استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

شرح كتاب مسئوليت و سازندگي؛ قسمت نوزدهم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین هادی زاده

تاریخ ثبت: 01 / 12 / 1391

موضوع: شرح و تبیین آثار استاد

 جهان­ بینی اسلامی.

نگاهي گذرا به مباحث بخش علمي نظام تربيتي اسلام

در ابتدای بحث تربیت اسلامی گفته شد كه ما از تربیت اسلامی در دو بخش گفت ­وگو مي ­كنيم: بخش بحث­هاي علمی و تحلیلی تربيت اسلامي، و بخش بحث­هاي عملی و کاربردی. در بخش علمی و تحليلي گفته شد كه نظام تربیتی اسلام یا روش تربیتی اسلام شش گام دارد كه عبارتند از «تزکیه، تعلیم و تذکر» و «تدبر، تفکر و تعقل». همان­گونه كه مشاهده مي­ شود، عوامل و عناصر نظام و روش تربيتي اسلامی دو دسته هستند: یک دسته از آنها وظيفه مربی است كه همان تزکیه، تعلیم و تذکر هستند، و دسته ديگر كار متربی است و او باید آنها را طی كند كه همان تدبر، تفکر و تعقل مي ­باشند.

گفتيم ویژگی این روش این است که با این روش می ­توانیم به شناخت­ها، عشق­ها و حرکت­هایی دست پیدا کنیم که این شناخت و عشق و حرکت، دقيقاً مبتني بر مکانیزم حرکت انسان است. توضيح آنكه برای اینکه انسان به حرکت درآيد، باید معرفتي داشته باشد؛ معرفتْ عشق انسان را جهت می ­دهد؛ و عشق جهت­ گرفته انسان، حرکت را به دنبال خود می ­آورد.

این روش تربیتی مبتني بر مسخ انسان نیست؛ یعنی ما نمی ­خواهیم از هر راهي كه بشود انسان را اصلاح کنیم، حتي اگر از اراده و انتخاب و تعقل و تفکر او استفاده نکنیم، و اين در حالي است كه خیلی­ها به همین راه می ­روند. خود ما هم وقتي در شلوغي بازار مسائل اجتماعی قرار می­ گیریم، خیلی وقت­ها به اینجا می ­رسیم که هر طور شده انسان­ها را مثلاً نمازخوان کنیم و پيش خودمان مي گوئيم: نمازخوان بشوند، از هر راهي كه شد، شد؛ فلاني اصلاح شود، آداب معاشرت یاد بگیرد، به هر شيوه ­اي كه شد، شد. ولی روش اسلام این نیست. تأكيد اساسي روش اسلام این است که خود انسان راه برود و مسخ نشود. چرا؟ چون تمام تلاشی که در اين روش می ­شود و گام­هایی که برداشته می­ شود براي اين است كه زمینه آزادی و انتخاب انسان فراهم شود، که خداوند می ­فرماید: «إنا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفوراً».[1] کاری که خدا و پیامبر خدا و اولیاي خدا می­ کنند این است که راه را نشان دهند و انسان را تا سر راه برسانند، اما اینکه او چه می ­کند با خودش است، یا شکر می­ ورزد و دنبال این هدایت می­ رود و یا به این هدایت کفر می­ ورزد و راه خودش را می ­رود.

جهان­ بيني اسلامي

از اینجا بحث مرحله دوم نظام تربيتي اسلام شروع می ­شود و گفته مي ­شود که انسان با انتخاب سیر عملیاتی و کاربردي اين روش تربيتي می­ تواند به شناخت، جهان­ بینی و آرمان­های اسلامی برسد. در اینجا یک بحث روش شناخت وجود دارد که گفته شد چون اين بحث تاریخچه روش­هایی است که انسان برای رسیدن به شناخت طی کرده است، دیگر به آن نمی­ پردازیم. اما گام دوم بخش مباحث عملي و كاربردي نظام تربيتي اسلام، جهان­ بینی اسلامی است.

شيوه صحيح استفاده از اين بخش كتاب

این بحث بسیار مهم است، هم برای كار تربيتي با ديگران و هم براي خودمان. اگر بخواهیم آن کاری که تریبت اسلامی می ­خواهد با ما انجام دهد؛ یعنی اينكه ما را به سر دوراهی هدايت كند تا بتوانیم انتخاب کنیم و با اراده و انتخاب خودمان حرکت کنیم، انجام شود، باید این جهان­ بینی به درستي در وجود ما تحقق يابد. بايد گام به گام با مباحث مطرح شده در اين بخش حرکت کنیم و هنگامي كه سؤالی مطرح می ­شود، خودمان فکر کنیم و با این سؤال حرکت کنیم، نه اينكه فقط اطلاعات كتاب را ياد بگیریم. اگر کسی روندی که اين كتاب در بحث جهان ­بینی دارد را درست طي كند و با مطالب آن نه به عنوان یک مطلب روزنامه ­ای و نه به عنوان یک کتاب صرفاً علمي، بلکه به عنوان یک برنامه عملیاتی برخورد كند و اين مراحل را خودش گام به گام طی کند، مي ­تواند اميدوار باشد كه آن جریان معرفتی که انسان را به حبّ اشدّ مي­ رساند، در درون او نيز اتفاق بيفتد. البته اگر اين­گونه عمل كنيد، در کنار اینكه آن جریان در وجود شما محقق مي ­شود، اطلاعات زیادتری هم به­ دست خواهيد آورد.

تعريف جهان­ بيني

هر كس در گذشته در این جهان زندگی کرده، يا امروز دارد در آن زندگی می­ کند و یا بعدها خواهد آمد و زندگی خواهد کرد، به مجموعه­ ای که در اين هستي با آن مرتبط است و چیزهایی که دارد با چشم می­ بیند ـ درخت، آب، کوه، درختی كه شکوفه می­ کند، دانه­ای كه می­ روید و ديگر پديده ­ها ـ نگرشی دارد. حتی بی­ سوادترین و بی­ توجه­ترین افراد هم براي خودش یک نگرشی دارد. نگرش داشتن به اين معنا است كه در رابطه با اینکه این گیاه چگونه می­ روید و این هستی چگونه دارد می ­چرخد یک توضیحی، توجيهي و تحليلي دارد. ساده ترین اين نگرش­ها چيزي شبيه گفت­ وگوی پيامبر با آن پیرزن است که چرخ نخ­ريسي­اش را رها می­ کند و مي ­گويد همان­طور كه وقتي من دستم را برداشتم این چرخ ایستاد، این هستی هم كسي را دارد كه دارد آن را می ­چرخاند و اگر دستش را بردارد، چرخ هستي می ­ایستد.

براي این نوع نگرش تعبیرها و عنوان­هاي مختلفی به کار برده ­اند: در دوره­ای آن را «عقائد» مي­ ناميدند، در مقطعی براي آن اصطلاح «کلام» به كار برده شده است، در مقطعي به آن گفته­اند «اصول دین»، در مقطعی از زمان به آن گفته شده «جهان ­بینی» و در يك مقطع تاريخي و با تسامحی به آن عنوان «ایدئولوژی» اطلاق شده است. همه اینها تعبیرهاي یکسانی از یک محتوا هستند.

تفاوت اصطلاح جهان­بیني با عقائد و کلام و ایدئولوژی و اینها این است که اين اصطلاح جهت­ گیری خاصی ندارد؛ یعنی مفهوم عامی است که نگرش به جهان را نشان مي­ دهد. هر کسی نسبت به جهان، بينشي دارد كه از آن به جهان­ بینی تعبير مي ­شود که در اوایل انقلاب کاربرد زیادی داشت، اما آرام آرام این كاربرد کمتر شد.

مسائل و اركان جهان ­بيني

اكنون بايد ديد مسائل اصلی که باید در این جهان­ بینی به آن بینش پیدا کنیم و به آنها پاسخ بدهيم چیست؛ یعنی جهان­ بینی در واقع به مسائل اصلی­اش تعریف می­ شود نه به «بینش به جهان» كه تنها يك تعریف لغوی است. توجه به اين نكته تأثیر زیادی در فهم جهان­ بینی دارد. در جهان­ بینی بايد به سه مسئله اساسي پاسخ داده شود: انسان، هستي و نقش و جايگاه انسان در هستی.

معيارهاي تشخيص جهان ­بيني درست

ايشان گفته است كه ما در بحث جهان­ بيني نياز به معیارهايي داریم. پرسش اين است كه این نياز به معيار از کجا برخاسته است؟ ايشان پاسخ اين سؤال را با تعدد جهان­ بيني­ها توضیح مي­ دهد. شما وقتی وارد يك بازار می شويد که نمونه­ هاي متنوعي و گوناگوني از آن كالايي كه شما می­ خواهید در آن وجود دارد چگونه می­ توانید با اين شلوغي و تنوع بسيار در کمترین زمان ممكن به خواسته خودتان برسيد؟ اين امر تنها زماني ممكن است كه شما براي خودتان ملاک و معياري داشته باشید. براي مثال وقتی شما با یک ملاک به بازارِ لوازم خانگی مي ­رويد و مثلاً نخستين ملاكتان این است که در این شلوغی انواع لوازم، آن چيزي را مي­ خواهيد كه نیاز شما را برطرف كند. بنابراين در گام نخست بايد نیازتان را معلوم کنید. ملاک دومتان نيز این است که مثلاً شما یخچالي با اين ويژگي­ها می­ خواهید و بنابراين دیگر دنبال همه چیز نمی­ گردید. براي مثال سقف قیمتی که در نظر شما است، اندازه­ای که می­ خواهید و ...اینها معیارند، اینها کار خريد شما را راحت می­ کنند و سبب مي شود كه ديگر سردرگم نشوید. در اين صورت ديگر شما همه یخچال­های موجود در بازار را بررسي نمي­ کنید تا بعد بخواهید انتخاب کنید.

در عرصه جهان­ بینی هم اين­گونه است. خیلی­هايمان فكر مي كنيم وقتی که می­ خواهیم براي خودمان جهان ­بینی انتخاب کنیم، باید برویم و تمام جهان ­بینی­های موجود را از ابتدا تا انتها به خوبی بخوانیم و دریابیم، و بعد بنشینیم و این جهان­ بینی­ها را با هم مقایسه کنیم تا در نهايت یکی را انتخاب کنیم. بعد با خودمان می­ گوئیم ما كه فرصت نداریم برويم و ببینيم مسیحیت چه می­ گوید، آن هم با شكل­ها و فرقه­ هاي مختلفش، یهوديت چه می گوید، مادی­ها چه می­ گویند، بوديسم چه می­ گوید، آيين زردشت چه می گوید. حتي اگر بتوانيم همه آنها را مطالعه کنیم، در مقام مقایسه با چه معیاری می­ خواهیم يكي از اینها را انتخاب کنیم.

ایشان توضيح مي­دهد که چون جهان­ بینی­ها متعدد است و نگرش­های بسیاری به جهان وجود دارد، ما باید با کلیدها، میزان­ها و روش­هایی همراه شویم. آن کلیدها میزان­هایی به دست ما می­ دهد که مانند يك ويژگي خاص لباس که در یک مغازه لباس­فروشي با تنوع­های بسیار كار ما را راحت می­ کند و مشکل انتخابمان را حل مي­ كند، عمل می­کند؛ یعنی مثلاً وقتی به سراغ اندیشه مسیحیت، اندیشه یهودیت، يا عرفان هند مي­ رويد یک ملاكي  دارید و یک معياري در دستتان است. در اين صورت پس از آنكه کلیاتی از اين انديشه را دانستید، بررسي مي­ كنيد كه آيا اين انديشه با معيارتان سازگار است يا خير؟ اگر اين دو با هم سازگار بودند كه اين جهان­ بيني انتخاب می ­شود و اگر سازگار نباشند کنار گذاشته می­ شود.

 

 قسمت بعدی


[1] . انسان:3.

 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: