استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

بهره‌‏مندى از رزق‏‌هاى عظيم‏

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 30 / 03 / 1394

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: بهار رويش، ص109 -115

وقتى كه اين ماه شروع مى‌‏شود، ماهى كه‏ ميهمانى خدا در آن است و بهره‌‏هاى زيادى‏ دارد و رزق‌‏هاى عظيمى‏ مى‌‏خواهند به ما بدهند، ما هم بايد به دلمان و به روحمان برسيم.

چه كنيم كه‏ روح ما به آن وسعتى برسد كه از يك سلام و يك‏ عليك! و يا از يك بارك الله و يك فحش، طوفان نگيرد؟!

و چه‏ كنيم كه‏ دل ما به آن وسعتى برسد كه بت‏ها در آن گم بشوند و دلدار در آن، خانه بگيرد؟!

و چه كنيم كه‏ عقل ما بسنجد: سنجشى كه به عشق او منتهى بشود؟!

و چه كنيم كه‏ فكر ما به شناخت برسد: شناختى كه يقين را در ما به وجود بياورد؟!

و چه كنيم كه‏ وجود ما غذايى را بخواهد و به دنبال رزقى باشد كه اين تفكر و اين سنجش و اين عشق را تقويت كند؟!

عمل صالح، وابسته به رزق طيِّب است: «كُلُوا مِنْ الطَّيِّبَاتِ وَ اعْمَلُوا صَالِحاً»[1]؛ از پاكيزه‏‌ها بخوريد و عمل صالح و جهت‏‌دار و خالص انجام دهيد.

اگر در اين ماه، تعادل در بدن حفظ شد، تعادل در فكر را هم بايد حفظ كنيم. در اين صورت است كه فكر با كنجكاوى‏‌هايى كه خودش دارد و با ضربه‏‌هايى كه از حادثه‏‌هاى بيرون مى‌‏بيند به جريان مى‏‌افتد.

ديگر حادثه‏‌هاى كوچكِ زندگى- ليوان‏‌ها و ريش تراش‏‌ها- جذبش نمى‏‌كنند. آن طور كه ما متاسفانه به يك ليوان آب و به يك ريش تراش، بيش از خودمان آشناييم و بيش از خودمان دل بسته‌‏ايم.

اين چنين فكرى است كه مى‌‏داند بايد كجا را آبيارى كند و چه شناخت‏‌هايى به دست بياورد و چگونه با آن‏ شناخت‏‌ها، ما را به‏ آزادى‌‏هاى‏ بزرگ‌تر برساند و چگونه اين آزادى‌‏هايى كه با اين شناخت‏‌ها همراه شده‌‏اند، يقين‏ را در ما به وجود بياورند. و يقين را ادامه بدهند تا به‏ تصميم‏ و تقوا برسيم و توشه راه دراز ما تهيه شود كه‏ متقين‏ در قرآن با سه خصوصيت‏ ايمان‏ و تسليم‏ و يقين‏ همراه‏‌اند: هم در رابطه‏‌شان با خدا و با خلق تسليم‌‏اند و هم به راه وسيعشان و رهبرِ بزرگشان و كتاب و روشِ مفصلشان مؤمن‏‌اند؛ «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ...» و «يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ الَيْكَ وَ مَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ و بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ»[2].

و اين يقين است كه زير بناى تقوا و عامل توشه جمع كردن و توشه برداشتن آنها مى‌‏شود؛ كه‏ «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَاتَّقُونِ يا أُولِى‏الْأَلْبَابِ‏[3]».

آنهايى كه‏ لبّ‏ و فكرشان را به جريان انداخته و بهره‏‌ها هم گرفته‌‏اند، كسانى هستند كه جز از او اطاعت‏ نمى‏‌كنند.

خداوندا! تو ما را از كسانى قرار بده كه در اين ماه، خودشان را و نيازهايشان را و كمبودهاى غذايى‌شان را يافتند و راه تأمين غذاى خودشان را هم به دست آوردند و روش تغذيه سالم را هم كشف‏ كردند كه چگونه خودشان را تغذيه كنند كه رشدى بگيرند و سلامتى را هم به دست بياورند؛ كه‏ «سَلامٌ» و «يَهْدِى الَى الرُّشْدِ»[4]

ما را از كسانى قرار بده كه‏ ميزبان‏ را و غذاها را شناخته‌‏اند و كمبودها را هم مى‌‏دانند و مى‏‌دانند كه بر سر اين سفره چه بايد بخورند. اين است كه‏ بدن‏ را با گرسنگى و فكر را با سؤال و عقل‏ را با محاسبه و قلب‏ را با محبت به تو و محبت به خلق تو و روح‏ را با عبادت تو و در قرب به تو، همراه مى‌‏كنند تا بتوانند تغذيه بشوند.

ما را از آنهايى قرار بده كه بال زدن‏‌هايشان و پروازهايشان، بعد از آزادى‌‏هايشان است و در نتيجه توانسته‏‌اند كه اوج بگيرند و برسند. از آنهايى نباشيم كه داريم مى‌‏خزيم و در لجن فرو مى‌‏رويم و از آنهايى نباشيم كه داريم پر مى‌‏زنيم، اما با پاهاى بسته و مغلول.

از آنهايى نباشيم كه هزار نوع اسارت در وجودمان هست و باز مى‏‌خواهيم كه از اين ماه هم نورى بگيريم! هزار جور كثافت همراهمان هست و باز مى‌‏خواهيم از اين عطرهايى كه به خودمان مى‌‏پاشيم، بهره‏‌اى بگيريم!

كسانى كه همراه با اين ديد هستند، بايد ماه رمضانشان را تقسيم كنند:

در يك مرحله نياز انسان اين است كه تمام ماه رمضان را- شب و روزش را- در كنار بزرگى باشد، كه هم سؤال از او بشود و هم سؤال بكند و ببيند كه چه هست و چه بايد بكند؟

و در يك مرحله به حدى مى‌‏رسد كه بايد شب و روزش در تنهايى و در محاسبه‏‌هاى خودش باشد، شب‌هايش را با محاسبه همراه كند و ببيند كه تا حالا چه كرده و با چه كسى بوده است؟

و در يك مرحله هم وقتى كه محاسبه‏‌ها تمام شد، ديگر بايد حركت كند، بايد پولى به دست بياورد و خرج كند تا بخلش برود و يا بارى بكشد تا كهولت‏‌اش برود.

و در يك لحظه‏‌هايى از شب هم كه بايد با او باشد، كه توجه و محاسبه‏‌اى باشد و يا نجوا و گفت و گويى و يا عمل و حركتى، نمازى، ذكرى، توجهى.

بايد ببيند به چه چيزى نياز دارد و خودش را عادتى‏ بار نياورد.

گاهى مى‌‏بيند به جز قرآن، هر آنچه كه بخواند غلط است؛ چون كه كسرى و كمبود او عدم تسلط بر قرآن است، لذا بايد همين را تأمين كند.

گاهى هم براى آزاد شدن خودش بايد قدمى بردارد. مى‌‏بيند كه آزادى‌‏اش در ضربه خوردن‏‌ها است، بايد ضربه‏‌ها را طلب كند و رنج‏‌ها را بخواهد تا بندها پاره بشود و بخواهد كه؛ «اللّهُمَّ إِنّى أَسْئَلُكَ أَنْ‏ تَقْطَعَ عَنَّى كُلَّمَا يَقْطَعُنِى عَنْكَ».[5]

خلاصه اينكه‏ دعاها بايد مطابق‏ نيازها باشد، نه اينكه ببينيم چه كسى چه دعايى كرده و چه كسى در كجا چه جمله‏‌اى گفته، من هم همان را بگويم‏.

آنها كه در دعايشان نمك غذا را مى‏‌خواسته‌‏اند، ممكن است همه چيز را گرفته بودند؛ اما ما كه خودمان را از دست داده‏‌ايم، چطور مى‌‏توانيم به نان و اسهال بچه‏‌مان قانع شويم؟ و تنها به نانى و درمانى از او اكتفا كنيم و تنها خانه و زندگى از او بخواهيم ...؟

خلاصه در اين ماه، همراه‏ صيامى‏ كه داريم، بايد تفكرى‏ و محاسبه‏‌اى‏ هم داشته باشيم تا ايمان ما قوى شود و قلب ما از عشق او سرشار.

و در اين محاسبه‏‌هاست كه بايد ببينيم چه كسانى در دل ما آمده‏‌اند، چه كينه‏‌ها و دشمنى‏‌هايى در دل ماست، چه محبت‏‌هايى در دل ماست و چرا هست؟ چه ترس‏‌هايى؟ ترس از بى پولى، ترس از فقر؟ ترس از اينكه نكند فلانى از من جدا بشود؟ اينها بايد محاسبه شوند.

اين مراحل كه تمام شد و انسان به عمل رسيد و در عمل هم كمبودى نداشت، در آن موقع‏ قرب حق‏ است كه انسان را ارضا مى‌‏كند.

در اينجاست كه به نماز مى‌‏ايستد و ذكر حق است كه ارضايش مى‌‏كند.

اين است كه با او خلوتى دارد. و وقتى هم كه مى‏‌خواهد دعايى را در اين ماه كه‏ فصل دعاست شروع كند، بايد سنجيده و با توجه باشد.

بايد ببيند كه كيست و چرا دعا مى‌‏كند؟ چون دعا، خواستن است.

براى خواستن، انسان ابتدا بايد فكر كند و بعد كه نيازش مشخص شد آن را بطلبد، نه اينكه از همان ابتدا كه كتاب دعا را باز كرد، بخواند و رد بشود.

 

( 1) مؤمنون، 51 .

( 2) بقره، 4 و 5 .

( 3). همان، 197.

( 4) جنّ، 2 .

( 5)« أَجِرْنِى مِنْ كُلِّ عَائِقٍ يَقْطَعُنِى عَنْكَ». بحارالانوار، ج 91، ص 161، ادعية المناجات.



 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: