استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

درس بهار

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 27 / 12 / 1395

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: اخبات، ص۹۴.

حدود فصل بهار بود. در جاده‌‏اى حركت مى‏‌كردم و درختان دو طرف آن را كه از شكوفه پُر شده بودند، مى‌‏ديدم. احساس شرمندگى مى‏‌كردم كه بهارها از عمرم گذشته، ولى هنوز شكوفه‏‌اى نداده‏‌ام! هنوز عقيم و خسته و مفلوك مانده‌‏ام! پس كجاست بارِ من؟ كجاست بارى كه بتوانم آن را پيش خدا ببرم؟!

وقتى انسان نعمتى را پيش زن و بچه‌‏اش مى‌‏برد، آنها تنها مى‌‏گويند بارك اللَّه، ولى اگر همين نعمت‏‌ها را پيش خدا ببرد، خدايى كه خودش منعم است‏

و به اينها نيازى ندارد، او مى‌‏پرسد كه با اين نعمت‏‌ها چه كرده‌‏اى؟ عمر خود را در چه راهى مصرف كرده‏‌اى؟ اين دل، اين چشم و اين گوش و ... كه به تو دادم، آلوده نبود! پس كجاست آن توانايى‌‏هايى كه بايد بدست مى‌‏آوردى؟

خدا مثل زن و بچه نيست كه آدمى هميشه با نعمت‏‌ها گولشان زده باشد.

 

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: