استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

این بی‌نشانی نشان چیست؟

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 24 / 12 / 1392

موضوع: اقتباس از آثار استاد

من مى ‏خواهم از دو شكل حمايت فاطمه (س) خلاصه‏ اى بياورم: يكى حمايت‏هاى تاريخى و فراموش شده و توجيه شده و ديگرى حمايت‏هاى زنده كه تا امروز رسا و گوياست.
كوچه ‏هاى سرد مدينه و خانه ‏هاى بى ‏بار انصار و در كوبه ‏هاى مكرر و سرهاى ذليل و زبان‏هاى بسته، گواه فاطمه (س) است، همانطور كه ديوار مسجد و شعله‏ى سركش و در سوخته و پهلوى شكسته و فرزند در خون نشسته، به شهادت ايستاده ‏اند. ولى مى ‏توان از اين شهادت و گواهى، خاموش گذشت و يا آن‏ها را توجيه كرد؛ كه گلايه از دوست بوده و شكايت از حبيب و بقيه پرگويى رافضى و آتش افروزى خارجى است. «2»
اما شكل دوم حمايت فاطمه (س)، قبر پنهان و كلام گويا و فرياد سنگين اوست؛ كه از گذشته تا امروز را پركرده ‏اند و در تمامى محكمه ‏ها به گواهى ايستاده‏ اند و به شهادت زبان باز دارند.
رسول خدا، تنها يك يادگار دارد؛ كه سيدة النساء است، كه بضعة الرسول است، كه ام ابيها ست؛ كه محبوب خداست. و رضا و سخط خدا به رضا و سخط او گره خورده است. «3» و همين نشان مى‏ دهد كه او جز رضايت و سخط خدا، رضايت و سخطى ندارد. و از هرگونه انگيزه دنيايى و نفسانى و شيطانى جداست و همين نشان مى ‏دهد كه معصوم است و صادق است و ذوالشهادت است.
اين يادگار رسول در جوانى- نمى‏ گوييم مظلوم و مقتول- كه لااقل به گونه ‏اى مرموز و مجهول در خاك رفته و حتى از قبر او هيچ نشانى نمانده. و معلوم نيست كه در مسجد است، كه در كنار رسول (ص) است، كه در بقيع است! اين بى ‏نشانى، نشان چيست؟
آيا نشان قهر فاطمه (س) و دنيا طلبى فاطمه (س) و زياده خواهى فاطمه (س) است؟
اين از چه حكايت مى‏ كند؟ از تجاوز فاطمه (س) و از عدالت و قاطعيت خلفاء، كه حتى بر زياده‏ طلبى‏هاى تنها يادگار رسول (ص) شمشير مى‏ كشند و بر بازوى او مثل دُمْلُج «4» مى‏ گذارند و آتش مى‏ افروزند و خانه را مى ‏سوزانند، حتى اگر فاطمه (س) در آن باشد ... «5»
آن‏ها كه بر تجاوز خالد و قتل و فتنه و زناى او نياشفتند «6» و آن‏ها كه بر چپاول معاويه در شام آن هم به مدت بيست سال چشم فرو بستند، آن هم در هنگامى كه ابوهريره و الاغ لخت او را با قانون از كجا آورده ‏اى، محاكمه‏ مى ‏كردند. «7» آن‏ها فاطمه (س) را متجاوزتر و زياده طلب‏تر از خالد و معاويه مى ‏دانستند و يا او را تنهاتر و محدودتر از ابوهريره حاكم بحرين به حساب مى ‏آوردند؟!
در هر حال اين يك گواه است كه شهادت مى‏ دهد كه فاطمه (س) با سردمداران همراه نبوده و از آن‏ها رضايت نداشته و بر آن‏ها غضب كرده، حتى پس از مرگش از حضور آن‏ها نفرت داشته است و قبرش را پنهان مى ‏خواسته است...

اما رنج تو را، فقط پس از تولد تمامى وارثان زمين، مى ‏توان شمرد.
......
مرا كه رنج حقيرى به زمين مى ‏دوخت‏
و شادى احمقى به آسمان مى ‏كشيد،
تو در دامنى پروريدى كه حلم و هدايت را پروريد.
و فرياد روشن و پيام تهاجم را.
......
از چشمه سار دست‏هاى مهربان تو
مرگ هم، آب زندگى مى ‏نوشد ...
يَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاء اغيِثِينِى ...

 

____________________________________________________________

(1) چشمه در بستر، آقايى، ص 21.

(2) از ابن ابى‏ الحديد منصف تا خطيب مغرض از اين گونه تحليل‏ها مى‏بينيد.

(3) من لايحضره الفقيه، صدوق، ج 4، ص 125؛ مناقب آل ابى ‏طالب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 112؛ سقيفه و فدك، جوهرى، ص 119.

(4) زيورى كه بر بازو مى ‏بندند.

(5) الهداية الكبرى، حسين بن حمدان، صص 179 و 407؛ بحارالانوار، ج 28، صص 27 و 317.

(6) تاريخ طبرى، ج 3، ص 297؛ تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 131؛ فتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 20.

(7) شرح نهج البلاغه، ابن ابى‏ الحديد، ج 3، ص 104؛ طبقات الكبرى، ابن سعد، ج 44، ص 90.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: