استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آیه های تلاوت شده- قسمت هجدهم

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 11 / 11 / 1391

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

اساس کار در این نوشته گفتگو از آیاتی است که مرحوم استاد صفایی در گستره نوشته های خود به غیر از نوشته های تفسیری - مانند تطهیرها- آنان را تلاوت کرده است. توضیحات بیشتر را در اینجا ببینید.

كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (213)

ضرورت بعثت انبیاء

 

 این آیه که استاد در تطهیر ج1 به تفصیل از آن گفتگو کرده و بسیاری از پرده ها را کنار زده و حقایق نابی را بیان نموده در نوشته های دیگر نیز تلاوت زیبایی از آیه دارند که به آن گوش جان فرا می دهیم:

 آیه  مى‏ فرمايد مردم همه يك جهت و يك هدف داشتند و در بى‏ خبرى به سر مى‏ بردند، پس خداوند انبياء و خبر يافته‏ ها را برانگيخت در حالى كه بشارت و انذار داشتند. خداوند همراه آن‏ها كتاب را گذاشت و اين انزال و گذاشتن به حق بود و يا كتاب به حق بود. او مى‏ خواست در ميان مردم در آن‏چه كه اختلاف كرده بودند، داورى نمايد. خواسته خدا همين است تا همراه كتاب و حق در ميان مردم و در اختلافهاشان حكومت كند و داورى نمايد و تمامى بشارت و انذار و آگاهى‏ ها به اين جريان راه مى‏يابد.[1]

آغار یک جریان اجتماعی نو

پيچ و تاب هجوم‏ها و ظلم‏ها، ضرورت درگيرى پيچيده و مبارزه‏ى عميق را نشان مى‏داد. مبارزه‏ اى كه نياز به انگيزه‏ ى عميق و ظرفيت عظيم و عبرت‏هاى كامل داشت‏ با توجه به مراحل مبارزه هم مى‏توان اين ضرورت را لمس كرد. و نشان داد كه تقيّه در كداميك از اين مراحل و از چه كسانى صحيح است و يا ضرورت دارد.

از آغاز يك جريان پيش مى‏آييم. جامعه‏ اى و امتى را مى‏بينيم با يك هدف ولى غافل، از هر گونه حركت.

 «كانَ النَّاسُ امَّةً واحِدَةً».

 در اين جامعه و در ميان اين امت واحد كه بيش از يك فكر و يك حكومت براى آن‏ها نيست، ضرورت دعوت و هدايت به ارزش‏هاى ديگر و حاكمى و حكومتى ديگر، مطرح مى‏شود. «فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيّينَ» اين دعوت هيچ مبناى طبقاتى ندارد. و حتّى بر اساس عاطفه‏ ها و دل سوزى‏هاى سطحى و نصحيت‏هاى بشر دوستانه نيست، كه مبناى اين دعوت‏ بينش عميقى است كه از تركيب انسان و ضرورت حركت او به سوى جهت عالى‏تر، مايه دارد. و در درس اول و دوم درس‏هاى انقلاب به آن اشاره رفته است. و اين دعوت با انذار حاكم‏هاى مسلط و بشارت محكوم‏هاى اسير، همراه است. مبشرين و منذرين با شروع دعوت بر اساس اين بينش و بر اساس وحى، اختلاف و دو دستگى شكل مى‏گيرد. و چون اين دعوت همراه بيّنات و كتاب و ميزان است، در نتيجه اختلاف‏ها پس از روشنگرى‏ها و بيّنات است و دو دستگى‏ها، از نوع دو دستگى‏هاى مرسوم و هميشگى نيست.

دو دستگى‏هايى كه بر اساس غريزه‏ها و هوس‏هاى كور و يا عقده‏ ها و فشارهاى متراكم، استوار است. و عامل اين اختلاف شرايط توليد و نيروى توليد نيست، كه بغى است و تجاوز، از آن‏ها كه مسلط هستند. و اين دعوت تسلطشان را تهديد مى‏كند و سنگ راه هستند و اين دعوت آن‏ها را به زير مى‏ كشد و بر مى‏ دارد.

دعوت كه با وجود رسول و همراه داعى آغاز شده بود. با بيّنات و كتاب و ميزان به اختلاف و دو دستگى راه يافته و اكنون نيازمند مشخص شدن صف‏ها و جبهه‏ هاست تا اگر گردنكش‏ها از سر راه كنار نرفتند، آن‏ها را كنار بريزند.

و اينجاست كه مرحله‏ى هجرت و جمع آورى نيروها و تشكل و وحدت و برادرى و تقسيم كارها و تقسيم امكانات به خاطر انسجام و قدرت بيشتر، سر مى‏رسد.

مرحله‏ ى صف و تشكل هرچه عميق‏ تر و پيچيده‏ تر باشد، مرحله‏ ى قتال راحت‏تر و همراه امدادهاى بيشترى است؛ چون آن‏ها كه اقدام بهتر كرده‏ اند از انعام حق بهره‏ى بيشترى مى‏برند.اين‏ها مراحل گوناگون يك حركت و نهضت است و اكنون بايد مشخص كرد كه تقيّه در كدام يك از اين مراحل و براى چه كسانى مشروع است و يا نامشروع و ضرور است يا غير ضرور.[2]

  استکبار منشأ اختلاف  

 « كانَ النَّاسُ أُمَّةً......... وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ»

 آدم‏ها يك دسته با يك هدف بودند و سپس جدا شدند، به خاطر بغى و تجاوز و اين بغى و تجاوز و استكبار، در عنصر كفر و جهل و غفلت و غرور و كبر آدمى ريشه دارد.

آدمى بزرگى خودش را در نظر مى‏آورد و در نتيجه بزرگى تقصيرش را نمى‏ فهمد و نمى‏داند با همين سيب اضافى كه به برادرش و يا فرزندش داده و يا همين لقمه‏ ى چربى كه در كام دوستش نهاده و يا جاى مناسبى كه براى خودش دست و پا كرده است، دارد اساس جمع را درهم مى‏ ريزد و پيوندها را مى ‏شكند وعمادها و اعتمادها را در هم مى‏ ريزد.

تازه در برابر تذكر هم آشفته مى‏شود كه مگر چه شده؟ مگر چه بوده؟

در حالى كه ميكروب‏هاى كوچك، مرگ‏هاى بزرگ را مى‏زايند و همين خودخواهى‏ ها و تك روى‏ها اساس جمع را درهم مى‏ريزد. و همين فشارها؛ در حالت‏ها و يا در حرف‏ها و همين همز و لمزها، باعث دلسردى‏ها و دلزدگى‏ها و بريدگى‏هاى فردى و جمعى مى‏شوند. راستى كه چه رنج‏ها از چه جاهايى برمى‏خيزد و آدمى نمى‏بيند.[3]

 


[1] -  از معرفت دينى تا حكومت دينى، ص: 137

 

[2]  - درسهايى از انقلاب(تقيه)، ص: 89

[3]  - تطهير با جارى قرآن(2)، ص: 410

 

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1392/11/16 - 14:2:46
rezahamim

سلام
همين همز و لمزها، باعث دلسردی ها و دلزدگى‏ ها و بريدگى‏ هاى فردى و جمعى مى‏شوند!!!
همانطور که استاد اشاره کرده عیب جویی و تمسخری که خیلی از ماها گرفتارش هستیم و برای خندوندن دیگران و جلب توجه به راحتی این دو کار زشت رو انجام میدیم نتیجه مخربی بر روی تربیت و جذب افراد به دین داره. عکسش هم صادقه.با اخلاق نیکو میشه دیگران رو دعوت و تربیت کرد