استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

حکومت اسلامی و تعلیم وتربیت (3)

مؤلف: ابراهیم طهماسبی

تاریخ ثبت: 26 / 03 / 1393

موضوع: مقالات ارسال شده برای همایش

 6- جایگاه تعلیم و تربیت در حکومت اسلامی و نقش حکومت اسلامی در تعلیم و تربیت

 خداوند در اولین آیات وحی می فرماید: «اقر باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقراء و ربک الکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم: بخوان بنام پروردگارت که (جهان را) آفرید (همان کس که) انسان را از خون بسته ا ی خلق کرد بخوان پروردگارت را (که از همه) بزر گواتر است. همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود. و به انسان آنچه را که نمی دانست یاد داد» [1]. خداوند بعد از نعمت خلقت و حیات که بالاترین نعمت است، نعمت علم را یاد آور می شود و این خود بهترین شاهد و عنایت فوق العاده به علم و تعلیم است و پیامبر (ص) می فرماید: «بالتعلیم ارسلت: من برای نشر دانش فرستاده شده ام [2]». در آیه دوم سوره مبارکه جمعه  خداوند حکیم پیامبر را این چنین معرفی می نماید: «و یعلهم  الکتاب و الحکمه». با این بیان، جایگاه تعلیم و تربیت و نقش رسول (ص) را در تعلیم و تربیت گوشزد می فرماید، تا جایی که رسول خدا را به عنوان مربی و معلم معرفی می فرماید حتی بالاتر، خود خداوند خود را به عنوان مربی بزرگ آفرینش معرفی می فرماید که در سوره حمد این چنین آمده: الحمد الله رب العالیمن» و نفرمود الحمد الله خالق العالمین یا رازق العالمین و به قول استاد بزرگوار، یک مدرس و معلم قبل از اینکه مدرس و معلم باشد، باید یک مربی باشد تا آن علم و درس جهت پیدا کند و این وظیفه سنگین و خطیر حکومت اسلامی و نقش او در تعلیم و تربیت است. پس باید هم علم را شناخت و هم تربیت را و هم حد علم را و هم حد تربیت را. لذا بعضی از علمها واجب عینی است بر انسان مانند معرفة الله و شناخت خداوند و یا آن مقدار علمی که مقدمه ایمان است یا از شرایط ایمان است چون ایمان گرایش از روی علم است نه از روی تقلید؛ لذا پیامبر(ص) گرامی فرمود: «طلب العلم فریضته علی کل مسلم» این نوع علمها است. مسلم در اینجا مقابل مسلمه نیست چون در مقابل مونث قرار نگرفته است این صیغه مذکر معنای عام دارد مانند «هل یسوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» که عام است. حتی تزکیه بدون علم نیست و از لحاظ تربیتی آنچه در زمنیه کسب علم و دانش اهمیت دارد نحوه آموزش و کسب علم است؛ باید به نحوی باشد که تغییری در طرز تفکر و عادت فرد به وجود آورد لذا از حضرت امیر نقل شده: « لا علم کالتفکر» که روح تحقیق را در فرد زنده کند. تربیت را هم باید شناخت؛ تربیت عبارت است از پرورش دادن یعنی به فعلیت در آوردن استعدادهای درونی که در یک شی هست. لذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاهان و حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر اینها به کار رود مجاز است. لذا تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد یعنی تابع و پیرو خلقت و سرشت آن شی باشد. اگر بخواهد یک شی شکوفا شود و استعدادهایش بروز کند باید کوشش کرد همان استعداد هایی که در او است بروز کند و از همین جا معلوم می شود که ترس و ارعاب و تهدید در انسانها عامل تربیت نیستند. تربیت یعنی پرورش دادن و هیچ انسانی را از راه زور و ترساندن نمی شود پرورش داد همانطور که یک غنچه گل را نمی توان به زور به صورت گل در آورد[3]. اما نظر استاد و شاه بیت غزل استاد در نظام تربیتی در اسلام و نقش حکومت اسلامی در تعلیم و تربیت. استاد در نوشته های خود و روش تربیتی خود ناظر است به انواع روش های تربیتی از گذشتگان تا کنون از معراج السعاده مرحوم ملا احمد نراقی گرفته تا اخلاق ناصری خواجه نصیر الدین طوسی و سایر روشهای تربیتی در اسلام و این مطلب را استاد در یک بیان شفاهی می فرمودند: موضوع تربیت، انسان است. باید انسان را شناخت تا تربیت معلوم شود. خود استاد این آیه شریفه را مطرح می کند: «الذین خسرو انفسهم فهم لایومنون: کسانی که خود را گم کرده اند و نشناخته اند ایمان هم نمی آورند [4]. ایشان می فرمودند همه به نحوی می توانند این نقش تربیتی را داشته باشند حتی بقال قبل از آنکه جنس را در پاکت بریزد می تواند با تذکر و یادآوری، نقش تربیتی داشته باشد و لذا استاد در کتاب بررسی بیانش این بود که حاکم، خود آموزگار زندگی است و باید حکومت و حاکمیت در تمام سطوحش این نقش الهی و هدایتی و تربیتی را ایفا کند و استاد نظام تربیتی را در تمام نظام ها مقدم می داند آنهم تربیتی که با روش رسول و برخورد رسول و هدایت او آغاز می شود و انسان را خاک به بالاتر از افلاک می رساند. این رسول است که با تلاوت آیه ها و باذکر، تزکیه و آزادی و سپس آموزش، تعلیم کتاب و حکمت را به عهده دارد و با برخورد همراه با حکمت و محبت انسانها را در میسر راه نور و هدایت قرار می دهد و در فرازی از کتاب معرفت دینی بیانشان این است که اگر هدف رسالت و هدف حکومتهای دینی را تسلط و قدرت و یا اصلاح و تحول آدمها ارزیابی کنیم می توانیم بگویم همیشه متزلزل بوده است و با بدعت و انحراف و ارزیابی می شده اند و می توانیم بگوییم آدم ها آنها را نپذیرفتند و از گندم ری و تهدید قدرت ها الهام می‌گرفتند. اما اگر هدف ایجاد زمینه تحول و امکان انتخاب و اتخاذ باشد، آنها موفق بوده اند چون نجدین را و هر دو راه حق و باطل و خوبی و بدی را مشخص کرده اند و انگیزه ها و موانع را مشخص کرده اند و امکان انتخاب و راه سلوک را فراهم ساخته اند: « انا هدایناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا[5]. پس از این هدایت می ماند مسئله شکر و کفر آدمی و انتخاب یا چشم پوشی او که البته بحث های زیادی مطرح است چه در زمینه های بینش تربیتی از قبیل مفهوم شناسی، موقعیت شناسی، هدایت شناسی، نیاز شناسی، رفتار شناسی، اصول کلی متغییر نیاز - و چه در زمینه پرورش اخلاق از قبیل اهداف پرورشی و اجرای این اهداف و چه در زمینه تحول تربیتی و چه در زمینه تهاجم فرهنگی و نحوی مقابله با آن که از این مجال خارج است .

7- ابزارهای حکومت اسلامی جهت تعلیم و تربیت

 آموزش و پرورش، مطبوعات، حوزه های علمیه، مساجد، صدا و سیما، سینما و تئاتر و سایر مراکز فرهنگی و تبلیغی و همچنین می توان از اندیشه های تابناک استاد و سایر بزرگان کمک گرفت که این مراکز نقش تربیتی و هدایتی خود را با حکمت و درایت ایفا کنند .

8- وظیفه حکومت اسلامی در ایجاد زمینه برای انتخاب خوبی ها و دفع موانع

 پس از آنکه خداوند توسط انبیاء مردم را به راه حق هدایت کرد و راه حق را از راه باطل باز شناساند تا آنان با شناخت و معرفت صحیح البته با انتخاب آزادانه خود راه هدایت را برگزیند، گروهی مستکبر و منفعت طلب که با سوء استفاده از جهل و نادانی مردم، سرمایه ها ی انبوهی فراهم ساخته‌اند و دعوت انبیاء را مانع بزرگی در برابر اهداف و منافع شیطانی خود می‌بیندند، به مبارزه برخاستند و بر می خیزند. خداوند دستور می دهد: « قاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون: با پیشوایان کفر پیکار کنید چون پیمانی ندارند شاید ( با شدت عمل) دست بردارند و آنها سنگ راه هستند باید برداشته شوند[6]. اما بیان استاد این است که اسلام روشن گری می کند و در تاریکی شعله می افروزد و راه ضلالت و هدایت را  نشان میدهد و در این مرحله هر کس آزاد انتخاب کند و حرف خود را بزند و متاع خویش را عرضه کند پس از این مرحله، مرحله صف و دسته بندی فرا میر سد و رهبر می کوشد که منافقهای بی شکل را شکل بدهد تا موضع آنها را مشخص کند. پس از مرحله جبهه بندی، موضع گیری شروع می شود چون این دو جبهه امکان سازش ندارد. در این مرحله درگیری و قتال حتمی است و مادامی که این جبهه بندی انجام نشده باشد حق درگیری و قتال نیست که حضرت امیر (ع) در جنگ صفین آنقدر طول داد که یارانش خسته شدند ولی امام از شروع خودداری کرد و حتی حضرت امیر را به خاطر آزاد گذاشتن طلحه و زبیر ملامت کردند که سیاست ندارد. این اسلام است با این همه آزادی سیاسی و این حکومت اسلامی. و روش رسول است که با آنها راه که را انتخاب کرده اند در برابر آنها که سنگ راه شدند ایستاده است [7]

9-  نقش رسول به عنوان رئیس حکومت اسلامی در تربیت افراد و وظیفه امروز حکومت اسلامی در تعلیم و تربیت و اندیشه های استاد

«لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلهم الکتاب و الحکمه: خداوند بر مومنان منت گزارد (نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از جنس خودشان بر انگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد [8]. گرچه پیش از این در گمراهی بودند این مربی بزرگ را رب العالمین مبعوث فرمود و این رسول رحمت و هدایت را با حلم بی مانندش و با خلق و خوی بی نظیرش (انک لعلی خلق عظیم) [9] و با آن شرح صدر مثال زدنیش( الم نشره لک صدرک [10]) و با آن مهربانی و عطوفتش ( بالمومنین رحیم رئوف)[11] و با آن برخودهای حساب شده و مناسب خود و با آن نسخه شفا بخشش یعنی قرآن کریم و با آن زهد و آزادی از قید های  دنیای فانی توانست جانهای تشنه را سیراب کند و در کویر دلها بذر محبت الهی و بذر اخوت و برادری و عدالت و انسانیت را بکارد و انسان های بزرگ تر از این دنیا را برای تربیت جوامع بشری آماده سازد که در راس همه حضرت امیر (ع) است و توانست بشریتی را که در لب پرتگاه جهل و خود پرستی و زبونی بود ( و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها ) [12] نجات دهد و وظیفه امروز حکومت اسلامی در تمام سطوح حاکمیت باید وظیفه تربیتی و هدایتی باشد. بارها استاد می فرمودند که ما باید قرآن را با زبان نو به نسل نو منتقل کنیم و اظهار می داشتند که برخوردهای ما باید برخورد اصلاحی و تربیتی باشد نه برخورد حذفی. باید روش نبی مکرم اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) را شناخت که روش تربیتی و هدایتی آنها چه بوده آنها، را کشف و استخراج کرد و با قول و عمل در آن مسیر حرکت کرد.

جائت سُلیماَنَ یومَ العیدِ غُبّرةً              اَتت بِفخذِ جَراد کان فی فیها

تَرنَمت بِفصیِح القولِ وَ اِعتذرت               اِنَّ الِهدایا عَلی مِقدارِ مُهدِیها

(فی اول به معنای در است و فی دوم به معنای دهان می باشد)

به نزد سلیمان آمد در روز عید پرنده ای تاج به سر ( هدهد) در حالی که ران ملخی در دهان او بود و نغمه سرایی کرد و عذرخواهی کرد که هدیه ها به اندازه هدیه کننده است. این هم ران ملخی هدیه به روح بلند مرحوم استاد و همه خدمت گزاران مکتب مقدس اهلبیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم.

به امید روزی که همه ما در تحت پرچم پر افتخار حضرت مهدی (عج) قرار بگیریم و شاهد حکومت الهی او باشیم .



[1] علق ایه 1 الی 4

[2] بهار جلد 1 ص 206

[3] تعلیم و تربیت در اسلام استاد شهید مطهری گفتار سوم

[4] - انعام 12

[5] انسان 3

[6] توبه 12

[7] روش نقد جلد دوم استاد صفائی

[8] 164 آل عمران

[9] قلم 4

[10] انشراح 1

[11] توبه 128

[12] 103 آل عمران

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: