استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

آرمان انسان، خوبی یا خوشی؟(2)

مؤلف: سیدمحسن زهراپور

تاریخ ثبت: 01 / 07 / 1394

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

درک صحیح از آرمان و اهداف صحیح در زندگی:

استاد زندگی چهار فصل را با خوشی ناسازگار دانسته و از ویژگی ولایت خدا این دانسته که این نقش را به مومنین تفهیم می کند؛ ایشان در کتاب تطهير با جارى قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص 471، این حقیقت را تبیین می کنند: «خداوند با سرپرستى و رهبرى خود، ايمان آورنده ‏ها را از تاريكى نفس و خلق و دنيا، به نور مى ‏كشاند و تمامى هستى و هدف هستى را به آنها نشان مى ‏داد و نقش آنها را برايشان مشخص مى‏ ساخت، كه لذت و قدرت و رياست و تنوع و سرگرمى و رفاه نيست، كه اين‏ هدف‏ها و اين‏ نقش‏ها به اين‏ قدر و اين همه استعداد نياز نداشت و به خودآگاهى و آزادى نياز نداشت، كه اين خودآگاهى مزاحم لذت و رفاه است و در متن خوشى ‏ها، از افول و غروب آنها حكايت مى ‏نمايد. و اين وجود فراباش، آينده را در حال مشاهده مى‏ نمايد و پاييز را در بهار مى ‏بيند و جدايى را در هنگام وصل احساس مى‏ نمايد. و اين است كه در كنار خوشى ‏ها ناخوش است. و همين نشان مى ‏دهد كه ساخت انسان و ساخت جهان متحول، با لذت و خوشى‏ و رفاه و سرگرمى هماهنگ نيست. و اين خداست كه مؤمن‏ هاى عاشق را از سياهى هوس ‏ها و جلوه ‏ها و حرف‏ها آزاد مى ‏كند و به نور وحى گره مى ‏زند.»

و جای دیگر اینگونه هدف خوشی را نقادی می کنند:

«رنج بزرگ ما، از هجوم حادثه‏ ها و تازيانه گرفتارى ‏هاست. و اين گرفتارى‏ ها، به دنيا پيچيده و با اين جام آميخته است.

پس اگر طالب خوشى‏ باشى و راحتى مى ‏خواهى، نه مزاج تو و نه مزاج دنيا و نه هجوم فاجعه و موج حادثه، هيچ‏كدام با اين خوشى‏ و راحتى سازگار نيست.

امّا اگر خوبى را بخواهى و حركت را و هجرت را، اين بلاءها،

هديه‏ هاى بزرگى خواهند بود، كه ضعف‏هاى تو را به تو نشان مى ‏دهند و وابستگى ‏هاى تو را مى ‏شكنند. و هر بلاء، اين نعمت را داراست:

نشان دادن ضعف و رهانيدن از اسارت و وابستگى. و همين است كه عارف در برابر بلاء، شاكر است، نه صابر.

در زيارت عاشورا مى ‏خوانى: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الْشاكِرينَ لَكَ عَلى‏ مُصابِهِمْ»؛ خدايا تو را سپاس مى‏ گويم؛ سپاس آن‏هايى كه در مصيبت‏ها شاكر بودند، نه صابر؛ بهره بردار بودند، نه شكيبا.

مى ‏بينى، چگونه در اين نگاه‏ها، حرف‏ها و كارها و حالت‏ها عوض مى ‏شوند و چگونه با سختى مى‏ توان راحت بود».

هدف خوبی و نگرش متفاوت به هستی و حوادث آن:

اگر انسان هدفش خوبی شود، نگاه او به هستی و حوادث آن تغییر می کنند؛ مرحوم صفایی این نکته را در کتاب تطهير با جارى قرآن ؛ ج‏1 ؛ ص110، به این شیوه توضیح می دهند: «اينها خيال مى ‏كنند كه براى لذت و خوشى‏ و براى ماندن و گنديدن آمده ‏اند. اين خيال از زندگى عادى و سنتى در آنها شكل گرفته و اين است كه ديگر دردها و رنج‏ها و درگيرى ‏ها و ظلم ‏ها و تفاوت‏ها و تبعيض ‏ها را نمى ‏توانند توجيه كنند.

در حالى كه درد و رنج عامل حركت است و ظلم و ستم علامت آزادى است و تفاوت‏ها معيار افتخار نيست و اين همه با تركيب و ساخت انسان هماهنگ است، گرچه با هوس او ناهماهنگ باشد؛ چون استعدادهاى انسان گواهى مى ‏دهند كه بيشتر از خوشى و لذت و تنوع را براى انسان طرح مى ‏كنند. ساخت و تركيب انسان باخوشى و لذت هماهنگ نيست. او براى خوشى به فكر و عقل و آزادى و ... احتياج نداشت. ما مى ‏خواهيم بزمى و خانه ‏اى بسازيم و آنها مى ‏خواهند باخراب كردن اينها خود ما را بسازند و راه بيندازند.

با اين جريان هماهنگ آنچه كه عامل نفى حكمت و شعور و دليل ظلم و ستم بود، خود دليل رحمت و حكمت مى‏ شوند، كه كار انسان حركت است و دنيا با اين حركت دمخور و هماهنگ است».

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: