استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

چکیده سخنرانی عرفان اسلامی - عرفان مسلمین

مؤلف: حجت الاسلام والمسلمین بهاء الدین اسکندری

تاریخ ثبت: 22 / 04 / 1391

موضوع: خلاصه سخنرانی

منبع: ویژه نامه همایش سیزدهمین سالگرد ارتحال استاد

چکیده‌­ای از سخنرانی حجت­ الاسلام بهاء­الدین اسکندری در همایش علمی فرهنگی با عنوان

«عرفان اسلامی، عرفان مسلمین»

 از دیر­باز و از نخستین سده­های پس از ظهور دین مبین اسلام، عرفان، با تمامی تنوع خویش در شکل و محتوا در جغرافیای گسترده­ی اسلام پا گرفته، ریشه دوانده و بالیده است  و کم ­و بیش  از همان آغاز در توجیه و تبیین و تفسیر آن و ترسیم پایه­های نظری و تبیین سلوک عملی آن سخن­های بسیار رفته است.

 آن پایه­های نظری و این سلوک عملی­، با تمامی خلوص و زیبایی و دقت، در همان حال که از آمیزه­های اصیل دینی بی­تأثیر نبوده است،از رگه هایی دیگر و آبشخورهایی آخر نیز بهره برده است. هیبت و هیمنه­ی این اندیشه های جذاب و وسوسه گر چنان بوده است که حتی عالمانِ عارف نیز در همان چهار­چوب سخن گفته­اند. نشانه­های عمیق این تأثیر­گزاری را در کلام بسیاری از بزرگان می­بینیم.

در این میان­، شیخ همچنان که در طرح منظومه­ی بی­نظیر فکری خویش، در طرح عرفان شیعی هم-که از نگاهی دیگر چیزی جز همان هندسه­ی اندیشه او نیست- تأثیری از پیش داشته­های تمدن و فرهنگ اسلامی در این زمینه، نپذیرفته است. از ایشان در این باب در آثاری همچون صراط، نقد عرفان و آگاهی، نظام اخلاقی اسلام­، فوز سالك و اخبات حرف­هايي بسيار به يادگار مانده است. مرحوم شيخ در اين زمينه-هما سان که در زمينه­هاي بسيار - با ذهنی تیز با تقسيم­بندي­هايي روشنگر نظامي عرضه مي­دارد كه در امهات­كتاب صوفيه چندان اثري از آن نيست.

شيخ هم از اهداف سلوك، هم از مركب­هاي سلوك، هم از مراحل سلوك و هم از آفت­ها و موانع سلوك سخن گفته است.

مستند او در اين طرح، قرآن است و سخنان معصومين. البته كتب عرفانی ما مشحون از استشهاد به كلام خداوند و سخنان رسول و ائمه اطهار و صحابه است، اما آنچه در اين نوشته ها نمودي آشكار دارد آن است كه صاحبان اين انديشه­ها كه در تعالي و بلنداي آن ترديدی نيست بيشتر با تنفس در فضاي خاص انديشه­هاي عرفاني به نگاهي در اين باب دست يافته­اند و سپس كوشيده­اند بجا و نابجا مبنایي ديني براي نظام فكري خويش جستجوكنند و از همين روست كه در اين منابع، تأويلات بسيار از احاديث و آيات مي­بينيم، اما در آثار شیخ با فضايي ديگر روبه­رو مي­شويم، با حرف­هايي كه كمتر شنيده­ايم، با طرحي متفاوت و با برداشت­هايي كه طعم و ذوق خاص خود را دارد و حكايت از نگاهي بِكر و ويژه.

هدف سلوك در نگاه شيخ، عبوديت است و رضا و لهف الي جود الله. البته مراد، تثلیث و پراكندگي در اهداف نيست، در واقع اصل در اينجا عبوديت است. تمامي حكايت سلوك حكايت بندگي است و نشان اين عبوديت خالص و سلوك سالم رضا به داد وگرفت­هاي حق است و لهف و شوقي بسيار به جود آن وجود سرشار.

به بياني ديگر با عبوديت است كه مي‌توان به رضا رسيد و از وجود حق سرشار و غني شد و اساساً  عبوديت چيري سواي آن دو دیگر نيست. با فيض وجود حق مي­توان به سرشاري و رضا رسيد و واقعيت و عبوديت را در خود معنا كرد.

شيخ راهي جاده­هاي سلوك را كه با گام­هاي هدايت حق تا اين بلندا به معراج حقايق آمده است در لذت و نشئه حضور رها نمي كند كه او از معصوم آموخته­است كه «أنطِقنِي بِالهُدَي» و اين تفاوت سلوك رسولان و برخي صوفيان است .

سالک در اين اوج، مسئوليت خويش در برابر خلق را مي­فهمد به ميان مردم مي­آيد و از يافته­ها و تجربه­هاي خود به آنان مي­آموزد.

مركب­هاي سلوك در منظومه عرفاني شيخ نه رياضت و مجاهده است و نه خلوت و تمركز و ‌نه تدريج و تمرين و تلقين و سر­سپردگي به دامانِ مراد كه اين­ها گرچه مؤثرند و منشأ معارف­ و قدرت­ها و دريافت‌ها، اما براي راهي دراز كه علي (علیه السلام) را نيز به ناله و فرياد وا مي­دارد كفايت نمي­كند .

آنچه در اين راه، حركت وجودي انسان را تضمين ميكند و او را به فوز می­رساند هدایت است و شکر و بلا و تمحیص.

 در باب مراحل سلوک نیز حال و هوای سخن شیخ حال و هوای دیگری است، گام های سلوک از این منظر، عبارت است از اسلام، ایمان، تقوا، احسان، اخبات، سبقت، قرب، لقاء، رضا، رضوان. در این نردبان صعودی، اخبات مرحله­ای کلیدی است. آنجا که سالک می­شکند و تمامی ابعاد وجودش فرو می­ریزد و عجز و اضطرار را با تمام وجود خود حس می­کند، اینجاست که از حق بشارت می­آید و او می­تواند با اعتصام و استعانت گام­های بعدی را بردارد.

و اگر سالک با این دل لرزان و قلب صبور و سینه­ای که حضور حق را جرعه­جرعه می­نوشد و دستانی که عیال­الله رابه حال خود رها نمی­کند همراه شد  به سبقت و قرب و لقاء و رضا و رضوان می رسد. او بر بام یقین، اولین گام­های رضا را تجربه می­کند که: أَعلَی دَرَجَهِ­الیَقِینِ أَدنَی دَرَجَهِ­الرِّضَا. رضا حالتی است که نتیجه­ی یقین است یعنی نتیجه­ی آخرین مراحل یقین است، همین یقین که پایین­ترین حد آن باکشف و شهود همراه است آخرین حدّش پایین ترین درجه رضاست. با این دید از رضاست که شیخ متأثر از زیارت جامعه که: و­­­­َ اِجعَل ...الرِّضَا بِقَضَائِکَ وَ قَدَرِکَ أَقصَی عَزمِی وَ نَهَایَتِی وَ أَبعَدَ هَمِّی وَ غَایَتِی، رضا را جایگزین تمامی اهدافی می­داند که عرفا و فلاسفه و علمای اخلاق از آن گفتگو می­کنند.

در باب موانع سلوک، مرحوم استاد با آن دید وسیع و تجربه هایی که در گام گام سلوک خویش آموخته بود، در گوشه گوشه های آثار خویش، مناسب با رفتار و موضع و موقع سالک، از موانع راه و آفات رفتن سخن گفته است؛ اما در این میان موانعی را مهم ترین و اساسی ترین- و به تعبیر خودشان، دست اول- می شمرد. این اساسی ترین ها عبارتند از: اهتمام به غیر حق، اشتغال به غیر اهمّ، اکتساب دنیا و درگیری­ها. و در این مسیر، راه که افتادی به فرازهایی می­رسی که هر کدام آفتی ویژه خویش دارند:

 غنا و توسعه، آفتش غرور است

 عزت، آفتش کبر

عبودیت، عجب

 خدمت به دیگران، منت

 و... این ها و بسیاری دیگر آفت­های دست دومی هستند که دامنگیر سالک می شود.

این نگاهی مختصر بود به عرفانی که مرحوم شیخ از آن سخن می گوید: بسط سخن در این باب مجالی وسیع­تر می­طلبد اما همین اشارت آنان را که با مبانی اندیشه­های عرفانی آشنایند کافی است تا تفاوت­هایی را ببینند و فرق­هایی را حس کند .

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: