استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آيه‌هاي تلاوت‌شده-قسمت37

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 19 / 01 / 1393

موضوع: آثار شاگردان استاد

آيه : 133

وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ ( آل عمران:133)

واژه ها

سرعت :

ضد بطي. تند ضد كند.  شتاب. انجام كار در زمان و مكان مناسب.

و اسرع : به مَركبش سرعت داد؛ أَسرَع الرجلُ: سَرُعَتْ دابَّته، أَسرَعَ القومُ إِذا كانت دوابُّهم سِراعا. سارع : مبالغه در سرعت

  مغفرت:

 غفر: محو كردن، از بين بردن، پاك كردن، پوشاندن چيزى با آن چه كه او را از پليدى و فساد حفظ كند، مرحله‏اى بالاتر از عفو و صفح

عرض:

در مقابل طول . پهنا. فراخنا. وسعت. به نمايش گذاشتن و در معرض ديد قرار دادن

 پرسش هاي تركيبي و ارتباطي

اين آيه با آيه 21 حديد[1] چه  تناسب و تفاوتي دارد؟

سرعت به سوي مغفرت به چه معناست و چه توضيحي دارد؟ چرا بايد به سوي مغفرت شتاب كرد و ضرورت اين شتاب را چه كسي مي فهمد؟ همينطور سرعت به بهشتي كه به وسعت هستي است؟  وجه تقدم مغفرت بر بهشتي با اين ويژگي چيست؟ 

تلاوت آيه

تربیت دینی بر حوزه های مختلف معرفت و احساس و عمل اثر گذار است و همه این حوزه ها را دگرگون می کند و همزمان با اثر گذاری، آفت های هر حوزه را شناسایی و مداوا می کند ؛ از جمله در حوزه عمل برای اینکه انسان گرفتار استکثار و غرور یا یأس و سرخوردگی نشود باید به نسبت های عمل توجه نموده و عمل را با جایگاهش مقایسه کند و به تلاوت این آیه گوش فرا دهد که استاد می گویند: در طول تاريخ خيلى ‏ها از حسين ياد كردند و خون هم دادند. بعد از عاشورا چهار هزارخون از توابين بر روى زمين ريخت. ولى اين خون‏ها چه كرد؟!

 قطره‏هاى بنزين اگر در جايگاه خودش بنشيند حركت ايجاد مى ‏كند، اما خروارها بنزين آزاد، جز حرارت اثرى ندارد. اين مهم است كه عمل را با زمان و مكان خودش بسنجيم و شتاب كنيم. فقط به عمل و اقدام قانع نباشيم كه: وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ »،  « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرات‏ ».  

 بايد شتاب داشت و مسابقه داد و كار را در زمان و مكان مناسبش ارائه داد[2]

بارها گفته‏ام، خيلى ‏ها براى حسين، جان دادند. امّا آن‏ها كه پيشاپيش حسين با سر رفتند، همان‏ها بودند كه عاشورا، شاهد صادق شهادت سبزشان بود. خيلى ‏ها على را يارى كردند و با عشق او، آتش را بر خويش گلستان كردند؛ امّا آن‏ها كه در زمان مناسب سر تراشيدند و بر در خانه ‏ى او نشستند، اندك بودند[3]

اين درست است كه توّابين خون‏هاى خود را در راه حسين دادند، اما اگر اين خون‏ها، در روز تاسوعا، به حسين مى ‏رسيد، شايد عاشورايى پيش نمى ‏آمد. ابن زياد چندين روز حسين را محاصره كرده بود، مى ‏ترسيد كه از عراق و اطراف يارانى برسند. و يا از همين سپاه موجود كسانى به سوى حسين باز گردند، اين وحشت آن‏ها را نگاه داشته بود، اگر توّابين پيش از تاسوعا به حسين پيوند مى ‏خوردند و در آن زمان به حسين روى مى ‏آوردند، كار به آنجا نمى ‏كشيد. و ترس آن‏ها، از آن هجوم جلوگير مى ‏شد.

ولى عمل در زمان مناسب شكل نگرفت و در جايگاه خود ننشست. در طول تاريخ بسيار از على گفته اند و از او حمايت كرده ‏اند. و حتّى خون‏ها داده ‏اند. اما در آن روز كه بايد از على حمايت مى ‏شد و در آن زمان كه بايد از او حرفى مى ‏زدند، زبان‏ها در كام ماند. و جز چند نفرى حرف نزدند. و آن هم سلمان بود كه در ميان اعراب به فارسى گفت: كرديد و نكرديد و ندانيد چه كرديد. در آن روز جز همين كلمه‏ها بر زبانى سبز نشد. در نتيجه كاره اى بعد هم، نوش‏دارو پس از مرگ سهراب بود.

سعي، سرعت و اعتدال                 

سرعت و شتاب خصلت ديگر عمل است. كه مى ‏گويند. «سارِعُوا الى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»،  

 «وَ اسْتَبِقُوا الخَيْراتِ».

 سرعت و استباق، مسابقه دادن و پيشى گرفتن مطلوب است. با اشاره به اين دو خصلت؛ يعنى سعى و سرعت، امير المؤمنين در خطبه 16 به  خصلت سوم عمل مى ‏پردازد و از اعتدال و نسبت عمل با حدود مى ‏گويد. «الْيَمينُ وَ الشّمالُ مَضِلّة وَ الطَّريقُ الوُسْطى‏ هِىَ الجادّة»، كه افراط و تفريط، كم كردن و زياد كردن به گم شدن مى ‏رسد. از اعتدال و راه وسط مى ‏توان رفت[4]

ما براى فرار از تكاليف، تكاليف را سنگين مى ‏شماريم و توان خود را نفى مى ‏كنيم تا عذر تأخير و تسويف را فراهم كنيم. ما مى ‏گوييم: لو استَطَعنا لَخَرَجنا مَعَكم يُهلِكون انفُسَهُم

و خدامى ‏گويد: وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّة...[5]

ما مى ‏گوييم: اگر مى‏توانستيم مى‏آمديم و خدا مى ‏فرمايد: اگر مى ‏خواستند آماده مى ‏شدند.

و هميشه حجتى بر ما هست كه نشان مى ‏دهد چگونه مى ‏توان در حضور ابن‏ زياد و بالاى منبر او نصرت حسين عليه السلام را داشت و منتظر فرصت‏هاى طلايى نماند.

چگونه حسين را به بيست‏ هزار شمشيرزن وعده مى ‏دهيم در حالى ‏كه ممكن است آن‏ها هم براى تأمين آذوقه و يا كارهاى ديگر رفته باشند.

آن‏چه خدا مى ‏خواهد شتاب و سبقت است كه سارِعُوا الى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ،  

سرعت و شتاب خصلت ديگر عمل است. كه مى ‏گويند. «سارِعُوا الى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»، «1» «وَ اسْتَبِقُوا الخَيْراتِ». «2» سرعت و استباق، مسابقه دادن و پيشى گرفتن مطلوب است[6]

                        مغفرت و رحمت‏

حضرت زهرا مى ‏گويند: «اللّهُمَّ انَّ مَغْفِرَتَكَ اوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِنا و رَحْمَتَكَ ارْجى‏ عِنْدَنا مِنْ اعْمالِنا

اگر در محيط غافلى مبتلا شدم، اين گناهان، مرا محروم نسازد؛ كه غفران تو گسترده‏تر از بدى ‏ها و زشتى ‏هاى ماست.

اگر كارى را انجام دادم، در زورق عملم ننشينم، كه در نزد خودم، به رحمت تو بيشتر از عملم اميدوارتر و واثق‏ترم. پس نه غرور عمل، تو را مى ‏گيرد و نه ذنوب مزاحم توست؛ كه ذنوب را با غفران حقّ و غرور را با اميد به رحمت حقّ، كنار گذاشته ‏اى.

خدايا! خوبى ‏هاى ما مورد اميد نيست، بدى ‏هاى ما هم مانع از غفران تو نباشد. چه معامله ‏ى خوبى[7]                    

 غفران‏

 

آدمى كه راه نيفتاد و جريان نگرفت و طبيعت‏هايش را محاكمه نكرد، يك مقدار از توانايى ‏هايش راكد مى‏ ماند. تعقل و نظارتش بى ‏كار مى ‏ماند و ناچار مى ‏گندد. و اين گند در يك نقطه محبوس نمى ‏شود، كه باز مى ‏شود و منتشر مى ‏گردد. آن كارهايى كه انسان خيال مى ‏كند پريده و تمام شده (طائر) اين كارها را به گردن او مى ‏بندند. و همين كارهاى پرنده را در روز ديگر بيرون مى ‏آورند، در حالى كه كتاب است و جمع بندى شده و انسان مى ‏بيند كه اين كار پرنده در اين كتاب چگونه باز شده و گسترده گرديده. «1» آن عملى را كه من خيال مى ‏كردم چيزى نيست، اكنون مى ‏يابم كه چقدر «گند» به دنبال آورده است؛ چون در نظام و در دنياى رابطه ‏ها، يك گند در جاى خود قرار نمى ‏گيرد كه باز مى ‏شود. «يَلْقيهُ مَنْشُوراً. »

در نظام مرتبط، كارهاى پراكنده و پرنده ‏ى تو، طائرهاى تو، به گردن تو بسته مى ‏شوند و به صورت كتاب جمع بندى شده در ديدگاه تو گشوده مى ‏شوند و تو مى ‏بينى كه چگونه باز شده ‏اند و گسترش يافته ‏اند. يك لبخند تا كجا رسيده و يك نگاه تا كجا رفته. يك لحظه غضب چه خون‏ها سبز كرده و يك جرقه چقدر آتش افروخته است.

غفران، پاك كردن اين گندهاست كه از ناهماهنگى ما با سنت‏ها و نظام خدا برخاسته و تمام اين نظام‏ها را در خود گرفته هنگامى كه تو از خدا غفران مى ‏خواهى و استغفار مى ‏كنى، با اين اعتقاد همراه هستى كه تو زمين و دريا و آسمان‏ها را با ذنب و فسق و كفرت آلوده كرده ‏اى و بر اين اعتقاد هستى كه خدا عزت و قدرت پاك‏سازى نظام را دارد و اين دستگاه را به گونه ‏اى ساخته كه گندها را تبديل كند و يا بپوشاند.

آنچه كه يك عمر خسارت انسان را جبران مى ‏كند، همين غفران و پاك‏سازى خداست

گاهى بودجه ‏اى در اختيارت مى ‏گذارند و امكاناتى به تو مى‏ دهند كه برنامه‏ اى بريزى و كارى را شروع كنى و يا تجارتى راه بيندازى و تو با ناشي گرى و يا اسراف و يا ركود خودت امكان را هرز مى ‏دهى و از ميان برمى ‏دارى و كم مى‏ آورى و گرفتارى ‏هايى برايت مى‏ ماند و كسرى‏ هايى گريبانگيرت مى ‏شود.

تو سرمايه را سوزانده ‏اى و كم هم آورده‏ اى و گرفتارى ‏هايى فراهم ساخته‏ اى. غفران اين بود كه اين سوختن را و اين كسرى‏ ها را و اين گرفتارى ‏ها را بر دارند و اين گندها را پاك كنند و رحمت اين است كه دوباره به تو امكان بدهند و بودجه ‏اى ديگر در اختيارت بگذارند و با سرمايه ‏هاى جديدى همراهيت كنند. غفران پاك كردن است و رحمت دوباره بخشيدن

نوسان غفران و رحمت 

و اين غفران و رحمت در رابطه با مقدار انكسار و شكست روحى تو و رنج التهاب تو كم و زياد مى ‏شود. بچه ‏اى كه شيشه‏ اى را شكسته و يا لباسش را كثيف كرده و با گردن كلفتى ايستاده كه مگر چه شده، ضربه ‏اش مى ‏زنند و تأديبش مى‏ كنند، ولى آن كه ناراحت شده و زبانش بند آمده و از ترس رنگش را باخته، اميدش مى‏ دهند و تسلايش مى‏ دهند و جبرانش مى ‏كنند و حتى برايش چيزى مى ‏خرند.[8]

غفران و رحمت ما را از خسارت عمل مى ‏رهانند و اما خسارت وجودى انسان به وسيله ‏ى عواملى كه در سوره‏ ى عصر به آن اشاره شد،مرتفع مي شود.

سمت سلوك و جهت حركت  

اللَّهُمَّ إِلَى‏ مَغْفِرَتِكَ‏ وَفَدْت‏[9]

حال با اين همه زاد و توشه و تقوا راه افتاده ‏اى، اما به سمت چه چيزى؟

 إِلَى‏ مَغْفِرَتِكَ »، با اينكه خيرالزاد و بهترين توشه‏ ها را دارى، به توشه‏ ى خودت هم مطمئن نيستى. « وَ إِلَى عَفْوِكَ قَصَدْت‏

، من با اين همه توانايى ‏ها كه تو به من عنايت كردى باز محتاج غفران تو هستم. مشتاق گذشت تو هستم

 لَيْسَ عِنْدِي مَا يُوجِبُ لِي مَغْفِرَتَك‏،  در اينجا به اين حالت مى ‏رسم كه مى ‏فهمم هيچ چيز در پيشگاه او ندارم. نه نيّتى دارم، نه يقينى و نه عملى و مستحق هيچ چيز نيستم.

انسان در جريان سلوك خود به اين حالت مى ‏رسد كه به هيچ چيزِ خود تكيه نمى ‏كند، نه بر علم، نه بر معرفت و يقين خويش و نه بر ايمان و عشق و نه بر عمل و تقواى خويش؛ چون اين‏ها به اندازه ‏ى خود ما هستند. نه به اندازه ‏ى راه ما و مقصد ما

به اين نكته بايد توجه داشت كه منظور اين نيست كه اين‏ها بى ‏ارزش هستند. چرا كه اين‏ها مركبند. اين‏ها راه مى ‏برند، ولى مقصد اوست. براى آن مقصد وسيله‏ ى ديگرى مى ‏خواهد. من نه در يقينم و نه در نيّتم و نه در عمل،               

چيزى ندارم[10]

 

چكيده

انسان اگر چه عملش را به سه ويژگي سعي و سرعت و اعتدال مزين مي كند و سعيش را با توجه به هدف و در بين صفا و صميميت و خلوص و مروت و انسانيت محبوس مي دارد و در سعيش هروله و شتاب دارد ولي خود را مقصر مي بيند كه اين توشه و زاد و راحله راه به جايي نمي برد ؛ چون اين‏ها به اندازه ‏ى خود ما هستند. نه به اندازه‏ ى راه ما و مقصد ما به اين نكته بايد توجه داشت كه منظور اين نيست كه اين‏ها بى ‏ارزش هستند. چرا كه اين‏ها مركبند. اين‏ها راه مى‏ برند، ولى مقصد اوست. براى آن مقصد وسيله ‏ى ديگرى مى‏ خواهد. و آن وسيله چيزي جز عنايت و غفران حق نيست و اوست كه بايد ببخشد و پاك كند و راه ببرد اين است كه بايد به سوي چنين مغفرتي سرعت گرفت و شتاب نمود كه اين مركب است كه انسان را به منزلي و بهشتي مي رساند كه به اندازه تمام هستي وسعت دارد و براي كساني مهيا شده كه سرشار از معرفت به خود و رب و راهشان بوده و لبريز از عشق به اين سه در مقام اطاعت و بندگي و عبوديت در مسيري كه هدف خلقتشان است مهيا شده و قدم بر مي دارند.



[1]  - سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ (21)

[2] - انسان در دو فصل، ص: 76 

[3]  -  نامه هاي بلوغ،ص:58

[4]  - درسهايى از انقلاب(انتظار)، ص: 194

[5]  - توبه: 41

[6] -  درسهايى از انقلاب(انتظار)، ص: 194 -6

[7]  -  دعاهاى روزانه حضرت زهرا(س)، ص: 83

[8]  - تطهير با جارى قرآن(2)، ص: 158

[9]   - دعاي مكارم الاخلاق

[10] - نظام اخلاقى اسلام، ص: 109

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: