استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

زندگی بهتر از منظر امام رضا علیه السلام

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 01 / 10 / 1393

موضوع: اقتباس از آثار استاد

منبع: درسهايى از انقلاب (تقيه)، ص: 103

در كلام كوتاهى از حضرت رضا (ع)[1] نكته ‏اى است كه بايد شعور و غيرت‏ را بلرزاند و حركت بدهد. حضرت به على بن شعيب مى ‏فرمايد:  «يابن شُعَيْب ارَايْتَ مَنْ احْسَن النّاسِ عيشةً»؛ پسر شعيب مى ‏دانى چه كسى زندگى بهتر را دارد؟

در برابر اين سؤال هر كس جوابى خواهد داشت. چه در بعد مادى و چه معنوى، زندگى بهتر زندگى همراه ايمان، همراه رضا، همراه يقين، همراه قرب خداست. و يا اين كه بهتر در اطاعت و تقوى و اجابت دستور حق است و يا اين كه زندگى بهتر در ثروت زياد و قدرت زياد و لذت زياد و ... است.

حضرت به هيچ كدام از اين دو گونه جواب نمى ‏پردازد و پس از واگذارى شعيب و اين كه شما آگاه ‏تريد مى ‏فرمايد:

«مَنْ‏ حَسُنَ‏ عَيْشُ‏ النَّاسِ‏ فى‏ عَيْشِهِ‏»

 زندگى بهتر زندگى كسانى است كه ديگران، در زندگى آن‏ها به خوبى رسيده ‏اند و خوبى ديگران در باغ دست ‏هاى آن‏ها روييده است. زندگى مادى و معنوى تو اگر با توليد و تكثير تو همراه نباشد، بر تو وبال مى ‏شود. در زندگى مادى اگر تو بهترين‏ها را براى خودت جمع كنى و لذت و قدرت و ثروت را براى خودت بخواهى و به ديگران نرسى و پول را نپاشى و پخش نكنى، حتما منتظر باش كه حسادت‏ها و دشمنى ‏ها و چشم‏ها و دست‏ها در آشكار و پنهان، مزاحمت بشوند. و از دست و دل و دماغت بيرون بياورند، كه تا پول را نپاشى و نكارى پولى برداشت نمى‏ كنى.

و در زندگى معنوى هم اگر تو در خوبى خودت غرق بشوى و ديگران در زندگى ايمانى و تقوايى و در يقين و رضا و قرب تو سهمى نگيرند و زندگى آن‏ها در زندگى تو شكل نگيرد، حتما تو در غربت و تنهايى خودت محاصره خواهى شد و از دست خواهى رفت.

با اين توضيح به بحث سابق باز مى ‏گرديم كه هر تاجر يهودى سعى مى‏ كرد كه شاگرد خودش را تاجرى مسلط بار بياورد و رموز و فنون را به او بياموزد. چيزى نمى ‏گذشت كه بازار مسلمين مسخر همين يهوديان تازه پا مى ‏شد كه در زندگى آن‏ها زندگى ديگران شكل گرفته بود و از خوبى آن‏ها ديگران هم به نوايى رسيده بودند. اما تاجر مسلمان شاگردانش را عقب نگه مى ‏داشت كه رقيب آينده ‏اش نشوند و كنار مى ‏گذاشت كه از دستش بيرون نروند و در نتيجه اين تاجر مسلمان از دو طرف محاصره مى ‏شد؛ از خارج در برابر رقيب‏هاى يهودى و از داخل در برابر كارشكنى شاگردش كه مى ‏فهميد استاد كم او مى ‏گذارد و زياد بارش مى‏ كند. و اين بود كه زندگى بهتر مادى و يا معنوى را كسى مى ‏برد كه توليدى كرده بود و در تنهايى و غربت و در اقليت خود رمز تكثير و زايندگى وسازندگى راه يافته بود. و اين نقش تقيّه را شناخته بود كه با نيروى كم اگر پراكنده بشوى از پاى در مى ‏آيى و جذب مى ‏شوى اما اگر جمع شدى و مواضع و مفاتيح را شناختى و آرام به تسخير آن پرداختى جذب مى ‏كنى و مسلط مى ‏شوى و بر همان‏ها كه در ظاهر ارباب تو بودند حكم مى‏ رانى، چرا كه كليد درهاى بسته در دست توست. و بزنگاه ‏ها و مواضع قدرت مسخر توست.

و اين همان رمزى است كه معصوم وادار مى ‏كند تا كارها را به فرزندان و غلامانت بسپارى و خود با دست خالى و نظارت و مديريت به دنبال كارهاى بزرگتر باشى.[2] و خيال نكنى كه احتياج ندارى، پس كار كم بكنى، كه چون محتاجى هست بايد بكوشى.[3] اگر سرمايه دار آمريكايى را موتور حرص و طمعش به كار مى ‏اندازد كه دنيا را در تيول خود بياورد، مؤمن بيدار را، نيار نيازمندان به كار مى ‏اندازد. و مادام كه زمين بى ‏بار و كوير مرده و حيوان بى ‏حاصل و انسان نيازمندى هست آرام نمى ‏نشيند كه شنيده‏ «انَّكُمّ لَمَسْئُولُون حتّى عَنِ البقاع و البَهائِم».[4] و شنيده‏ «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم».[5] و در برابر اين مسئوليت بى ‏آرام است و پركار. و كارها را به ديگران وا مى ‏گذارد تا كارهاى بزرگتر را به دست بياورد. در حالى كه بهره ‏ى بزرگتر را در احسان و انفاق و ايثارش مى ‏شناسد. نه در جمع و كنز و احتكار و اسرافش. و در حالى كه افتخار را در سعى و كوشش مى‏ جويد نه در نوع كار و پست و مقام و عنوانش.



[1]  تحف العقول، ص 448، كلمات قصار حضرت رضا( ع) و غررالحكم آمدى، ص 445، ح 10166

[2]  وسائل، جلد كتاب متاجر

[3]  وسائل، جلد كتاب متاجر

[4]  نهج البلاغه ‏ى صبحى صالح، خ 167، ص 242

[5]  تكاثر، آخر

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: