استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

مدیریت انسان از منظر دین- قسمت ششم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین داوود پارسا

تاریخ ثبت: 05 / 07 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

ساختار بحث را در اینجا ببینید.

مراحل  شناخت انسان

برای اینکه هدف و آرمان زندگی انسان روشن گردد. این أمر، مستلزم کشف و شناسایی استعداد و دارایی های انسان می باشد. برای این شناسایی ، به روایتی از رسول مکرم اسلام «ص» می پردازیم:

رسول گرامی(ص) در روایتی ،  انسان را تشبیه به یک معدن نموده است :

«الناس معادن کمعدنِ الذهب والفضّه»

انسان مانند یک معدن می باشد ، مثل معدن طلا و نقره.

یک مختصص معدن شناس می داند که در برخورد با یک معدن چهار مرحله را باید طی کند تا بتواند از آن بهره مند شود:

1-کشف  2-استخراج  3-شکل دادن  4- مصرف (مدیریت).

بعنوان مثال، یک معدن شناس وقتی معدن آهن را شناسایی می کند، در مرحله ی اول، آن را کشف کرده است که چه معدنی است. در مرحله ی دوم با حرارت دادن، خالصی ها را از ناخالصی ها جدا می کند. و به تعبیر دیگر، آن ها را از یکدیگر تصفیه و آزاد می کند. و در مرحله ی سوم آن ها را وارد کارخانه می کند، و به شکل دلخواه در می آورد مثلاً به شکل ماشین.. و در مرحله ی چهارم ، خریدار و مصرف کننده با خرید آن، هر  طور که مایل باشد آن را مصرف و مدیریت می کند. داستان، در مورد انسان هم این گونه  است. انسان هم چهار مرحله را باید برای مدیریت استعدادهایش طی کند:

1-کشف ( شناسایی استعددها)

 2-استخراج (تصفیه و  آزادی) 

3-شکل گرفتن( آزادی از آزادی و یا عبودیت)

4-مصرف (مدیریت و رهبری استعدادها ) 

 

مرحله ی اول : کشف استعدادها

از وسایلی که در یک اتاق چیده شده است ،کشف می کنیم این اتاق برای چیست. و برای چه بنا گردیده . آیا اتاق خواب یا اتاق نشیمن و یا اتاق آشپزخانه است؟  از وسایل و امکاناتی که در این اتاق ها به کار رفته است نوع اتاق معلوم می گردد. همچنین از استعدادها و نیروهای انسان هم می توان کشف کرد که او برای چیست؟ و برای چه هدفی آفریده شده است؟

برای کشف و شناخت انسان ،نیازمند به سه کلید می باشیم:                                                                               

1-تفکر در خلقت و آفرینش انسان

2-تفکر در استعدادها و امکانات انسان

3-تفکر در مقدار و کمیت استعدادها 

چون مسأله ی تفکر امر بسیار مهمی است، قبل از این که، آن سه کلید را توضیح دهیم به بحث اصل تفکر و شرایط و زمینه های آن می پردازیم:

مفهوم  تفکر:

تفکر ، یعنی از معلومات به مجهولات پی برد. انسان وقتی از طریق تدبر و مطالعه ، اطلاعات و معلوماتی بدست می آورد ، پس از کاویدن در آن ، مجهولاتش را روشن می کند و نتیجه گیریهای عظیمی برایش حاصل می شود . با تفكر ، انسان به شناخت خویش و شناخت هستی و شناخت دنیا و شناخت الله و شناخت روش زندگی و مرگ پی می برد. و با تفکر ، استعدادها و سرمایه های انسان مشخص می گردد. و همین است نقش تفکر در سازندگی و رشد انسان نقش اول را دارد. و لذا چون تفکر نقش اول را در مدیریت زندگی داراست به بعضی از آیات و روابات در مورد آن می پردازیم:

در قرآن کریم می فرماید: :« «قُلْ انَّمَا اعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ انْ تَقُومُوا للَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا» یعنی ای پیامبر(ص) بگو شما را به یک چیز سفارش می کنم تنهایی یا بصورت اجتماع ، قیام کنید و سپس تفکر کنید. رسول خدا(ص) يك پند داده كه براى خدا قيام كنيد، به پا بايستيد، آزاد شويد و سپس تفكر كنيد.

و در آیه ی دیگر در چه چیزی تفکر کردن را روشن نموده :  أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا في‏ أَنْفُسِهِم‏ . آيا در خودشان به تفكّر نپرداخته‏اند.

در بعضی از روایات آمده تفكر ساعة خير من‏ عبادة سبعين‏ سنة یک ساعت تفکر،  برتر از هفتاد سال عبادت است.

سلمان آن صحابی گرانقدر رسول الله(ص) از مرحله ی کفر به مرحله ی ایمان رسید، یعنی از سیر تفکراتش توانست به ریسمان حق چنگ بزند و حقایق را کشف کند و یا از رسول الله (ص) در مورد ابوذر، صحابه ی دیگر رسول  "ص"گرامی روایت شده : «اکثر العبادة اباذر التفکر» بیشترین عبادت اباذر تفکرکردن بود.

پس تفكر، شروع كار است. ولى اين تفكّر احتياج به آزادى دارد، احتياج به قيام دارد و اين قيام، غير از قيام مسلحانه است؛ چون آن قيام، بعد از تفكر است نه قبل از تفكر. رسول مى‏گويد: قيام كنيد، بعد بنشينيد و فكر كنيد. اين قيام بر پا ايستادن و حركت كردن انسان است؛ چه در تنهايى و چه در جمع؛ كه تنهايى هم عذر ماندن نيست؛ چون هر كار و راهى كه شروع شده، ابتدا كسى نبوده است. اين گام‏هاى استوار بودند كه در دل صخره‏ها، راه‏ها را نقش زدند و ايجاد كردند. اين گام‏هاى تنها بودند كه جمعيت‏ها را به وجود آوردند كه نسل‏ها از نطفه‏ها شروع مى‏شوند.

شروع از اينجاست و شروع از «آزادى» انسان است. حال چگونه آزاد شويم؟ از چه چيزهايى آزاد شويم؟ اين سؤال‏هايى است كه بايد مطرح شوند و مذهب جواب آنها را نيز دارد. كسانى‏كه اين گونه شروع مى‏كنند، مى‏توانند از قرآن برداشت داشته باشند. پس از آنكه آزادى به وجود آمد و شكل‏هاى آن مشخص شد، اين سؤال مطرح است كه من چگونه فكر كنم؟ در چه چيزهايى فكر كنم؟ نقطه آغاز «تفكر» من چه باشد؟ منابع فكرى من كدام باشند؟ آيا در تجربه‏هايم تفكر كنم؟ يا در شناخت‏هاى بلاواسطه‏ام؟

آيه «اوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِى انْفُسِهِمْ»  نشان مى‏دهد كه تفكر در انسان و در ادراكات بدون واسطه اوست. اگر چه اين شناخت از خود انسان شروع مى‏شود، ولى در خود او حبس نمى‏شود و حالت درون‏گرايى به وجود نمى‏آيد.

پس دین و انسان از تفکر آغاز می گردد و به شناخت ها (جهان بینی ) و آرمان ها (ایدئولوژی) می رسند و براساس این دو اصل معرفتی و عقیدتی به نظام ها ( نظام تربیتی ، نظام اخلاقی ، نظام اجتماعی ، نظام حکومتی ، نظام اقتصادی ،  نظام قضایی و ...) و احکام ( احکام عبادی ، اخلاقی و حقوقی) رو می آورد.

کلید های تفکر:

ما در مباحث گذشته در مسأله ی تفکر، به نیازهای تفکر یعنی به تدبر(مطالعه ی انفس و مطالعه ی آفاق و مطالعه ی کُتب) و به روش فکر کردن (آزادی ، آموزش و یادآوری) و شکل فکری(منطق صوری) بطور مبسوط پرداختیم. و اما کلید های تفکر:

کلید اول: تفکر در خلقت انسان

کلید دوم: تفکر در استعدادهای انسان

کلید سوم: تفکر در مقدار استعدادهای انسان

قسمت بعدی



 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: