استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

شرح کتاب صراط (20)

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین امیر غنوی

تاریخ ثبت: 24 / 05 / 1394

موضوع: آثار شاگردان استاد

خلوص در دين

سومين مرحله­ اخلاص، اخلاص در دين است كه کمي از اخلاص­هاي قبلي پيچيده ­تر است. اخلاص در دين يعني اخلاص در مجموعه روش و راهي كه براي زندگي انتخاب مي ­كنيم. ما خيلي از اوقات دين را هم به عنوان راهي براي زندگي قبول مي ­کنيم، براي دين هم حسابي باز مي­ كنيم، اين يعني اين­كه در دين­مان اخلاص نيست، يعني هم دين است و هم غير دين. به تعبير قرآن < نؤمن ببعض و نكفر ببعض > است. بعضي جاها را از خدا مي ­گيريم و بعضي را از غير خدا، در اين ديد در حقيقت ما هم مي ­خواهيم همه چيز را از دين گرفته باشيم و حتي بالاتر از اين نمي ­خواهيم دين براي ما هدف باشد، نمي ­خواهيم دين هم بت ما باشد، ما اگر دستوري را انجام مي­ دهيم آن دستور را براي او انجام بدهيم.

مثلا يك امتحان سختي كه خدا از مسلمانان گرفت تغيير قبله از بيت المقدس به مكّه بود. پيامبر دستور داده بود به سمت بيت المقدس نماز بخوانند در حالي­كه آن­ها براي خانه کعبه احترام بسياري قائل بودند و مشركين هم مسلمانان را مسخره مي­ كردند ولي تحمل مي ­كردند چون خدا گفته بود. بعد از هفت- هشت سال كه به مدينه رفتند، بعد از مدت كوتاهي وسط نماز ظهر جبرائيل نازل شد و در حالي‌كه پيامبر دو ركعت از چهار ركعت را رو به بيت ­المقدس خوانده بود، شانه ­هاي پيامبر را رو به سمت كعبه برگرداند يعني پيامبر را 180 درجه گردانده بود و امام جماعت انتهاي صف قرار گرفته بود. خود اين برگرداندن به سمت قبله عجيب و غريب بود، حالا صحنه را داشته باشيد که وقتي نماز تمام شد، مسخره كردن­ها شروع شد، چرا برگشتيد اگر درست بود چرا اين­جوري شد؟! از طرف ديگر خود مسلمانان فكر مي­ كردند يعني نمازهاي قبلي باطل است؟ و شك­ها زياد شده بود. در روايت داريم تنها كسي كه موقع برگشتن پيامبر برگشت، حضرت علي(ع) بود.

 ما خيلي اين قصه­ها را نمي­ فهميم ولي دقت كنيد در فضاي عمل اين­كه اين قبله عوض شده به اين سادگي ­ها نيست، آن هم در فضاي ساده­ مردم آن زمان. اخلاص در دين را اين­جا مي ­شود فهميد كه آقا ارزش و احترام همه اين دستورات به حساب خداست و اين­كه او گفته است. اگر او مثلاً گفته بود نجس است حالا مي­ گويد پاك است و همين است چون او گفته و ارزش و اعتبار آن دستور به اين بود كه او گفته بود.

چارچوب عادات ، مانعي براي بينش بيکران

در سوره­ آل­ عمران به داستان زكريا و حضرت مريم دقت كنيد، خدا به زكريا مي ­گويد مي ­خواهم بچه ­اي به تو بدهم. زكريا مي­ پرسد از كجا؟ من يك پيرمرد هستم و زنم هم پير است. چه­ طوري؟  دقت مي ­كنيد که زكريا يك ­مقدار آب­‌بندي پيامبري ­اش اشكال پيدا كرده است! از خدا مي ­پرسد چطوري. اصلا همين سؤال بيرون از چهارچوب است و معني ندارد. از خدا مي­پرسد چه­ طوري.

 گاهي اوقات به تدريج چهارچوبي در ذهن انسان شكل مي­ گيرد و اين نه به خاطر گناه است بلکه به خاطر شرايط زندگي انسان مي ­باشد و بعد ديگر انسان خارج از اين چهارچوب را اصلاً نمي‌تواند تصور كند. يا مثلاً آن فرشته به مريم وحي مي ­کند كه خداوند مرا فرستاد تا يك پسر پاك به تو عطا كنم. مريم م ي­پرسد چه­طور؟ آيا چنين چيزي ممكن است در حالي­كه بشري مرا لمس نكرده؟ باز متوجه نيست، وقتي مي­ گويند خدا مي ­خواهد بدهد، ديگر سؤال ندارد. يك چهارچوب­‌هايي در ذهن ما به خاطر شرايط زندگي­ مان شكل مي ­گيرد كه ديگر يک چيزهايي را باور نمي ­كنيم و نمي ­پذيريم حتي بالاتر از آن منكر مي ­شويم؛ مگر مي ­شود سنگ شتر شود و خدا از كوه شتر در بياورد؟! متوجه نيستيم همان كسي كه اين را آفريد، مي ­تواند به جاي سنگ شتر بيافريند. از لحاظ عقلي مشكلي ندارد منتهي ما به يك چيز هايي عادت كرده­ ايم و خارج از عادات را نمي ­پذيريم.

پرستش دين به جاي صاحب آن

پس بحث اخلاص در سه مرحله مطرح شد و آخرين مرحله اخلاص در دين بود به اين معني که دين براي انسان بت نشود و انسان متوجه باشد که همه دستورها و امر و نهي ­ها اگر اعتباري دارد به خاطر اوست. خيلي از اوقات مي ­بينيم  ما به يك­سري از دستورات خدا يك علاقه ويژه پيدا مي ­كنيم، مثلاً يكي از جنگ و جهاد خوش­اش مي ­آيد، يكي از نشستن خوش­ش مي­آيد و اگر بگوييد برو جنگ کن، خوش­اش نمي ­آيد. مي­بيند كه دستورها براي انسان بت شده ­اند نه صاحب دستور. اخلاص در دين اين است كه انسان اين دستورات دين را بت نگيرد و اعتبارش را به اعتبار صاحب دستور بداند و در خود دين هم شرکت سهامي درست نكند، يك مقدار از اين طرف و يك مقدار از آن طرف نباشد، التقاط نباشد.

اختلاط نا بجا

اين وضعيت در گذشته بين مسلمانان زياد نبود، گاهي اوقات انسان چيزهايي را از جايي ديگر گرفته، مي ­آورد و با دين قاطي مي­ كند. مثلاً مي ­گفتند گرامي ­ترين شما پيش خداوند انقلابي ­ترين شماست!  يكي از آقايان توضيح م ي­داد كه اين­ها در تفسير سوره فرقان هم هست و وقتي به معجزات حضرت موسي مي ­رسند مي ­گفتند كه اين معجزه ­اش اين نيست كه حضرت موسي(ع) رسيده و با عصا زده به رودخانه و باز شده و رفته ­اند، نه يك مدتي آن­جا بوده ­اند و با ابزار و وسايلي پل زده ­اند و از روي رودخانه رد شده ­اند، يعني معجزات را اين­طور توضيح مي ­دادند. اين­ها تحت تأثير درس ­هايي هستند كه حال، خوانده يا ناخوانده به عنوان علم ارائه مي­ دهند. و چيزهايي غير ديني ارائه مي ­دهند. اين التقاط­ها در بسياري موارد هست و اين مخالف با اخلاص است.

خلاصه مي­شود اخلاص را دو گونه معني كرد:

 1- دين را وسيله دانستن و هدف نگرفتن،

 2- امور مختلف در دين را با هم قاطي نكردن.

عبوديت

پس اين سه سطح از اخلاص(نيت، عمل و اخلاص) اگر موجود باشد، در اين­جا عبوديت محقَق مي ­شود و عبد بودن معنا پيدا مي ­كند؛ اين خيلي بالاتر از عبادت براي خدا است. ايشان توضيح مهمي مي ­دهند كه اگر كلمه عَبَدَ همراه مفعول­ش بيايد به معني عبوديت و بندگي است يعني صرفاً به معني نماز و روزه نيست و اگر بخواهد صرفاً راجع به عبادت حرف بزند تعريف عبادت بدون مفعول­ش مي­ آيد که به معني همين عبادت مرسوم بين ماست. پس عبادت خدا يعني عبوديت او.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: