استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

یک سؤال سمج!

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 22 / 12 / 1394

موضوع: حضرت زهرا سلام الله علیها

منبع: روزهاى فاطمه(س)، ص13.

بارها با خودم مى ‏گويم: «يك لحظه و اين همه ارزش؟! نه سال و اين همه استمرار؟!». همين لحظه از همين بلندگوهاى دور و خسته مى ‏شنوم: «فَاطِمَةُ امُّ ابِيهَا».[1]

و در جواب فرشته ‏ها در مورد اصحاب كساء مى ‏شنوم: «هُمْ فَاطِمَةُ وَ ابِيهَا وَ بَعْلُهَا وَ بَنِيهَا».[2]رسالت و ولايت و امامت را فاطمه رابط است و پيوند.

اگر بيشتر گوش بدهيم مى ‏توانيم صداى حزن آلود على (ع) را از مدينه رسول بشنويم كه با چشم اشك و نواى غربت مى ‏گويد: «امَّا حُزْنِى فَسَرْمَدٌ وَ امَّا لَيْلِى فَمُسَهَّدٌ».[3]

راستى اين فاطمه (س) در كجا ايستاده كه على (ع) اين گونه از او مى ‏گويد؟ اين چه انس عميقى است كه اين گونه حزن سرمد مى ‏آورد؟

اين چه خورشيد در خاك نشسته‏ اى است كه اين گونه شام ديجور به دنبال مى ‏كشد؟

من از فرزندان فاطمه (س)، از آن كهكشان ‏هاى حلم و حماسه و فرياد و از آن خانه مبارك، حرفى نمى ‏زنم. من فقط از فاطمه (س) مى ‏پرسم: راستى در او چه درخششى است كه تا امروز در چشم ‏ها و دل‏ هاى ما نشسته است و راه‏ها را نشانه مى ‏زند؟

بگذار تا تمامى سؤالم را بگويم؛ كه من همين سؤال را در مورد مادر فاطمه (س)، خديجه كبرى‏ هم داشته ‏ام. خديجه چه كرده كه اين گونه در دل رسول (ص) نشسته؛ تا آنجا كه عايشه حتى پس از مرگ بر او حسادت مى ‏برد؟[4]

من از اين سؤال سمج نمى ‏توانم دامن جمع كنم!

اين همه ارزش آيا از معرفت و شناخت‏ و يا عشق و ايمان‏ و يا عمل و تقوا، از كدامين ريشه، سر برگرفته؟



[1]. تاج المواليد، طبرسى، ص 20

[2]. مفاتيح الجنان، حديث كساء

[3]. كافى، ج 1، ص 358، ح 3. اندوه من هميشگى و شب‏ هايم شب زنده دارى

[4].  صحيح بخارى، ج 2، ص 177؛ ص 210 و ص 277؛ مسند احمد، ج 6، ص 117، ص 150 و ص 154؛ سنن ترمذى، ص 247؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ابواب الغيرة من ابواب النكاح، ص 315

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: