استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آیه های تلاوت شده- قسمت بیست و هشتم

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 04 / 02 / 1392

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

سوره آل عمران

الَّا انْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً( آل عمران 28 )

مشروعيت تقيّه

تقیه از امتیازات شیعه و برنده ترین سلاح او در برابر حاکم مسلط است که هم به تضعیف حاکم مقتدر می انجامد و هم اقلیت شیعه را تقویت می کند تا جایی که با فراهم شدن سایر شرایط به حاکمیت شیعه منجر می شود. و بر خلاف نظر مخالفین، تقیه ریشه قرآنی دارد و از متن قرآن برخاسته است که  دقیق ترین نگاه به این اصل مهم را استاد در کتاب تقیه دارند و از جمله در بحث از جواز تقیه در مرحله دعوت  برای غیر رسول و جائز نبودن  تقیه برای رسول وهمچنین اثبات ایمان ابوطالب بر اساس آیات قرآنی   می فرمایند:

  در مرحله‏ ى دعوت شخص رسول و داعى در اصل دعوت نمى‏ تواند تقيّه داشته باشد چون نقض غرض مى‏ شود و دعوت و بيّنات به همه‏ى ناس از حاكم و محكوم نمى‏ رسد. و مادام كه اين مرحله طى نشود و اتمام حجت نشود به مراحل ديگر نمى ‏رسيد. كه دعوت پيش از قتال ضرورت داد[1] و مادام كه انجام نشود جحد و كفرى نيست و در نتيجه با غير كافر و باغى قتالى نيست. 

............

ديگران غير از رسول و داعى در اين مرحله مى ‏توانند تقيّه كنند و مى‏ توانند تظاهر بنمايند كه داستان مؤمن آل فرعون و داستان ابوطالب. و داستان عمار و ياسر و سميه، از اين دست است.

مشروعيت تقيّه در اين مرحله براى غير رسول از آيه‏ هاى قرآن؛ «الَّا انْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً»

 و «الَّا مَنْ اكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْايمانِ» [2]

 و از روايات زيادى در رابطه با تقيّه ابوطالب و ديگران و از سيره‏ى اصحاب رسول و از تقرير رسول، به دست مى‏ آيد.

كسانى كه يك دعوت را پذيرفته‏ اند و يك هدف دارند، ضرورت ندارد كه همه يك نوع موضع‏ گيرى داشته باشند. مَعِيَّت و همراهى آن‏ها را وحدت هدف تأمين مى‏ كند و نوع موضع‏ گيرى‏ها با توجه به امكانات و شرايط افراد متفاوت مى ‏شود.

اگر ابوطالب همچون رسول موضع بگيرد و ابراز اسلام بنمايد، كفار قريش در برابر او و محمد يك نوع برخورد خواهند داشت و يك نوع موضع خواهند گرفت در حالى كه تقيّه ابوطالب باعث اختلاف موضع‏ گيرى‏ها در كفار قريش مى ‏شود و از يك‏پارچگى و تصميم نهايى آن‏ها جلوگيرى و زمينه‏اى براى حمايت او امكانى براى دعوت وسيع رسول فراهم مى‏ آورد. «1»

فخار بن سعد الموسوى در كتاب بنام الحجة على الذاهب الى تكفير ابى‏طالب از امير المؤمين نقل مى ‏كند: «كانَ وَاللَّهِ ابوطالب ... مُؤْمِناً مُسْلِماً يَكْتُمُ ايمانَهُ فَخافَهُ عَلى بَنى‏هاشم انْ تُنابِذَها قُريش».[3]

 و اين روايت نشان مى ‏دهد كه ابوطالب به خاطر منزوى نشدن بنى هاشم و دور نيفتادن آن‏ها تقيّه كرده و ايمانش را آشكار ننموده و با رسول نماز نگذاشته است.

و در روايتى ديگر از امام حسن عسكرى نقل مى ‏كند: «انَّ ابا طالِبٍ كَمُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ ايمانَه»؛ «3»

 ابوطالب همچون مؤمن آل فرعون ايمانش را مى‏ پوشاند. كه در سوره‏ ى مؤمن حمايت اين بزرگ مرد را از موسى شاهد هستيم كه چگونه در برابر ترساندن‏ها و تبليغات فرعون مى ‏ايستد و چگونه احتمال صدق موسى را پيش مى‏ كشد و از موسى حمايت مى ‏كند آنهم در هنگامى كه فرعون تصميم نهايى را گرفته است و به قتل موسى كمر بسته است. اينجاست كه مى ‏گويد: «انْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كِذْبُهُ وَ انْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضَ الَّذى‏ يَعِدُكـ ». با اين تشبيه مشخص مى ‏شود كه به خاطر حمايت از رسول و از داعى مى‏ توان برخوردهاى گوناگون داشت و مى ‏توان تقيّه كرد. و به دو پاداش رسيد.

همانطور كه اصحاب كهف رسيدند كه در آن روايت هست: «ما بَلَغَتْ تَقِيَّة احَدٍ تَقِيَّةَ اصْحابِ الْكَهْفِ انَّهُمْ كانُوا يَشُدُّونَ الزَّنانِيَر وَ يَشْهَدُونَ الْاعْيادَ فَاتاهُم اللَّه اجْرَهمْ مَرَّتَيْنِ» و هست كه «مَثَلُ ابى طالِبٍ مَثَلُ اصْحابِ كَهْفٍ».[4]

 اين‏ها دو پاداش دارند يكى بر اصل ايمان و ديگرى بر صبرى كه بر شماتت‏ها و بدگويى‏ها داشته‏ اند. دو پاداش دارند كه ايمان آورده ‏اند و پناهى براى مؤمنين فراهم ساخته ‏اند.

اين ساده‏ انديشى است كه خيال كنيم وحدت در عمل و موضع ‏گيرى لازمه‏ ى وحدت در هدف و جهت است، با آنكه مى‏ بينيم على و سلمان و ابوذر و فاطمه يك هدف داشته‏اند ولى يك نوع موضع ‏گيرى نكرده ‏اند.[5]

 



[1]  - « ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتّى‏ نَبْعَثَ رَسُولًا» و اين عذاب اعم است از اين كه به دست خدا باشد و يا دست مؤمنين باشد. و اين نكته در وسائل، جلد 11، باب 10، ص 30 آمده است كه« لا تُقاتِلَنَّ احَداً حَتّى‏ تَدْعُوا الى‏ السَّلام» و در باب 11 چگونگى اين دعوت مشخص شده است.
[2]  - نحل ،106
[3]  - وسائل الشيعة، كتاب امر به معروف، ص 481، ح 19
[4]  - وسائل شیعه ، کتاب امر به معروف،ص480،ح15وص476،ح1
[5]  - تقیه،ص:89،90

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1392/11/15 - 9:31:57
علی صفایی حائری

سلام
البته باید فکر کرد که آیا تقیه به معنای همرنگ جماعت شدن هست یا نه؟ آیا باید فقط در دل به خدا ایمان داشت و در عمل بخاطر تقیه تظاهر به شرک کرد؟ با زبان گفت لا اله الا الله و با بدن بر بت سجده کرد؟
به نظر نمیرسه این منظور تقیه باشه.نباید حرف دل رو جار زد، درسته، اما باید در عمل در زمان مناسب به شیوه مناسب از حق جانبداری کرد.مثل مومن آل فرعون که تظاهر به ایمان نمیکرد اما همرنگ جماعت هم نشده بود و در زمان مناسب به صورت آشکار با زیرکی با لحن مناسب و قول لین از حق و اهل حق دفاع می کرد.