استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

مدیریت انسان از منظر دین - قسمت نوزدهم

مؤلف: حجت‌الاسلام و المسلمین داوود پارسا

تاریخ ثبت: 15 / 11 / 1391

موضوع: اقتباس از آثار استاد

شیوه های برخورد با نفس:

انسانی که هدف و آرمانش مشخص شده، وبه سمت و سوی آن هدف مقدس در حرکت است، به ناچار با چالش ها و موانعی برخوردار است، که بزرگ ترین دشمن طبق روایت، نفس آدمی است. و این نفس در برابر انسان، با یک شکل و شَمال خاص همیشه ظاهر نمی شود. بلکه لباس های تزویر او مختلف است. و لذا، شیوه ها برخورد هم باید مختلف باشد. در ذیل به بعضی از این اَشکا ل و شیوه ها اشاره می شود:

1- استصعاب نفس:

 هنگامی که انسان می خواهد در راستای امر خیری اقدام کند، گاهی نفس، مقاومت می کند و مانع از انجام آن کار خیر می شود.در روایت آمده: «انً استصعب نفسَه فیما تکره[1]» متقی کسی است که، نفسش سر کشی می کند، در آن چیزهایی که نمی پسندد.و ما اگر بخواهیم نفس را به ذلّت بکشانیم، باید در مقابل آن ایستادگی نمود.در رواینی آمده:«اذا صعبت علیک نفسک فاصعب لها تذلّ لک و خادع نفسک عن نفسک تنقد[2]» وقتی نفست علیه تو سرسختی نشان داد، و با تو همراهی نکرد، پس تو هم در برابرش بایست و مقاومت کن.

2-تسویف نفس:

 تسویف نفس،به حالتی از نفس می گویند که وقتی انسان تصمیم به کار خیری می گیرد،نفس آن را به تأخیر می اندازد و آن را موکول به آینده می کند. و این یکی دیگر از شکل های  نفس است، که از شکل  قبلی کارگرتر و مؤثرتر است.

بعنوان مثال: انسان گاهی تصمیم می گیرد  از امروز نمازش را به موقع و منظم بخواند. و یا روزی یک صفحه قرآن بخواند. ویا دیگر با نامحرم ارتباطی نداشته باشد.و یا هر روز مقداری صدقه در راه خدا انفاق کند. و یا فلان کار خیر را انجام دهد.در این حالت، نفس مخالفتی نمی کند، یعنی نه می تواند از آن راحتی ها و لذت ها بگذرد، و نه به این راحتی،  نفس را زیر بار مسؤلیت ها و تکالیف ببرد. و انسان را در یک برزخ قرار می دهد. در اینجا، نفس طرحی را می ریزد، که ازاین  نزاع و کشمکش، راحت شود. در این حالت، نفس می گوید، اشکالی ندارد این کار را انجام می دهم، اما در آینده.و لذا، از این طریق به دعوا خاتمه می دهد.

 در مناجات شاکین، امام سجاد(ع) در مورد شکایت نفس این طور می فرمابد:«و تسوفنی بالتوبه»یعنی این نفس توبه من را به تأخیر انداخته. و یا در دعای ابوحمزه می فرماید:«فقد أفنیت بتسویف و آمال عمری» خدایا، یک عمری را با وعده دادن در آینده و آرزوها  تلف کردم و از بین بردم.

شیوه برخورد با نفسی که اعمال خیر را به تأخیر می اندازد،همان شیوه ی خودش است یعنی هنگامی که می‌خواهد ما را به گناه ترغیب کند ما هم سر او را کلاه بگذاریم وبه او وعده و وعید آینده را بدهیم. اگر می گوید فلان گناه را انجام بده به او می گویی حالا باشد فردا و یا بعدا.وخلاصه باید با تعلل و وعده دادن سر او را شیره بمالیم.

در روایتی از حضرت امیر المؤمنیین آمده: «ان للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض[3]» یعنی، نفس انسان دو حالت دارد، گاهی اقبال دارد  که در این حالت، خوب است که، به مستحبات بپردازد. و گاهی ادبار دارد که در این حالت خوب است به واجبات بپردازد.

3-تزئین نفس:

دو شکل قبلی یعنی، استصعاب نفس و تسویف نفس ، هنگامی بکار گرفته می شود که، انسان قصد أمر خیری را داشته باشد.اما در مورد تزئین نفس کار بر عکس می باشد،نفس، می خواهد بوسیله انسان کار شر و گناهی را انجام دهد.

انسان گاهی در تصمیمات و اقدامات خود، جنبه های مثبت را می نگرد، و از جنبه ها و پیامد های منفی آن غا فل می شود. وحتی حاضر نیست از آسیب ها ومشکلات راه از کسی چیزی همین بشنود.    داستان در مورد نفس هم اتفاق می اقتد.یعنی نفس می آید عاقبت های شیرین  و هم آهنگ با آرزوها و خواسته های انسان را جلوه گر و بزرگ می کند.به طوری که انسان از پیامد های منفی آن غا فل می گردد.

در ذیل به سه داستان از قرآن کریم به عنوان شاهد، متذکر می شویم:

1. در جریان داستان هابیل و قابیل، وقتی خداوند عمل هابیل را پذیرفت و عمل قابیل مورد قبول واقع نشد، تخم حسادت در دل قابیل ایجاد شد.و برادر خود را تهدید به قتل کرد در قرآن آمده:

«فطوّعت له نفسه قتل أخیه  فقتله فأصبح من الخاسرین[4]» به تدریج، کشتن برادر، در نزد قابیل جلوه گر شد، و از جنبه های منفی آن غافل گردید و برادر را به قتل رسانید.طَوّع، یعنی: کاررا سهل نشان دادن .

2-داستان بعدی، جریان قتل یوسف به وسیله برادرانش می باشد: «و جا ؤُ علی قمیصه بدم کذب قال بل سوّلت لکم أنفسکم أمراً[5]» برادران یوسف لباس یوسف را که به خون آغشته بود آوردند، و یعقوب به آن ها گفت: این کار را، در نظرتان بیاراسته. سَوّل، یعنی  آراستن.

3-داستان سوم، داستان موسی وسامری است.وقتی حضرت موسی از میقات بر گشت، مشاهده کرد،  مردم به وسیله سامری بت پرست شده اند. وقتی موسی از سامری علت را جویا شد:« قال فما خطبک یا سامری[6].» سامری پاسخ داد:«وکذالک سوّلت لی نفسی[7]» نفس من، این کار را،  در چشم من بیاراست.

4-مبادرت نفس:

شکل دیگری که نفس آن را به کار می گیرد تاانسان را دچار معصیت کند، مبادرت است. مبادرت یعنی عجله و شتاب. و در مناجات شاکین، امام سجاد فرموده اند: « الهی الیک أشکو نفسا الی الخطیئة مبادرة[8]» خدایا به تو شکایت می کنم، از نفسی که نسبت به خطا و گناه عجله و شتاب  دارد.

نفس چیز هایی که برایش مطلوب است می خواهد زود به آن ها دسترسی پیدا کند. حالا این مطلوبات گاهی شهرت است گاهی لذت است. و گاهی هم حرص و ولع آدمی برای رسیدن به  آن لذت آنقدر شدید است که دیگر فرصت تأمل برای انسان باقی نمی گذارد. و بنای نفس این است که فرصت اندیشیدن را نسبت به اهداف و  آرمان ها  از انسان بگیرد.

در جریان عاشورا، آن کسی که می خواست سر امام حسین را از بدن جدا کند می گفت: اگر این کار را من انجام ندهم، دیگری این کار را می کند.و یا مثلا انسان  وقتی می خواهد با نامحرمی طرح دوستی بریزد،نفس می‌گوید، اگر من با او طرح دوستی نریزم دیگری با او دوست می شود.و یا اگر من این مال حرام را مالک نشوم، ممکن است دیگری صاحب شود

2-مهارت  تصمیم گیری

برخی زندگی آدمی راحاصل تصمیمات بزرگ و فرصت ها و انتخاب های بزرگ معرفی کرده اند.

بدون تردید، تصمیم گیری یکی از مهمترین مهارت های زندگی است؛ زیرا فرد همواره یک راه از راههای گوناگون انتخاب کند. اما اگر شخص برای اخذ تصمیم،مهارت کافی نداشته باشد، قادر به تصمیم گیری نخواهد بود و در نتیجه، یا تعارضات و تنش های ناشی از آن را تحمل خواهد کرد و یا با تصمیم گیری غیر منطقی و نادرست ، به افسردگی، اضطراب و سایر ناراحتی ها دچار خواهد شد.

اهم موارد تصمیم گیری در جامعه، محدود به  انتخاب شغل، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب همسر و چند اتفاق عمومی دیگر فقط نیست.در حالی که قلمرو این مهارت،بسیار وسیع است و از جزئی ترین رفتارها تا کلی ترین و مهم ترین آن ها را شامل می شود . به همین دلیل، مهارت تصمیم گیری، در تأمین بهداشت روان بسیار اساسی است.

این مهارت  برای نوجوانان و جوانان اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا آنان با راه ها و انتخاب های بی شماری مواجه اند و هر چه ارتباطات آنان گسترش یابد، تعداد گزینه ها افزایش پیدا می کند و تصمیم گیری اهمیت بیشتری می یابد.بدین ترتیب آموزش مهارت تصمیم گیری به نوجوانان و جوانان، ضرورت و دقت ویژه ای می طلبد.

ویژگی های یک تصمیم  مطلوب:

 برای یک تصمیم گیری مطلوب، افراد باید به توانایی های خاصی مجهز شوند مانند افزایش خود آگاهی، درک ارزش های فردی و خانوادگی، مهارت های انتخاب هدف و روابط مطلوب بین فردی.با این حال،  در امر تصمیم گیری، باید از این عوامل آگاهی داشته باشد:

1- اطلاعات:

داشتن اطلاعات لازم، یکی از موارد مهم تصمیم گیری است. در حالی که افراد در این زمینه آگاهی های لازم را ندارند. برای اینکه فرد بتواند در مورد نقش زندگی ویا شغل خاصی ویا انتخاب همسر تصمیم درستی بگیرد، باید اطلاعاتی در مورد  هر کدام از آن ها را از افراد صاحب نظر کسب کند.

 2- فشار های اجتماعی:

 دیدگاه ها و ارزش های اطرافیان، به شدت بر افراد اثر می گذارد: خانواده،دوستان ،بستگان، وسائل ارتباط جمعی، رسانه ها و سایر نهاد ها، به سهم خود،بر افکار و رفتارهای جوانان تأثیر می

گذارند و غالبا این آثار و القائات، هم سو نیستند و با هم تناقض دارند. هنگام تصمیم گیری خواسته یا نخواسته فرد تحت تأثیر این القائات قرار می گیرد.

3 -موقعیت:

 از ویژگی های مهم در زندگی امروز، اتخاذ تصمیمات فوری در موقعیت های ویژه یا در زمان های بحرانی است. ممکن است فرد به دلیل فشارها و تنش هایی که در روابط خود با دیگران با آن رو به رو می شود ،در تصمیمات خود لجبازی کند و از این طریق، خود را بزرگسال  و مستقل جلوه دهد. افراد باید آموزش ببینند که عواقب چنین تصمیم هایی بیش از آن است که آنان تصور می کنند. بنابراین،  گاهی اوقات، تصمیمات بدون مطالعه،  ضعیف، غیر منطقی و فاقد استدلال مناسب و کافی است. تصمیم های ضعیف را می توان به ترتیب زیر طبقه بندی کرد:

ویژگی های یک تصمیم نامطلوب

الف)اجتناب کردنتصمیم گیری به گونه ای است که شخص از مواردی که به نظر او نا مطلوب است، اجتناب می کند. مثلا خود را در دوست یابی یا حفظ دوستی ناتوان می  پندارد،از حضور در فعالیت های گروهی و جمع های دوستانه خودداری می کند.

ب)به تعویق انداختن: در این مورد  ، شخص تصمیم گیری های خود را به آینده موکول می کند. این اشکال به خصوص در انجام دادن تکالیف درسی رخ می نماید.

ج) اهمیت ندادن: گاهی فرد احساس میکند نیازی به تصمیم گیری ندارد؛ مثلا ممکن است یک امتحان مهم، سرنوشت ساز را جدی تلقی نکند.

د)انتخاب بدون مطالعه: در این حالت فرد راه حلی بر می گزیند که به نظر او درست است. در حالی که ممکن است یکی از پی آمدهای احتمالی آن را در نظر داشته باشد. برای مثال فردی تصمیم میگیرد به خواسته های غیرمنطقی دوستانش، به این امید تن در دهد که پس از آن،بیشتر مورد علاقه و محبت آن ها قرار گیرد.  با در نظر گرفتن این موارد، به نظر می رسد که برای یک تصمیم گیری موفقیت آمیز، باید ابعادگوناگون مسئله را در نظر گرفت و بر اساس اطلاعات موجود و ارزس های شخصی تصمیم گرفت. این بحث فرصتی برای مخاطبان فراهم می‌آورد تا الگوهای ویژه ای در این زمینه تمرین کنند که به تصمیم گیری های کار آمد منجر می گردد. آنچه افراد باید بیاموزند، این است که به الگوهای سازمان یافته ای روی بیاورند که پی آمدهای احتمالی هر تصمیم را روشن می سازد.



 

1- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏حقيقة القلب ص : 66

3- من لا يحضره الفقيه‏ج‏3 باب معرفة الكبائر ص : 56

4- مائده/ 30

5-یوسف / 18

6-طه / 95

7-طه / 96

 8- مناجات خمسة عشر/ مناجات شاکین

 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: