استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

تربیت عقلانی از نگاه استاد علی صفایی حائری (1)

مؤلف: حجت الاسلام والمسلمین ایوب مهدوی فر

تاریخ ثبت: 14 / 12 / 1392

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

توضیح: این مقاله در اردیبهشت ماه سال1387 به مناسبت همایش بزرگداشت استاد صفایی ارسال شده است و اولین بار است که منتشر می‌شود.

مقدمه

تربیت عقلانی عبارت است از فراهم نمودن زمینه برای تغییر و تحول در حوزه شناختی انسان. البته منظور از شناخت در اینجا شناخت فکری و فلسفی است نه شناخت حسی و تجربی یا قلبی و عرفانی. این تغییر و تحول خود به دو گونه است: اول: افزایش توانمندیهای ذهنی و فکری. دوم: پیمودن یک جریان فکری برای رسیدن به شناخت.

   اگرچه اصطلاح تربیت عقلانی در آثار استاد به چشم نمی خورد اما با مقداری تامل در آثار ایشان حرفهای اساسی بسیاری در این زمینه می توان یافت.

   از نگاه استاد تربیت در چهار حوزه انسان را دگرگون می کند: شناخت، احساس، عمل و علوم. تغییر شناخت­ها به تغییر احساسها می انجامد و این احساسها رفتار متناسب با خود را ایجاد می کند. به این ترتیب ملاحظه می شود که از نظر استاد نقطه شروع تحول در انسان حوزه شناختی او ست و به عبارت دیگر تربیت انسان با تربیت عقلانی او آغاز می شود.  

   نوشته حاضر مروری اجمالی بر برخی آراء استاد در زمینه تربیت عقلانی است. این نوشته در دو فصل تنظیم شده است: در فصل اول از مقدمات تربیت عقلانی و در فصل دوم از مراحل آن بحث شده است.

فصل اول : مقدمات تربیت عقلانی

 به طور کلی تربیت نوعی برخورد خاص و تاثیر ویژه  یک فرد نسبت به دیگری است ( یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه ). این برخورد نیازمند زمینه ها و مقدماتی است که بدون فراهم شدن آنها نه تنها نمی­توان تاثیر مثبتی بر روی فرد داشت بلکه ممکن است آثار مخربی نیز از خود باقی گذاشت.

  این مراحل مقدماتی به ترتیب عبارتند از: ارزیابی و شناسایی، آشنایی و دوستی، جذب و صمیمیت.

(1) ارزیابی و شناسایی:

برای برخورد با افراد باید آنها را شناخت و برای این شناسایی باید از روشهایی استفاده نمود.

روش اول در شناسایی افراد استفاده از علامت­ها است. ویژگی­های درونی انسانها را نمی­توان دید؛ اما این ویژگی­های درونی در ظاهر افراد تاثیر می گذارند و از این آثار می شود به موثرهایی پی برد. با دقت در رفتار اشخاص هنگام حرف زدن نگاه کردن و حالات آنها در صحنه های مختلف می توان به برخی ویژگیهای آنها پی برد. به عنوان مثال هنگامی که منافق احساس خطر می­کند هر صدای بلندی را متوجه خود می­پندارد ( یحسبون کل صیحه علیهم ) ترسیدن سریع و بی جهت و گرفتن حالت دفاعی یکی از علائم نفاق است. البته باید دانست که در بسیاری از مواقع یک علامت نمی­تواند دقیقا نشانگر یک روحیه خاص باشد بلکه با گردآوری علائم و قرائن و کنار هم قرار دادن آنها می توان به تصویری از یک روحیه و شخصیت خاص رسید. تشخیص این علائم نیاز به مهارتها و دقت های خاصی دارد که در اثر برخوردهای فراوان با اشخاص مختلف و نیز آموزش و یادگیری می توانند به دست آیند.

 دومین روش شناسایی هنگامی استفاده می شود که علامتها راه گشا نباشند؛ حال یا به این دلیل که علامتها درهم و مغشوش هستند و یا اینکه مربی آنقدر مهارت و دقت ندارد که بتواند همه آنها را تشخیص دهد. در این صورت چاره ای جز حدس و سعی و خطا نیست. هنگامی که چند بیماری احتمال داده می شود باید آزمایش نمود یا دارویی تجویز کرد و اثر آن را مشاهده کرد. وقتی علامت ها کارگشا نبودند باید احتمالات را در نظر گرفت که البته برخوردهایی که بر اساس احتمالات صورت می گیرد باید با لطافت و دقت بسیاری همراه باشند تا عوارض منفی آنها به حداقل برسد. مربی باید واکنشهای احتمالی فرد را در برابر این برخوردها پیش بینی کند و آماده شود.  

عامل دیگری که در شناسایی افراد می تواند موثر باشد لطافت­های روحی است که در برخی از افراد به وجود می آید. انسانی که در مسیر سلوک و خود سازی قرار گرفته و بر خود مروری داشته انگیزه ها و عامل­های درونیش را در مراقبه ها و محاسبه ها دیده و می داند که در چه مواقعی از حقیقت چشم پوشی می کند یا عصبانی و درگیر می شود و یا اینکه تخفیف می دهد، در مورد دیگران هم با توجه به همین عامل­ها و انگیزه ها و موقعیت ها به حدس­های دقیقی می تواند دست یابد. چنین فردی آن قدر با خود کار کرده و بازی های نفس را شناخته که به تدریج بازی های دیگران را هم حس میکند. این حرکتهای روحی و فکری به تدریج دقت­ها و ظرافت­هایی را در انسان شکل می دهد که موجب روشن بینی و تیز بینی خاصی می شود که حتی هنگامی که شخص مقابل سعی در مخفی کردن چیزی دارد از نوع رفتار و حالت وی متوجه آن می شود. طبیعی است هرچه سلوک فردی انسان بیشتر باشد لطافت­ها و تیزبینی­هایش هم بیشتر و دقیقتر خواهد بود و احساسات عمیق تر و پخته تری خواهد داشت .البته همواره نمی­توان ویژگیهای درونی افراد را به وضوح و روشنی مشاهده کرد اما می توان خطاها را به حداقل رساند.

همانگونه که لطافت­های روحی ممکن است در اثر سلوک شرعی حاصل شوند گاهی هم با ریاضت­ها و ورزشهای روحی ایجاد می شوند . چنانکه امروزه با دستگاهها هم میتوانند برخی از ویژگیها و حالتهای درونی افراد را بشناسند .

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1392/12/25 - 0:26:17
روی مرز

فکر نمیکنم به این شباهت باشد که گفتند آیا میتوان گفت آنچه با آزمایشات پزشکی حاصل میشود ولو در محدوده خودش از یک برداشتِ از لطافت های روحی برخوردارند؟

1392/12/26 - 11:32:38
روح اله (پاسخ به روی مرز)

امروزه هم با انجام آزمایشات پزشکی و هم با تستهای روانی و روانکاوی افراد، بسیاری از ویژگیهای روحی و روانی افراد قابل تشخیص است. ویژگیهایی مانند: ترس و شجاعت، میزان هوش افراد، افسردگی، خلاقیت و برخی دیگر از صفات اخلاقی افراد با آزمایشاتی که روی مغز انسان انجام می‌شود، تشخیص داده می‌شوند.