استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

نقش معلم (5)

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 19 / 02 / 1394

موضوع: اقتباس از آثار استاد

اكنون كه مشخص شد، معلم ابتدا بايد داراى هدف مشخصى باشد، بايد ديد چه نوع هدفى، محرك او براى شغل معلمى بوده است؟

هدف‏ها:

الف- هدف‏هاى شخصى‏

     - وصول به ماديات و كسب درآمد

     - كسب شهرت‏

     - اقناعِ حس كنجكاوى‏

     - زدودن شك و ترديد خود

     - بالا بردن سطح اطلاعات و تخصص‏

ب- هدف‏هاى اجتماعى‏

ج- هدف‏هاى علمى‏

د- هدف‏هاى معنوى‏

براى يك معلم مؤمن، هدف معنوى، اساس و ريشه است و البته طبيعى است كه به همراه آن و به دنبال آن، هدف‏هاى مفيد ديگر هم تا حدودى تأمين خواهد شد.

مشخصات هدف‏ها:

- هدف‏ها بايد روشن باشد.

- قابل وصول باشد.

- قابل ادامه و تعقيب باشد.

- داراى جنبه انسانى- الهى باشد.

- وصول به آن متضمن فايده‏اى باشد، گِرِهى را باز كند، مشكلى را حل كند.

- هدف‏ها بايد با هم متباين، متضاد و متخالف نباشند.

بسيارند كسانى كه درياى معلومات ‏اند، اما به دليل آن كه‏ روش‏ هاى معلمى را نياموخته ‏اند، دانش آموزشان در كلاس يا چرت مى ‏زند يا كتاب داستان مى ‏خواند و يا اگر هم توجه كند چيزى نمى ‏فهمد.

روشن است كه با فراگيرى روش‏هايى كه تا به حال موفق شناخته شده‏ اند، موفقيت يك معلم، تضمين نخواهد شد. صرف داشتن اطلاع از فنون رانندگى، نمى ‏تواند موجب رانندگى شود.

در مورد مدّت تعليم به گونه ‏اى ثمر بخش و مطلوب، سه جنبه مطرح است:

جنبه فطرى و ذاتى‏

كثرت ممارست‏

و ذوق و علاقه‏

و بنابر اين به جز مسأله قدرت فطرى و ذاتى معلمى، بايستى به تخصص، دقت، وجدان كار، ابتكار، علاقه‏ مندى، تلاش، قدرت تحمل، ايمان و نيروى توكّل نيز توجه نمود.

پس ابتدا برخى ديگر از خصوصيات‏ يك معلم خوب را برمى ‏شماريم و سپس به پاره ‏اى از روش‏ها، اشاره خواهد رفت.

- تواضع علمى و اخلاقى: هر چه ميزان علم و ايمان يك فرد بيشتر باشد، ميزان فروتنى او بيشتر بايد باشد. كبر، صفت شيطان است و اولين‏ معصيتى كه در هستى صورت گرفت ... و معلمى كه مى‏ خواهد انسان‏ها را آموزش دهد خود نبايد تكبر داشته باشد.

- شهامت: از اين كه از امرى انتقاد كند نمى ‏ترسد و از اين كه از او انتقاد كنند هم نمى ‏ترسد.

- معلم مؤمن، متزلزل، بى ‏حال و كسل‏ نيست.

- معلم مؤمن، داراى‏ صبر و حوصله‏ است، از كار و تلاش زود خسته نمى‏ شود. از زير بار انجام وظايف، شانه خالى نمى ‏كند.

- معلم مؤمن، اعمال غرض‏ نمى ‏كند، حب و بغض شخصى او را از ميسر حق منحرف نمى ‏سازد. برخورد او با شاگرد از نوع عقده خالى كردن و انتقام گرفتن نيست. صرفاً به بيدار كردن دانش ‏آموز مى ‏انديشد، آن هم با توجه به توانايى و ظرفيت جسمى و روحى وى.

- در جنبه علمى و معلومات عمومى مورد نياز دانش ‏آموزان، در چارچوب زمان خود محدود نيست‏، بلكه مى ‏كوشد از گذشته نيز با خبر باشد و از حقايق تاريخى سر در آورد. از سوى ديگر او مى ‏كوشد تا از آخرين اطلاعات در زمينه و مسأله مورد نظر با خبر باشد، بدين سان، او هرگز از مطالعه و خواندن، فارغ نيست.

- مسائل را سرسرى نمى ‏بيند، به عبارت ديگر از كنارش نمى ‏گذرد، بلكه مى‏ كوشد آن را عميق ببيند.

- آزاد فكر و آزاد انديش است‏. از قيود پيش ساخته، پيش داورى ‏ها، اوهام و خرافات بركنار است.

- شخصيت زده و شخصيت پرست نيست، در برابر كسى‏ خود باختگى‏ ندارد. عنوان‏ هاى پرطمطراق او را از خود بى ‏خود نمى ‏كند، گول عناوين ظاهرى را نمى ‏خورد، زيرا شخصيت‏ها هر قدر بزرگ باشند، احتمال اشتباه درباره ‏شان از بين نمى‏ رود و در آن صورت اشتباه او هم به اندازه او بزرگ خواهد بود.

- ملاك تحقيق، حقيقت‏ است نه‏ شخصيت‏. حق‏ را به‏ شخص‏ نبايد سنجيد، بلكه‏ شخص را به حق بايد سنجيد.

- به خاطر خودخواهى ‏ها و نظارت شخصى، حق را پايمال نمى ‏كند.

اما روش‏ ها، بستگى به توانايى ‏هاى خود معلم، سنّ و ظرفيّت جسمى و روحى دانش ‏آموزان، شرايط و مقتضيات زمان و مكان و ... دارد، ولى به طور كلى مى ‏توان مسائلى از اين قبيل را مطرح كرد:

- بهترين شيوه آموزش، طرح سؤال‏ در ذهن دانش ‏آموز است. بايد شاگرد را از پل‏ شك‏، عبور داد و به‏ يقين‏ رسانيد. معلم بايستى فرصتى به شاگرد بدهد تا فكر كند و سپس به او كمك كند تا اندك اندك با اشاره ‏هاى معلم به جواب برسد.

- كنجكاوى‏ دانش ‏آموز را بايد برانگيخت، نه اين كه سركوب كرد.

- قدرت انتقاد از محصل گرفته نشود، آنگونه كه تصور كند دانش ‏آموز مطلوب در نظر معلم كسى است كه هرگز اعتراضى نكند و سخنى بر عليه او نگويد. بايد به شاگرد جرأت و فرصت و امكان‏ داد تا داورى خود را نسبت به مسائل بيان كند، نه اين كه قضاياى اجتماعى را مطابق سليقه معلم تحليل كند.

- معلم به محصل، صميمانه تفهيم كند كه غرض، كشف حقيقت‏ است اگر چه بر له يا عليه خود معلم يا شاگرد باشد. اظهار نظر دانش ‏آموز را جدى بگيرد و اهميت بدهد، گرچه غلط باشد تا او احساس كند كه هم قدرت نظر دادن دارد و هم حق آن را. شاگرد نبايد احساس كند كه معلم نسبت به حرف‏ها، حركات و خواسته ‏ها و زندگى او، بى ‏تفاوت است.

- معلم از متعلم بخواهد كه از او طلب استدلال‏ كند و برهان بخواهد، امام باقر (ع) به شاگردانش مى‏ فرمود: هرگاه سخنى به شما گفتم از من بپرسيد در كجاى قرآن است و از كجا استخراج شده است.

- مطالب معلم، بافته و زاييده‏ تخيل، قياس و تعميم‏ او نباشد.

- شخصيت‏ها و قهرمان‏ هاى مورد استناد در سخنان را آن چنان كه دوست دارد و خود مى ‏پسندد، معرفى نكند، آنچنان كه هستند، معرفى كند.

- مطالب، بر اساس‏ نظم فكرى‏ طرح شوند. نحوه شروع و نتيجه ‏گيرى براى خود معلم مشخص باشد.

- در بيان مطالب بر نقل قول و مسموعات تكيه نكند: همه دانشمندان عقيده دارند كه ... مورخان همه نوشته ‏اند كه ... كليه جامعه شناسان مى ‏گويند كه ... اين امر مورد قبول همه روانشاسان است كه ...

- در بيان مطالب‏ غلو يا به اصطلاح معمول، چاخان‏ نكند.

- معلم خوب، تنها زشتى ‏ها را نمى ‏بيند، بلكه‏ خوبى ‏ها و زيبايى ‏ها را هم در نظر دارد. اين كار مگسان است كه تنها روى جراحات، دمل‏ها و آلودگى ‏ها مى ‏نشيند.

- افكار و نظرات شخصى‏ را به جاى كسى قالب نمى ‏زند.

- در كار نمره دادن، عواطف‏ را دخالت نمى ‏دهد، مهر و كين، خشم و انتقام، او را از مسير منحرف نمى ‏سازد.

- ايمان و اعتقاد به مبدأ پاكى ‏ها، حساب‏رسى ‏ها، پاداش‏ها و كيفرها، اساسى ‏ترين امر در عدالت و عمل معلم است.

- و بالاخره كاش همه معلم‏هاى ما، به آن درجه از صميميت و ايمان و صداقت مى ‏رسيدند كه شاگرد را حقيقتاً همچون فرزند خود، همراه‏ خود و همگام‏ خود حس مى ‏كردند. درسشان زمزمه محبت بود.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: