استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

حقوق مسلم بر مسلم از دیدگاه امام صادق علیه‌السلام

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 23 / 10 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: از معرفت دینی تا حکومت دینی، ص38تا40.

معلّى بن خُنيس از امام صادق‏، از حق مسلم بر مسلم سؤال مى ‏كند و حضرت مى ‏فرمايد: اين حقوق هفت تاست. هر كس يكى از آن‏ها را ضايع كند از ولايت خدا خارج شده و ديگر در او سعى براى خدا نيست.

معلّى مى ‏پرسد اين حقوق چه هستند و امام صادق مى ‏فرمايد: من بر تو دلسوز هستم و مى‏ ترسم اين حقوق را ضايع كنى و حفظ ننمايى و عمل نكنى. معلّى مى ‏گويد: «لا قوة الا باللّه» و حضرت حقوق را مى ‏شمارند.

ساده‏ ترين‏ اين حقوق اين است كه براى او دوست داشته باشى آن‏چه براى خود مى ‏خواهى، و براى او نخواهى آن‏چه براى خودت نمى ‏پسندى

و حق دوم‏ اين كه از سخط دورى كنى و به دنبال رضا و خشنودى او باشى و امر او را اطاعت نمايى.

حق سوم‏ اين كه او را با جان و مال و زبان و دست و پاى خودت يارى كنى

و حق چهارم‏ اين كه چشم و راهنما و آيينه او باشى

و حق پنجم‏ اين كه تو سير نباشى او گرسنه بشود و تو سيراب نباشى و او تشنگى ببرد و تو نپوشى و او عريان بگردد

و حق ششم‏ اين كه اگر تو خادمى دارى و امكان دارى و برادر تو خادمى ندارد، پس خادم خود را براى او آماده كنى تا لباسش را بشويد و غذايش را بسازد و فراش او را آماده سازد

و حق هفتم‏ اين كه تعهدات او را به عهده بگيرى و دعوتش را اجابت كنى و بيمارش را عيادت نمايى و بر جنازه ‏اش حاضر باشى و اگر فهميدى كه نيازى دارد و حاجتى دارد، براى انجامش بشتابى و او را مجبور به سؤال ننمايى. اگر اين كارها را انجام دادى، «وَصَلَت وِلايَتُكَ بِوِلايَتِه وَ وِلايَتَهُ بِوِلايَتِكَ»؛ ولايت خود را با ولايت او پيوند زده ‏اى.[1]

و در حديث ديگرى آمده است كه اگر در نزد برادرت اظهار ناراحتى‏ كنى و بگويى افّ، يعنى ناراحتم، رابطه ولايتى شما بريده مى ‏شود. «انْقَطَعَ ما بَيْنَهُما مِنَ الْوِلايَة» و يا «لَيْسَ بَيْنَهُما وِلايَةٌ».[2]

... در سوره انفال آمده‏ «الّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةً فِى الْارْض وَ فسادٌ كَبيرٌ»:[3] اگر در برابر ولايت‏هاى كفر و پيوندهاى آنان شما به اين پيوند ولايت و نصرت روى نياوريد و اين ارتباط را عملى نكنيد، در زمين فتنه ‏ها تحقق مى‏ يابد و فساد كبير، ثبات مى ‏گيرد. روى آوردن به ولايت و نصرت، فتنه‏ و فساد را برطرف مى ‏سازد. فتنه‏ در انسان بلاء و آزمايش اوست و در زمين درگيرى‏ ها و خون‏ريزى ‏هاست و فساد به هم ريختن نظام و چشم پوشى از مصالح عمومى و كلى است: مصالح عمومى‏، در جامعه و مصالح كلى‏ در جهان.

آن‏چه در برابر كفر و فتنه و فساد آن، نيرومند مى ‏ايستد، ايمانى است كه به قدرت تبديل شده و به محبت و ولايت و به سرپرستى و ولايت گره خورده است. مادام كه ايمان به ولايت مبدل نشود، نيروى جلوگير و مصلح نخواهد بود.

اگر ما چهار نفر هر كدام از ليوان خودش دفاع و حفاظت كند، پس هر ليوان يك محافظ بيشتر نخواهد داشت؛ اما اگر هركس از همه‏ ليوان‏ها حفاظت نمايد، پس هر ليوان چهار محافظ خواهد داشت و هر خانه و هر فرزند و هر خانواده محافظهاى زيادترى خواهند داشت. و همين باعث قدرت تو و ترس دشمن و نگه‏دارى از مصالح عمومى و كلى خواهد بود.



[1]. اصول كافى، ج 2، ص 169، ح 2.

[2]. اصول كافى، ج 2، ص 170 و ص 171، ح 5 و ح 7.

[3]. انفال، 73.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: