استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

عيش تمام

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی ارسنجانی

تاریخ ثبت: 26 / 06 / 1393

موضوع: سیره عملی استاد

منبع: رد پای نور، ص 269

سر تو گوش بغل دستى‌ام كردم و پرسيدم: اين بابا كيه؟!

با بالا انداختن شانه‌ها به من فهماند كه نمى‌داند.

زير چشمى در چهره‌اش نگاه مى‌كردم و با تخيلاتم ور مى‌رفتم كه زنگ همراهش به صدا در آمد.

وقتى شروع به جواب دادن كرد فهميدم براى سؤال و شبهه اى كه داشته پيش حاج شيخ آمده تا جواب بگيرد.

حاج شيخ با ظرف ميوه وارد شد و شروع به صحبت كردند.

از حرف‌ها چيز زيادى متوجه نمى‌شدم ولى همين قدر مى‌فهميدم كه حاج شيخ مسأله را خيلى كش نداده و معمولاً سؤال‌ها را با سؤال جواب مى‌دهد.

او بعد از ساعتى صحبت از حاج شيخ تشكر كرد و رفت.

اين گونه افراد در مدتى كه با ايشان بوديم زياد مراجعه مى‌كردند و خيلى‌ها بعد از جواب گرفتن، با ما از عظمت علمى حاج آقا مى‌گفتند كه: شما كنار اقيانوسى از علم هستيد، قدرشون رو بدونيد و از ايشون بيشتر استفاده ببريد.

بعد از مدتى با خودم گفتم: خيلى از اين‌هايى كه به اينجا مراجعه مى‌كنند و از حاج آقا استفاده مى‌كنند، كيلومترها راه رو پشت سر گذاشته‌اند و به قول خودشون اومده‌اند يك ساعت كمال استفاده را ببرند و بروند، ولى ما كه الان چند ماهه تو خونه ايشان زندگى مى‌كنيم، به اين فكر نيستيم.

به همين دليل خدمتشان رسيدم و از ايشان خواستم يكى از كتاب‌هايشان را به من معرفى كنند تا با مطالعه آن، به جريان فكرى ايشان آگاه و بهره بيشترى ببرم.

با طرح اين سؤال بود كه با جوابى عجيب از ايشان روبه رو شدم.

ايشان فرمودند: احتياجى نيست كتاب‌هاى منو بخونى، تو اگه به مطالعه نوشته‌هاى ديگران بپردازى برات بهتره.

من كه با شنيدن اين جواب يكه خورده بودم، ادامه دادم: به نظر شما از چه كتاب‌هايى شروع كنم بهتره؟

حاج آقا با اشاره به بعضى كتاب‌ها مثل تاريخ ويل دورانت، سير حكمت در اروپا و يكى دو كتاب ديگر، ادامه دادند:

تو مى‌بايد به سيرى از تاريخ جهان و نوشته‌هايى كه در اين زمينه است از زمانى كه جهان پيدايش خود رو شروع مى‌كنه و اون وقت كه دود بوده و نظريه‌هاى مختلف و در ادامه، به جريانى از تاريخ تمدن جهان دست پيدا كنى ...

از آنجا كه من خيلى دوست داشتم به سير جريان فكرى خود ايشان آگاهى بيشترى پيدا كنم، شنيدن اين جواب برام عجيب و در عين حال سؤال برانگيز بود.

چند ماهى از اين جريان نگذشته بود كه يكى از دوستان به من اين پيشنهاد را داد كه تعدادى از نوارهاى سخنرانى استاد را پياده و در مقابل، مبلغى هم به عنوان حق الزحمه دريافت كنم.

من از اين پيشنهاد استقبال و كار را شروع كردم.

از آنجا كه صحبت‌هاى زيادى از سنگينىِ اين مباحث مطرح بود، من علاوه بر پياده كردن سخنرانى‌ها، در مطالب آن نيز دقت مى‌كردم تا مباحث را خوب بفهمم و با يك تير دو نشان زده باشم.

اما با شنيدن صحبت‌هاى حاج آقا بود كه مى‌ديدم بحث‌ها بسيار روان و بر خلاف آنچه دوستان مى‌گويند، كاملا قابل فهم است.

اين جريان به قدرى طبيعى بود كه حتى برخى مواقع با شنيدن يك بحث، در ذهن خودم مثالى تداعى مى‌شد كه مى‌ديدم ايشان هم در ادامه يا همان مثال و يا چيزى شبيه آن را بر زبان مى‌آورد.

بعد از اين اتفاق بود كه كنجكاو شدم و با مراجعه به چند كتاب از ايشان ديدم كتاب‌ها نيز از روشنى و بداهت برخوردار و پيچيدگى‌اى در آن ديده نمى‌شه.

پس از مدتى در محفلى كه با مرحوم پدرم ـكه از شاگردان حاج شيخ بودـ نشسته بوديم از ايشان پرسيدم: چرا آقاى صفايى مرا از خوندن كتاب‌هاش منع كرد؟

من كه با خوندن كتاب‌هاى ايشان به مشكلى برنمى‌خوردم و اون‌ها را خوب مى‌فهميدم؟

مرحوم پدر به من جواب دادند كه: اين روش ايشون بود كه ذهن و فكر افراد را به قول خودش به آب نمى‌بست و در عوض تو رو با قرار دادن در متن جريان زندگى‌اش، با نوع زندگى و روش تربيتى‌اى كه داشت، بارور مى‌كرد.

اگر تو مى‌بينى كه مطالب رو مى‌فهمى، نه به اين دليله كه از اول اين جورى بودى بلكه از اونجاست كه مدت‌ها با ايشون زندگى و انس پيدا كردى؛ نوشته‌هاى ايشون چيزى جز منش و روش زندگى‌شون نيست و تو با نگاه به صفحات كتاب انگار دارى تجربيات زندگى با ايشون رو مرور مى‌كنى.

 

محمّد جان! دين، با روش تربيتى رسول آغاز مى‌شود و به نظام فكرى و معرفتى اسلام و... منتهى مى‌شود. «نامه‌هاى بلوغ، ص: 37»

 

«زندگى تمام» زندگى است كه زاينده و سازنده است و ديگران از وجود او بهره‌مند هستند: «من حسن معاش غيره فى معاشه»... عيش تمام، به بيان حضرت رضا(ع)، آن نيست كه قدرت و ثروت و يا ايمان و تقوا داشته باشى. بلكه اين است كه در زندگى مادّى و معنوى و در وسعت وجود تو، ديگران بهره‌مند و بارور شوند.

«زندگىِ تمام، زندگى زاينده و سازنده است.» «نامه‌هاى بلوغ، ص : 126»

 

مربى آگاه آن نيست كه به جاى افراد فكر بكند و استدلال كند و بفهمد و ببيند. مربى آگاه كسى است كه چشم افراد را باز مى‌كند و پرده‌ها را كنار مى‌زند و فكر را حركت مى‌دهد تا افراد استدلال‌ها را بيابند و بفهمند و زيبايى‌ها را ببينند. در اين‌صورت استدلال‌ها مستقيمآ دريافت شده‌اند و بدون سنگينى، در فكر هضم گرديده‌اند. و در ضمن، شخصيت افراد و استقلال آن‌ها مجروح نگرديده است.

«مسئوليت و سازندگى، ص: 88»

 

مؤمن، بارهايش توشه‌هاى راه درازش هستند. دوستى و دشمنى، رفت و آمد، مهمانى و ميزبانى او، همه و همه با اين ديد همراه است. او مى‌كوشد كه تمام كارهايش يك كار باشد. او مى‌خواهد كه تمام كارهايش‌يك كار بشود... «مسئوليت و سازندگى، ص: 338»

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: