون تلك المنزلة و ما سلبتم ذلك الّا بتفرّقكم عن الحق و اختلافكم فى السّنة بعد البيّنة الواضحة و لو صبرتم على الاذى و تحمّلتم المؤونة فى ذات اللّه، كانت امور اللّه عليكم تَرد و عنكم تصدر واليكم ترجع و لكنّكم مكّنتم الظلمة من منزلتكم واستسلمتم امور اللّه فى أيديهم، يعملون بالشّبهات و يسيرون فى الشّهوات.

5- سلّطهم على ذلك فراركم من الموت و اعجابكم بالحياة التى هى مفارقتكم، فأسلمتم الضّعفاء فى أيديهم فمن بين مستعبد مقهور و بين مستضعف على معيشته مغلوب، يتقلبون فى الملك بآرائهم و يستشعرون الخزى باهوائهم، اقتداء بالاشرار و جرأةً على الجبار.

6- فى كل بلد منهم على منبره خطيب يصقع، فالارض لهم شاغرة و أيديهم فيها مبسوطة و الناس لهم خول، لا يدفعون يد لامسٍ فمن بين جبّار عنيد و ذى سطوة على الضعفة شديد، مطاع لا يعرف المبدى‏ء المعيد، فيا عجبا و مالى [لا] اعجب و الارض من غاش غشوم و متصدق ظلوم و عامل على المؤمنين بهم غير رحيم، فاللّه الحاكم فيما فيه تنازعنا و القاضى بحكمه فيما شجر بيننا.

7- اللّهم انّك تعلم انّه لم يكن ما كان منّا تنافسا فى سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يأمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك فان لم تنصرونا و تنصفونا قوى الظّلمة عليكم و عملوا فى اطفاء نور نبيكم. و حسبنا اللّه و عليه توكّلنا و اليه أنبنا و إليه المصير.[5]


دراین حدیث امام نصیحت به دو اصل امر به معروف و نهی از منکر و توجه به آنچه برای عامل آن دارد و آنچه می آورد و به بیان زمینه ها و عوامل و نتایج آن می پردازد.

امر به معروف و نهی ازمنکر موعظه ای است از مهربانی آگاه و دلسوز و عبرتی است از پشینیان که این دو اصل پایه فرائض دیگر هستند، این اصل با شناخت راه و دعوت به اسلام، بازگشت مظالم و درگیری با ظالم، توزیع مناسب اموال و امکانات همراه است.

آمر و ناهی لله در دل مردم و نزد بزرگوارن با هیبت و  با نفوذ و گرامی اند و در حضور او امید به قیام نسبت به حق خدا را دارند.

امر به معروف و نهی از منکر نه فقط برای احکام و حدود که در زمینه حقوق الهی و حقوق پیشوایان و حقوق زمینگیران هم مطرح است، و این در حالی است که پیشوایان خدا در داشته ها و کردار خود به دنبال دست یابی به زیادتیهای زندگی و سلطنت نیستند بلکه می خواهند تا نشانه های دین خدا را آشکار کنند و اصلاح در شهر ها را ظاهر سازند تا ستم دیدگان از بندگانش، به امانی برسند و به فرائض و سنت ها و احکام او عمل کنند با این حال اگر ما آنها را یاری نکنیم ستم گران بر ما نیرومند خواهند شد و به خاموش کردن نور رسول روی خواهند آورد و این ریشه در ترس از مرگ و عشق به زندگی دارد، عشقی کوتاه و ترسی حقیر که صبر بر رنج ها وتحمل هزینه های در راه خدا را از ما می گیرد و همین موجب تفرّق در حق و جدایی از سنت است، این تفرقه و جدایی موجب محرومیت علمای بالله که مجاری امور و احکام هستند می شود و کار های خدا در دست ستم گران گذاشته می شود. ستم گرانی که کارها را با شبهه و شهوت سامان می دهند و نتیجه آن همان می شود که گفته شد.


 

ترجمه حدیث:

امام حسين عليه السلام فرمود:

1- اعتبروا أيها الناس بما وعظ اللّه به أوليائه، مهمترين وعظ و اندرز، آن است كه از محبت و از احاطه و آگاهى سرچشمه بگيرد. پس آنجا كه خداى مهربان و آگاه، دوستان و أوليائش را به موعظه مى ‏گيرد، سزاوار عبرت گرفتن و اعتبار كردن است.

خداوند احبار و يهود را سرزنش مى ‏كند و نفرين مى ‏نمايد كه چرا عصيان كردند و يكديگر را از فساد باز نداشتند و بخاطر رغبت و رهبت و طمع و ترس، از امر به معروف و نهى از منكر چشم پوشيدند آنجا كه مى ‏فرمايد: «فٌلاتَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ» چرا به اين دو اصل روى نياوردند در حاليكه اين دو اصل پايه فرائض ديگر است كه در امر به معروف، هم شناخت راه و دعوت به اسلام و هم‏ بازگشت مظالم‏ و هم‏ درگيرى با ظالم‏ و هم‏ توزيع مناسب غنائم‏ و صدقات‏، گره‏ خورده است.

2- شما جمعيتى هستيد كه آگاه هستيد و مفيد و خيرخواه مى ‏باشيد و دلسوز و ناصح هستيد، شما بخاطر خدا در دل‏هاى مردم هيبت داريد و بزرگوار از شما مهابت دارد و ناتوان شما را گرامى مى ‏دارد و كسانى كه همسان و هم سطح شما هستند شما را برخود مقدم مى‏ دارند و با شفاعت شما خواسته‏ خواستاران از سركشى، آرام مى ‏شود و به دست‏هاشان مى ‏رسد. شما اين همه را به اين خاطر بدست آورديد كه در حضور شما به قيام نسبت به حق خدا، اميد مى ‏رود.

3- گرچه شما نسبت به بيشتر حقوق او كوتاهى مى ‏كنيد، شما حق پيشوايان را سبك شمرديد و حق ناتوانان را ضايع كرديد، ولى آنجا كه به نظر خودتان حقى داشتيد به مطالبه برخاستيد. شما در راه خدا، نه جان را و نه مال را و نه عشيره و فاميل را، هيچكدام را بكار نگرفتيد و با اين همه تمنّاى جنّت داريد و همراهى و همسايگى انبياء را مى ‏خواهيد و ايمنى از عذاب و رنج را مى‏ طلبيد. من بر شما مى ‏ترسم كه نقمتى از نقمات او بر شما بنشيند، چون شما با كرامت خدا به جايى رسيده ‏ايد و برترى يافته ‏ايد و با اين همه امتياز به كرامت عالمان خدا دل نمى ‏دهيد، با اينكه در ميان بندگان او بخاطر او كرامت مى ‏يابيد. شما پيمان‏هاى شكسته‏ خدا را مى ‏بينيد و داد نمى‏ زنيد در حاليكه براى بعضى از پيمان‏ها و قرارهاى پدرانتان، فرياد مى ‏زنيد. قرار و پيمان رسول خدا سبك گرديده و گرفتاران و مساكين رها شده و ترحم نمى ‏شوند و شما در جايگاه و منزلت خودتان اقدامى نمى ‏كنيد و به كسانى كه اقدام مى ‏كنند كمك نمى‏ نماييد و با روغن مالى و زد و بند در حضور ستمگران به امن مى ‏رسيد. در حاليكه در اين زمينه خداوند شما را به امر و نهى دستور داده و شما غافل هستيد. امر به معرروف و نهى از منكر نه فقط براى احكام و حدود كه در زمينه‏ اين حقوق الهى و حقوق پيشوايان و حقوق زمين گيران هم مطرح گرديده و شما غافل هستيد. شما بزرگترين مصيبت را داريد چون مغلوب شديد و جايگاه علماء را از دست داديد. اگر سعى مى ‏كرديد مغلوب نمى‏ شديد.

4- مجارى امور و احكام بر دست علماءِ باللّه، امناءِ بر حلال و حرام است و شما از اين منزلت محروم شديد و دور افتاديد و اين محروميت بخاطر تفرق در حق و جدايى از سنت بود. اگر شما بر رنج‏ها صبر مى ‏كرديد و هزينه‏ ها را در راه خدا تحمل مى ‏كرديد، هرآينه كارهاى خدا در نزد شما مى ماند و شما مصدر و مرجع كارها و احكام مى ‏بوديد. ولى شما ستمگران را جا داديد و به جاى خود نشانديد و كارهاى‏ خدا را در دست‏هاى آنها گذاشتيد و آنها با شبهه و شهوت، كارها را سامان دادند.

5- آنچه كه آنها را بر اين همه مسلط كرد ترس از مرگ و عشق به زندگى كوتاهى بود كه بزودى از شما جدا مى ‏شد. شما با اين عشق و ترس حقير، ضعفاء را رها كرديد و ناتوان‏ها را در دست‏هاى ستمگر آنها گذاشتيد و به بردگى و استضعاف و گرفتارى زندگى سپرديد و آنها هم در حكومت به رأى خود تكيه كردند و شعار خزى و خوارى را با هوس‏هاشان بردوش گرفتند و به شروران اقتدا كردند و بر خداى جبّار جرأت و جسارت آوردند.

6- در هر شهرى از آنها بر منبر آنها، نه منبر رسول خدا گوينده‏ اى مى ‏گويد، پس تمامى زمين براى آنها گسترده شده و مردم در دست آنها خوار گرديده و هيچگونه دفاعى نمى‏ كنند. در ميان جبّارى گردنكش و مقتدرى كه بر ضعيف سخت‏گير است و فرمانروايى كه خداى را نمى ‏شناسد. شگفتا و چرا در شگفتى نباشم واين زمين است كه از خيانت و ستم و سخت‏گيرى و قساوت سرشار است! خدا بايد در اين نزاع و درگيرى ما حكم كند و قضاوت نمايد.

7-خدايا! تو مى ‏دانى كه آنچه از ما بود بخاطر سلطنت و دستيابى به‏ زيادتى ‏هاى زندگى نبوده است. ما مى ‏خواستيم تا نشانه‏هاى دين تو را آشكار كنيم و اصلاح در شهرها را ظاهر سازيم تا ستمديدگان از بندگان تو، به امانى برسند و به فرائض و سنت‏ها و احكام تو، عمل شود. اگر شما ما را نصرت نكنيد و انصاف ندهيد ستمگران بر شما نيرومند خواهند شد و به خاموش كردن نور رسول روى خواهند آورد.



[1] ( 1) مائده، 63.

[2] ( 2) مائده، 78 و 79.

[3] ( 3) مائده، 44

[4] ( 4) توبه، 71.

[5] ( 1) تحف العقول، ص 237 و 238 و 239.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: