استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

شهادت امام عسکری و آغاز دوره غیبت

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 10 / 10 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

با شهادت امام عسكرى‏، دوره غيبت فرا مى ‏رسد. غيبت در هنگامى است كه طرح مذهب ريخته شد و احاديث در صورت اصول و جوامع، نگهدارى شده‏ اند و معيار شناسايى احاديث و تهذيب دسيسه‏ ها به واسطه حضرت رضا و جواد و هادى و عسكرى‏ عليهم السلام به دست آمده، همان طور كه شيوخ و وجوه و رجالى تربيت شده ‏اند و كارگشاى حوادث هستند، حضور حجت احتياج به بلوغى دارد كه هنوز حاصل نشده و زمينه ‏اى مى ‏خواهد كه هنوز فراهم نگشته، پس به طور طبيعى غيبت شروع مى ‏شود.

حفظ اسلام و رهبرى مسلمان‏ها، از وظايف امام است. حفاظت مذهب و نگهدارى از طرح بنيادى آن تا زمان امام عسكرى انجام شده و اصول كلى القا گرديده است. مى ‏ماند رهبرى مسلمان‏ها كه آن هم احتياج به آمادگى بيشتر و زمينه بيشتر دارد. اگر توانستند كه اين زمينه را فراهم كنند، غيبت، به ظهور مى ‏پيوندد وگرنه ظلم مملو و تجربه بن ‏بست‏ها، زمينه‏ ساز قسط كامل خواهد شد.

حدود هفتاد سال‏ نواب اربعه و نيابت خاصّه‏ كارگشا بود و سپس‏ نيابت عامه و يا ولايت فقيه‏ راهگشاى حوادث گرديد. و اين ولايت گذشته از شئون معصوم،[1] عهده ‏دار زمينه‏ سازى و دعوت و تربيت افراد و سازمان‏ دادن به آن‏هاست. و در صورتي كه مردم آمادگى داشته باشند و پشتيبانى كنند، ولايت و رهبرى‏ با فقهاست، كه نمى‏ توان كنار نشست و به نظارت پرداخت. به اندازه ‏اى‏ كه مردم مى‏ پذيرند و تحمل مى‏ كنند، حجت بر فقيه تمام مى‏ شود كه عهده‏ دار شود و رهبرى كند. «لولا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوجُودِ النّاصِرِ لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها وَ لَسَقَيْتُ آخِرِها بِكاْسِ اوَّلِها».[2]

آنجا كه پذيرش جهانى براى حكومت مهدى نيست، نمى ‏توان از پذيرش‏هاى مقطعى و منطقه ‏اى چشم پوشيد، بلكه بايد از اين امكان استفاده كرد و به زمينه ‏هاى بيشتر و گسترده‏ تر دست يافت.

ولى نمى‏ توان در اين مراحل به خويشتن دعوت كرد و از معصوم چشم پوشيد، كه دعوت به خويشتن و بالابردن پرچم و استقلال در حكومت، همان طاغوت تراشى و حمايت و دعوت به طاغوت است كه در روايات آمده:

«كل رايَةٍ تُرْفَع قَبْلَ قِيامِ الْقائِمِ فَصاحِبُها طاغُوت ...»[3]

هر پرچمى و هر دعوت مستقلى پيش از قيام قائم دعوت طاغوت است و باطل است.

و همين است كه‏ ملاك‏ انتخاب حاكم و هدف‏ حكومت و نوع و شكل‏ حكومت تغيير نمى ‏كند و كار به مردم واگذار نمى ‏شود. ملاك انتخاب حاكم آزادى از جذبه‏ ها و آگاهى به تمامى آداب و احكام و به تمام راه تا ملكوت خداست. و جامع اين آزادى و آگاهى همان عصمت است‏ كه جز با انتخاب واشاره وحى امكان ندارد چون مردم به دل‏ها آگاه نيستند و از آينده خبر ندارند.[4]

 

 



[1] اين گونه طرح بحث مفيدتر و گارگشاتر از بحث در ادله ولايت فقيه است كه آيا تمام شئون را اثبات مى ‏كند يا خير؛ چون بر فرض قبول و تسليم، كار فقيه در دوره غيبت بالاتر از معصوم و زيادتر از او نيست و چون كه او كنار گرفته و عهده ‏دار نشده پس معلوم مى ‏شود كه فقيه هم نبايد عهده ‏دار شود و كارى بكند. ولى با اين بيان، كار زمينه سازى و دعوت و تربيت و تشكيلات، به عهده فقيه هست؛ چون اوست كه دراين دوره، مرجع در حوادث و رويدادها معرفى شده و نمى ‏تواند از معارف و تربيت اسلامى چشم بپوشد و نمى‏ تواند تربيت شده ‏ها را رها كند و بكار نگمارد و نمى ‏تواند همراه قدرت و توانایى و كمك و پشتيبانى مردم، كار را به پفيوزهاى داخلى و خارجى بسپارد. و به نظارت و امر به معروف ونهى از منكر مشغول شود. و براى اين تحليل از ولايت فقيه مى‏ توان به دليل امور حسبه و به عقل و به بناء العقلاء و به روايات ارجاع و روايات عدم تعطيل احكام( حلال محمد حلال و حرامه حرام)، استدلال كرد.

[2] نهج البلاغه‏ى صبحى صالح، خ 3.

[3] كافى، ج 8، ص 295.

[4] صفايى حائرى، على، درسهايى از انقلاب (تقيه)، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: اول، 1382 ه.ش.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: