استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

چکیده کامل سخنرانی «بلا و آثار آن در ابعاد مختلف»

مؤلف: هیئت تحریریه

تاریخ ثبت: 31 / 05 / 1394

موضوع: آثار شاگردان استاد

توضیح:

متن زیر چکیده کاملی است از سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین علاءالدین اسکندری که با عنوان «بلا و آثار آن در ابعاد مختلف» ایرد شده است. این سخنرانی در ماه مبارک رمضان امسال، در مشهد مقدس و در مؤسسه کتاب‌پردازان برگزار شده است.

قابل ذکر است که پیش از این، فایل صوتی و چکیده کوتاهی از این سخنرانی را عرضه کرده بودیم که از اینجا می‌توانید آنها را ببینید؛ اما به دلیل اهمیت مطالب مطرح‌شده در آن، تصمیم گرفتیم چکیده کاملی از آن را در اختیار علاقمندان قرار دهیم.

بلا در لغت به معنای زیر و رو شدن است؛ یعنی در آنچه که داری، تغییر و تحول صورت بگیرد.

امام صادق می‌فرماید: اگر کسی شیرینی  بلا را زیر پوست خود، احساس کند، خداوند آن بلا را برای او از هر نعمتی لذت‌بخش‌تر می‌کند.

پیامبر اکرم می‌فرماید: إذا أحَبَّ اللهُ عَبداً اِبتَلاهُ ، فَإِن صَبَرَ اجتَباهُ ، فَإِن رَضِيَ اصطَفاهُ

اجتبا یعنی میوه‌ها را تک‌تک بچینی و در جایی بنشانی. روایت به این معنا است که هر گاه خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، او را مبتلا می‌کند. اگر صبر کرد او را بر می‌گزیند، اما اگر به رضایت رسید و لذت بُرد، وجود او را از تمام کدورت‌ها پاک می‌کند.

بلا انواع مختلف دارد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ.» این تنوع بلاها به خاطر نقطه‌ضعف‌ها و تعلق‌های متفاوت و متنوع انسان‌ها است.

استاد صفایی می‌گوید: بلا فعل رب و ریاضت فعل عبد است.و همین تفاوت بلا و ریاضت در مکتب شیعه با بلا و ریاضت در مکاتب عرفانی است.

چون در عرفان، عبد است که خود را به ریاضت می‌اندازد و همین باعث می‌شود با دیدن نتیجه، گرفتار عُجب و غرور شود. در حالی که  در روایات داریم که: «سَیِئَةٍ تَسُوؤک خیرٌ عِندَاللهِ مِن حَسَنۀٍ تُعجِبُک»؛ گناهی که تو را دل آزرده کند، نزد خداوند از کار نیکی که تو را شگفت‌زده کند، بهتر است.

وقتی انسان بخواهد خود را درمان کند، اولا نمی‌تواند درست بیماری‌اش را تشخیص دهد. ثانیا نمی‌تواند خود را درست درمان کند. همانطور که بیمار جرات این را ندارد که به خود نیشتر بزند و چرک‌ها و عفونت‌ها را از بدنش در بیاورد و دیگری بهتر از خودش این کار را برای او انجام می‌دهد.

استاد صفایی می‌گوید: ما چهار نوع موضع‌گیری در برابر بلا داریم:

جزع و فزع. این نوع موضع‌گیری زمانی است که نمی‌دانیم بلا به خاطر چیست؛ مانند کودکی که در مقابل آمپول، بی‌تابی می‌کند؛ چون از فواید آن اطلاع ندارد.

صبر. این موضع‌گیری زمانی است که شناختی کلی نسبت بلا داریم؛ یعنی فقط می‌دانیم که بلاها حکمتی دارند؛ اما نمی‌دانیم که در بلا دقیقا چه اتفاقی می‌افتد.

شکر. کسی که می‌داند در بلا دقیقا چه به او می‌رسد، چنین موضع‌گیری‌ای دارد.کسی که می‌داند آنتی‌بیوتیک، عفونت‌های بدنش را از بین می‌برد،  از دکتر تشکر هم می‌کند که با آمپول از عفونت نجاتش داده است.

طلب بلا. این موضع‌گیری مربوط به کسی است که بزرگتر شده، خود برای درمان اقدام می‌کند. اینکه در دعا آمده است که «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک»، اشاره به همین موضع‌گیری دارد. از خدا می‌خواهد که او را از تمام تعلقات آزاد کند؛ آن هم به سوی خدا؛ یعنی از این آزادی هم آزاد شود و به عبودیت برسد.

شکر از بلا یک حقیقت است، نه یک مرحله زبانی و تنها کسی که عزم رفتن در او آمده می‌تواند شکر از بلا داشته باشد.کسی که عزم ماندن دارد و به خانه و زن و فرزند خود تعلق دارد، بلا او را به هم می‌ریزد و حتی اگر در زبان شکر کند، از درون به هم ‌ریخته است.

انسان دو بال پرواز دارد: در هنگام نداری صبر و در هنگام دارایی شکر.

معصوم می‌فرماید: «لن تکونوا مومنین حتی تعدوا البلا ءنعمه و الرخاء مصیبه»؛ شما هرگز مومن نیستید، مگر آن که بلا را نعمت شمارید و آسایش و رفاه را مصیبت.»

پس بلا یعنی بهشت و اگر بلا برای تو بهشت نشد، هنوز بهشتی نشده‌ای.

کسی که عزم رفتن ندارد، زمانی که نعمتی را ندارد در حسرت داشتن می‌سوزد و هر وقت که دارد ترس از ازدست‌دادن دارد و این رنج از رنج اول، بدتر است.

دلیل این رنج‌ها این است که  ما بلاها را زیبا نمی‌بینیم. آنها را زشت می‌بینیم.

خود زیبایی هم درست تعریف نشده است. عنصر مشترک و مورد اتفاق همه در تعریف زیبایی، هماهنگی است. عده‌ای می‌گویند: زیبایی یعنی هماهنگی اجزاء یک شیء با هم. گروهی زیبایی را علاوه بر این، هماهنگی خود آن شیء با محیط می دانند.

استاد صفایی می‌گوید: این تعاریف ملاک ثابتی به دست نمی‌دهد و هر کسی چیزی را هماهنگ می‌بیند.

به عقیده استاد صفایی، زیبایی یعنی  هماهنگی شیء با هدف خلقت آن و با کاری که از او می‌خواهی.

بر اساس این تعریف، ما برای اینکه طالب بلا شویم، باید هدف خلقت خود را بدانیم و ببینیم که بلا با آن هماهنگ است یا خیر. اگر هماهنگ بود، آن را زیبا می‌بینیم و طالبش می‌شویم؛ مانند حضرت زینب که فرمود: «ما رأیت الا جمیلا»

اگر دنیا را راه دیدیم، بلا چند فایده برای‌مان دارد:

  1. بلا زیر پای تو را داغ می کند که نمانی و راه بروی. بلا زنجیرها و تعلقهای تو را باز می‌کند. می‌فهمی که یک عمر خودت را خرج چیزهایی کردی، که مانع رفتن تو شدند.
  2. بلا مانع عُجب می‌شود.  گاهی خیال می‌کنیم که واقعا رشد کرده‌ایم. در بلا است که انسان می‌بیند چقدر ظرفیت دارد. «اَحَسِبَ الناسُ اَن يُترَكُوا اَن يَقُولُوا آمنَّا و هم لا يُفتَنُون. و لَقَد فَتَنَّا الَّذينَ مِن قَبلِهِم فَلَيَعلَمَنَّ اللهُ الَّذينَ صَدَقُوا و لَيَعَلمَنَّ الكاذِبينَ.»
  3. بلا باعث تمحیص قلوب می‌شود. وقتی در بلا خودت را شناختی، تلاش می‌کنی خود را از عیب‌ها پاک کنی.
  4. بلا تو را ورزیده می‌کند. روزهای اول با از دست دادن کوچکترین چیزی، با خدا قهر می‌کردی؛ اما امروز این همه بلا را تحمل می‌کنی.
  5. ویژگی دیگر بلا  این است که دل‌شکستی و اخبات را در تو به وجود می‌آورد و در حدیث قدسی آمده است: «اَنَا عِندَالمُنکَسِرۀِ قُلُوبُهُم؛ من نزد قلب‌های شکسته هستم.»
  6. آخرین  ویژگی بلا این است که نداشته‌های تو را به تو نشان می‌دهد
هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: