استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

تدبر در روضه!

مؤلف: امیر سجادی

تاریخ ثبت: 18 / 04 / 1394

موضوع: متفرقه

 متأسفانه گاهي ما با جريان حركت حسين (ع) مثل بقيه جريانات روزمره زندگي‌مون برخورد مي‌كنيم. استاد صفایی در تفسير سوره عصر از اين برخوردهاي سطحي كلي شكايت ميكنن.

و اين باعث ميشه ديدمون كوتاه بشه در نتيجه بهره كمتري ببريم از اين فيض عظيم.

شايد ديده باشي بچه‌هايي كه اومدن توي جوّ هيأت اما اين اومدنها خيلي ريشه دار نيست پس خيلي هم دوام نمياره.

همين شنيدن روضه به قول مرحوم عین صاد، روضه چند دقيقه‌اي پيش تو يه بُعده. تو بايد روش كار كني، واقعا روش كار كني. ذكر مصيبت يعني براي تويي كه بهره‌اي از تدبر و تفكر و تعقل داري و با تزكيه و تعليمي برخورداري، تذكر و تذكار و ذكره و از اون مصيبت عظيم ميتوني بهره‌مند باشي وگرنه با اين دل‌هاي مرده ما... انّك لاتسمع الموتي.

روضه به قول استاد صفایی ملاك‌هايي داره همونطور كه در برخورد با رفيق و دشمن و همسايه و والدين... ملاك‌ها و شيوه‌هايي هست كه ايشون حضور و تطبيق و نقد رو ملاك در برخورد با روضه ميدونن. اين هم بماند.

شايد بپرسي آقا من روضه رو مي‌شنوم ولي چطوري از اين تكرار به تحرك برسم و رشد كنم؟

چطور از اين روزمرگي و بي‌تفاوت بودن در بيام؟

چطور بهره‌ام از اين چشمه جوشان بيشتر بشه؟

1- خُب ما مي‌شنويم امام حسين(ع) كه جلوه‌ي انسانِ محسن و تصويرگر زيباييِ برخوردها در اين دنياي خاكيست، در شب عاشورا شروع ميكنن به جمع كردن خارها از بيابان، اين رو مي‌شنوي. درست؟ اما اگر دقت كني اين كار امام با نقشي كه در اين هستي داره يكيه!!! يعني حضرت توي اين عالم اومدن تا صادّ عن سبيل الله رو از جلوي خلق بردارن. كساني در مسير رشد آدم‌ها خارِ راه بودن، حسين(ع) با جرياني كه در كربلا راه انداخت ريشه بني اميه رو از جا كَند.

٢- وقتي وارد كربلا ميشي تلّ زينبيه جايي كه حضرت زينب همه مصايب رو از روي بلندي مي‌بيند - خيليا براي تبرّك ميرن اونجا و دو ركعت نماز و... اما اين موقف هم درسي داره (هر چند بنده جرأت پيدا نكردم داخل اون بقعه مباركه بشم) - به تو ياد ميدن مصايب رو از بالا و تلّ دنيا بايد نگاه كني. اين وسعت در ديد، به تو بينش و تحملي ميده كه با تمام سختي‌ها و رنج‌ها مرزوق باشي و بهره‌مند نه محروم و ضعيف. اگر به اين رفعت رسيدي ميتوني هلالِ جمال الهي رو در رنج‌ها رؤيت كني (ما رأيت الّا جميلا).

٣- يا وقتي به پايين پاي حضرت ميايي كه در نوشته‌اي در همين سايت به مناسبت ميلاد علي اكبر آمده، كه شيعه خاك‌بوس آن قدم‌هاي صدق و محكمي كه در راه محبوبش با پافشاري‌اش ملائك مقرّب رو به ملال در آورده.

٤- يا وقتي به حرم سقاي حرم مي‌روي واقعا از كلمه "ساقي العطاشا" چي به ذهنت مياد؟ آيا اينها از ما تشنگي نميخوان؟ آيا اينها كه جام بلا رو مستانه سر كشيدن ما در يك جرعه‌اش نمونديم؟ آيا اينها چيزي براي خودشون نگه نداشتن؟ سرشار و پربار براي معشوق، با جان و دل رفتن و حق وفاداري رو ادا كردن و ما هيچ سهمي نداريم؟

٥- وقتي كنار قبر حبيب از جمله امام كه جمله‌اي محبوب از حبيبش گفته كه زياد قرآن مي‌خواند و در يك ركعت نمازش قرآن را ختم مي‌كرد و فاضل بوده و امام با رفتن او انکسار در صورتش پيدا ميشه(بان الانكسار)،  و حضرت در وصف آن پير دير مي‌فرمايد:  و حماة اصحابي...

واقعا ما فكر مي‌كنيم اصحاب يك شبه با يك برخورد، آرزوي هفتاد بار زنده و كشته شدن در راه حسين رو ميكنن؟!!!

آيا با رفتن ما از اين هستي -آهاي بچه هيأتي- اين انكسار در چهره معصوم پيدا ميشه؟

مي‌شنوي حماة اصحابي و مي‌روي آيا همين بچه هيأتي ها رو اصحاب و ياران و محبين ابا عبدالله ميدوني؟ اگر مي‌دوني چقدر ازشون حمايت مي‌كني و حماة اصحابي يعني چقدر حمايتگر اصحاب منِ حسين هستي. چقدر جملات حضرت را رو خودت تطبيق مي‌كني؟

٦- نميدونم برخورد داشتين با كساني كه بعد از تحمل رنج  و سختي راه دور، وقتي ميان حرم ائمه شروع ميكنن به تحليل و تفحص از املاك و اراضي و نقوش و معماري اطراف و داخل حرم!!! واقعا ما با ديد خودمون سراغ اهل بيت مي‌آيیم! اينها معمار دلند.

تو با دلت چكاركردي؟ سقف تمناهاي تو چقدره؟ در وسعت صحن دلت چقدر آدماي ديگه سهيمند؟ اينها اومدن تو رو از ديوارهاي محدوديت دنيا نجاتت بدن، بعد تو از در و ديوار مي‌گويي؟

واقعا مني كه خوشحال ميشم توسعه‌ي حرم رضوي تا این حد بوده آيا امام رضا هم از توسعه و سِعِه‌ي وجودي من و تفاوتم با زيارت قبليم مسرور ميشه؟

درد اينجاست كه گم شده‌ايم، خواسته‌ها و آرزوها را و در كل خودمون رو پيدا نكرديم براي همين نمي‌دونيم چه بايد بخواهيم.

آيا امام از ويرانه‌ها، خرابه‌ها و محدوديت‌هاي دل ما ناراحت ميشن؟ و آزرده نميشن كه چه ويرانه‌اي! چه مخروبه‌اي! چه مزبله‌اي!

اگر با روضه‌ها زندگي كني و جلو بيايی و در متن حادثه‌ها اونو ببيني، محرم و شب قدري داري كه امام بر تو مباهات ميكنه.

دوستان من در هر جاي كره‌ي خاكي! شمايي كه آرزومند پا بوسي حرم كربلا و مشهد امام رضا و ائمه هستين، چقدر اين سينه و حرم و حريم زندگي ما بوي امام رضا ميده؟ وقتي مشرّف مي‌شيم حرم امام حسين، بگيم آقا چقدر اين سينه من عطر وجودِ شما رو داره؟ (به استناد حديث كساء رائحه و عطر وجودي رسول الله(ص) و علي(ع) و امام حسن(ع) متفاوته) داخل حرم به امام رضا بگيم شرمنده‌ايم، جز بوي تعفّن و كثافتِ دنيا از اين دل نمياد شما يك فكري به حال ما بكنيد.   ١٢رمضان٩٤

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1394/4/20 - 13:12:51
مهرداد

سلام
زيبا و متين و دلچسب بود
در صورت امكان بفرماييد چطور ميشه به اين نوع تدبر و نگاه رسيد؟
گام هاو مراحل مسير تدبر و تفكر چيست؟
ممنون
ياعلي

1394/4/21 - 22:17:18
اميرسجادي (پاسخ به مهرداد)

سلام دوست عزیز
حرف در این مساله زیاده ولی به نظرم استاد هادی زاده در شرح کتاب مسئولیت حاج شیخ قسمت14 توضیحات کاملی راجع به تعریف، ضرورت و گستره و روش تدبر دادن.
اگریک پلک سومی در ما زنده بشه و در هر حادثه ای در این کلاس هستی دنبال درسش باشیم میتونیم رزقمون رودریابیم.

1394/4/20 - 21:21:31
مصطفوی

آفرین به بیان شیوا ، تسلط و احاطه نویسنده به باطن موضوع.
باشد که باعث مباهات امام خوبی ها شوید
خدا قوت ...