استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

مدیریت انسان از منظر دین- قسمت هفتم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین داوود پارسا

تاریخ ثبت: 02 / 08 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

ساختار بحث را در اینجا ببینید.

کلید های تفکر

ما در مباحث گذشته در مسأله ی تفکر، به نیازهای تفکر یعنی به تدبر(مطالعه ی انفس و مطالعه ی آفاق و مطالعه ی کُتب) و به روش فکر کردن (آزادی ، آموزش و یادآوری) و شکل فکری(منطق صوری) بطور مبسوط پرداختیم. و اما کلید های تفکر:

 کلید اول: تفکر در خلقت انسان

کلید دوم: تفکر در استعدادهای انسان

کلید سوم: تفکر در مقدار استعدادهای انسان 

کلید اول: تفکر در خلقت انسان

با تفكر در خلقت انسان، محكوم بودن او را مى‏يابيم و در نتيجه به حاكمى پى‏مى‏بريم.

براى اين تفكر به تدبرهايى نياز داریم. که در قرآن به این تدبرها اشاره کرده است:

اللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً خدا همان كسى است كه شما را آفريد در حالى كه ضعيف بوديد سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشيد و باز بعد از قوّت، ضعف و پيرى قرار داد.

 من ديروز و امروز و فردايم را مطالعه مى‏كنم. ديروزى كه هيچ نداشتم و با چهار خصوصيت فقر ، عجز ، ضعف و جهل، همراه بودم و امروزى كه بى‏نياز شده‏ام و به غنا ، بلوغ ، قدرت ، علم  و حكمت رسيده‏ام. و فردايى كه دوباره پير و فرتوت و از دست رفته خواهم شد.

با اين تدبر، دادن‏ها و گرفتن‏ها را مى‏يابم و محكوميت‏ها را مى‏بينم و به حاكمى مى‏رسم. اين حاكم را، حتى مادى‏ها و ماركسيست‏ها هم قبول دارند. آن‏ها هم لباس هستى را به چوب‏رختى آويزان مى‏كنند. آن‏ها هم در جايى مى‏ايستند يا در ماده يا در انرژى يا در قانون‏ها. در اين حاكم مسأله‏اى نيست. مسأله اين است كه اين حاكم با چه خصوصيات و ويژگى‏هايى همراه است و مهم اين كه در كجا مى‏توانيم بايستيم كه سُر نخوريم و زمين نيفتيم.

اين هستى، اين ماده و اين انرژى و اين قانون‏ها همه نيازمند هستند و همه محكوم هستند و در نتيجه اين‏ها جاى پاى محكمى نيستند. قانون‏ها، تنظيم كننده و كنترل كننده و قانونگذار را نشان مى‏دهند. درست است كه يك ماشين با چند قانون در جريان است. اما اين قانون‏ها خود حاكمى را نشان مى‏دهند كه آن‏ها را تنظيم كرده و به جريان انداخته است. اين‏ها همه محكوم هستند و حاكمى را نشان مى‏دهند و اين حاكم ويژگى‏هايى دارد:

1- بى‏مانندى: او مثل اتم مثل انرژى مثل قانون‏ها نيست. اگر مثل اين‏ها بود، مثل همين‏ها محكوم مى‏شد. 

2- بى‏نيازى: او به آفريده‏ها و آفريدگار و زمان و مكان و حتى به خودش نياز ندارد. اگر او نيازى مى‏داشت، محكوم مى‏بود و حاكمى مى‏خواست. 

3- نامحدودى: او حدى ندارد، نه در قدرت و علمش و نه در وجودش. نمى‏توانيم بگوييم فقط اين‏جاست، بيرون است يا در درون، اين جاست يا آن‏جا؛ چون محدود، به دو چيز نياز دارد، به حدود و مرزهايى و به محدود كنننده و مرزبانى. و نتيجه‏ى نامحدودى احاطه است و نتيجه‏ى احاطه، حضور و آگاهى و علم.

4- يگانگى: او از تركيب و اجزائى برخوردار نيست، او هم يكى است و هم يگانه. من يكى هستم اما يگانه نيستم. او هم واحد است و هم احد.

اگر او تركيبى مى‏داشت، اگر علم و قدرت و شنوايى و بينايى و حكمت او با يكديگر تفاوت داشت، ناچار اجزائى برمى‏داشت و ناچار نيازمند به اين اجزاء و نيازمند به تركيب كننده‏اى بود.

اين خصوصيات، او را مشخص مى‏كند و از آفريده‏ها جدا مى‏سازد. ولى او خصوصيات ديگرى هم دارد كه عشق او را در دل‏ها بزرگ مى‏كند:

1- او زيباست كه زيبايى آفريده‏ى اوست. حُسنْ آن دارد كه يوسف آفريد. 

2- او كامل است و نقصى و نيازى ندارد. و انسان، عاشق زيبايى و كمال است.

3- او دهنده است نه گيرنده. او بخشنده و رحمان است، اما ديگران مصرف كننده هستند. او نيازهاى مرا از پيش تهيه كرده، حتى نفت چراغ من را و سوزن خياطى‏ام را.

4- او مهربان است و بخشندگى‏هاى او از روى عادت و يا سياست‏ نيست. به من علوفه نمى‏دهد كه از شيرم بگيرد. او به من از خودم مهربان‏تر است. اين حب به نفس، اين غريزه را چه كسى در من نهاده؟ چه كسى مرا با خودم مهربان كرد؟ او از من به من نزديك‏تر و از من به من مهربان‏تر و از من به من آگاه‏تر است. او در ميان من و دلم فاصله است. او مرا با خودم آشتى داد و مرا با خودم آشنا كرد.

5- او بهترين دوست است كه مى‏دهد و نمى‏گيرد و پرورش هم مى‏دهد و من هم محتاج انس و دوستى هستم. «3» با اين شناخت‏ها هم او را مى‏يابم و هم به او دل مى‏بندم كه من دلداده زيبايى و كمال و اسير محبت و احسان و محتاج دوست و رفيق هستم.

با اين تدبر و تفكرها، به شناخت خودم و فقرم و ضعفم و عجزم و جهلم و محكوميتم مى‏رسم و با اين شناخت‏ها به حاكم و ربّم مى‏رسم؛ 

او كه مرا آفريد و بى‏نيازم كرد و قدرتم داد و حكمت در سرم ريخت. اگر شناخت، شناخت مجرد باشد در من احساسى زنده نمى‏شود؛ مثل‏اين كه من بدانم بيرون از خانه كسى هست. اما اگر شناخت خوبى و بدى باشد، در من احساس عشق و نفرت زنده مى‏شود؛ مثل اين كه بدانم بيرون از خانه دزدى و دشمنى است و يا دوستى و معشوقه‏اى.

ادراك مجرد احساسى نمى‏آفريند. اما ادراك خوبى و يا بدى در من احساس نفرت و عشق و در نتيجه حركت و تلاش را زنده مى‏كند.

اين است كه با شناخت زيبايى و محبت او به عشق او مى‏رسم و اين معشوق را با بُت‏هاى ديگر و محبوب‏هاى ديگر، با نفس و خلق و دنيا و شيطان مى‏سنجم و از آن‏ها آزاد مى‏شوم. هنگامى كه يافتم او از من به من نزديك‏تر است، ديگر نمى‏توانم از او جدا شوم، حتى اگر خودم را از دست بدهم. آخر من بى او با خودم چه كنم؟ در حالى كه بى‏خودم با او هستم و با انتخاب و در انتخابم ادامه مى‏يابم؛ كه هر كس در انتخابش زنده است. 

من با تفكر به شناخت خودم و در نتيجه به شناخت ربّم و در نتيجه به عشق او مى‏رسم (ايمان).

و اين عشق و ايمان مرا به اطاعت و عمل مى‏كشاند (تقوا).

باز اين عشق مرا از عشق‏هاى كوچك‏تر آزاد مى‏كند و از اسارت‏ها رها مى‏سازد (زهد).

و هنگامى كه يافتم داده‏ها ملاك افتخار نيست و هنگامى‏كه يافتم داده‏ها بازدهى مى‏خواهند و از هر كس به اندازه‏ى سرمايه‏اش سود مى‏گيرند «1» و هنگامى كه يافتم كه هنگام پاداش، نسبت‏ها را در نظر مى‏آورند، «2» و هنگامى كه يافتم حتى نسبت‏ها و سعى‏ها را و عمل‏ها را با هدف مى‏سنجند، در اين هنگام‏ها به رضا و خشنودى مى‏رسم و در هر كلاسى درسم را مى‏خوانم؛ چون دو پا براى رشد ما هست: بهره‏بردارى براى حق در هنگام دارايى‏ها (شكر) و به پاى باطل نچسبيدن در هنگام ندارى‏ها (صبر).

با رشد و آگاهى و معرفت به حيرت مى‏رسم؛ چون هنگامى كه رابطه‏ها و نيازهاى گوناگون و خاصيت‏هاى بى‏شمار را مى‏يابم، در تصميم مى‏مانم و در سنجش لنگ مى‏شوم و با اين حيرت به تفويض مى‏رسم و با يك قدرت و حكمت برتر زد و بند مى‏كنم و او را به وكالت مى‏گيرم.

اين هشت مرحله كه هر كدام ديگرى را به دنبال مى‏كشد، نظام اخلاقى اسلام را تشكيل مى‏دهد.واين نظام هماهنگ و مرتبط است كه مى‏تواند احكام اخلاقى اسلام را به دوش بگيرد. و مى‏تواند تمام بدى‏ها را بخشكاند وتمام خوبى‏ها را شكوفا كند:

1- تفكر 2- شناخت خودم و ربّم 3- عشق و ايمان 4- اطاعت و تقوا 5 - آزادى و زهد 6- رضا 7- حيرت 8- تفويض.

قسمت بعدی

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: