استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

دیدگاه استاد صفایی درباره عالم ذر

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 16 / 06 / 1394

موضوع: آثار شاگردان استاد

منبع: بینش‌های قرآنی، ص123.

عالم ذر

مسأله عالم ذر و آنچه در آيه شريفه 172 سوره اعراف مطرح شده از دقيق ترين مسائل و آيات قرآنى است كه معركه الآراى مفسرين، محدثين و علماى علم كلام قرار گرفته تا جايى كه بعضى چنين عالمى را انكار كرده و بعضى در اثبات آن كوشيده و قائل به وجود دو عالم شده‌اند يكى عالم قبل از اين دنيا و ديگرى همين عالم دنيوى، اگر چه در اين دنيا همه به نحوى عالم ذر را فراموش كرده‌اند ولى زبان حال آنها گواه بر اين است كه در آن عالم به ربوبيت حق شهادت داده‌اند تا در نهايت مفسر توانمندى چون علامه طباطبايى در جمع بندى آيات و روايات و اقوال مى‌فرمايند: دو عالم نيست بلكه دو وجه و دو نشأ است؛ وجهه‌اى الهى و وجهه‌اى دنيايى، نشأيى انسانى جمعى و نشأيى دنيوى و فردى. شئ واحد داراى دو حقيقت ملكى و ملكوتى[1] .

 

همچنين آيه «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون[2] » كه چگونه خداوند به چيزى كه نيست خطاب مى‌كند كه باشد.

استاد به هر دو مسأله پيچيده و غامض به سهولت و زيبايى در كلامى بسيار كوتاه پاسخ مى‌دهد كه خواندنى است :

 

از منظر ربوبى و احاطه الهى، تعدد عوالم ضرورت ندارد، كه آنچه در حضور حق يك جا منظور است در هنگام تنزيل براى ما به تدريج مشهود مى‌گردد ... بنابر اين اگر از ازل تا ابد يك جا در حضور حق مشهود است ديگر تغيير و تحولى نخواهد بود، كه تحول در مرحله تنزيل است، «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[3] ».

 

و اين منظر براى كسانى كه بسط در وجود را يافته‌اند باز است و همين است كه ابراهيم همه را مى‌بيند و همه را صدا مى‌زند و همه كسانى كه جوابش را مى‌دهند به همان اندازه به حج مشرف شده‌اند. در واقع دو عالم نيست، كه دو نظره است. اين لبيك امروز ما همان لبيك ماست كه از منظر ديگر به گونه‌اى ديگر حكايت مى‌شود. درست مثل داستان قطار شترها و نگاهى كه از روزن مى‌بيند و نگاهى كه احاطه دارد و حضور دارد و يك جا شهود مى‌كند.

شايد حقيقت عالم ذر هم حكايت همين نظره تدريجى و همين احاطه ربوبى و نظره جامع باشد. هنگامى كه خزائن با قدر و قضا و
تنزيل همراه مى‌شود اين گونه عوالم و نظره‌ها در هم مى‌آميزند[4] .

 

«وَ إِنْ مِنْ شَىْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»؛

هر چيزى در حضور ما اندوخته‌ها و خزائن دارد و تنزيل و فرو فرستادن و فرو آوردن تدريجى آن را به وسيله اندازه معلوم تحقق مى‌دهيم. چون از ازل تا ابد يكجا در محضر احاطه حق محقق است و تتزيل و تدريج از اين مرحله به واسطه قدر و علم تحقق مى‌يابد. اگر از منظر احاطه ربوبى نظر شود، عالم يكجا حاضر است و ديگر غيب و شهودى نيست و اگر از منظر محدود ما نظر شود و اين نسبت‌ها تحقق يابد، در اين منظر و براى اين وجود تدريجى و تنزيلى، قضا و قدر و قدر معلوم مطرح مى‌شود، «فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون»[5] ، كه با آن امر

گفت‌وگو مى‌كند و خطاب مى‌كند و به آن تحقق و تكوّن مى‌دهد.

گفت‌وگو با امرى كه خدا مى‌خواهد تحقق تدريجى بيابد، در اين فضا توضيح مى‌يابد.

خزائن در حضور او هستند و به بديع مستند هستند و هنگام تنزيل و تدريج، قضا و قدر ميان‌دار هستند.

پس اين سؤال: با چيزى كه نيست چگونه خطاب مى‌شود؟ با اين توضيح جواب مى‌گيرد كه خزائن در حضور حق و مستند به بديع و
خالق هستند و امور و اشياء كه در محضر حق تحقق حضورى دارند، با امر و خطاب او تنزّل و تدريج مى‌يابند، كه «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» و در اين آيه: «بديع السموات والارض، واذا قضى امراً»، به هر دو منظر اشاره دارد و او در هيچ مرحله، ربط توليد با وجود محقّق و يا منزّل ندارد[6] .



[1] . مراجعه شود به ج 8 تفسير الميزان ذيل آيات 172 تا 174 سوره اعراف

[2] . نحل، 40.

[3] . حجر، 21.

[4] . تطهير با جارى قرآن(1)، ص، 70.

[5] . بقرة، 117.

[6] . تطهير با جارى قرآن(1)، ص 197.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: