استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

فلسفه زيارت(به پاس ميلاد پيامبر رأفت و رحمت و وحدت)

مؤلف: حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالمجید فلسفیان

تاریخ ثبت: 29 / 10 / 1392

موضوع: آثار شاگردان استاد

بسم الله الرحمن ارحيم

تقارن تولد دو پيامبر الهي و دو نور و كلمه الله اين نويد را به بشر امروز كه گرفتار بحرانها و بن بست هاي جاهليت مدرن شده، مي دهد كه بار ديگر تحت لواي توحيد گرد هم آيد[1]چرا كه توحيد به تنهايي بدون هيچ اصل ديگري مي تواند عامل وحدت اديان ابراهيمي در برابر شرك و شيطان پرستي و بت هاي قدرت و ثروت باشد.

و همچنين تقارن اين دو با آغاز امامت كسي كه هر دو پيامبر بشارت ظهور او را داده اند كه او تنها كسي است كه مي تواند اين انسان خسته در راه و اين انسان به بن بست رسيده جاهليت اين قرن هاي  ظلمت و سلطه را  نجات دهد و از اين ظلمت ها به نور خارج كند و به رشد و فلاح و رويش برساند. همان كسي كه از يك طرف فرزند فاطيما دختر همين آخرين پيامبر است و از طرف ديگر در كنار خود عيسي بن مريم را دارد كه به او اقتدا خواهد كرد و به او ياري خواهد رساند. دو فرزند از دو بانوي كه يكي مريم، بزرگ زنان دوران خويش است و ديگري فاطمه كه بانوي بزرگ همه زنان عالم است.

ظهوري كه زمينه آن را سوره روم تشريح مي كند و به كساني كه در پي خروج از اين بن بست و تيه و سرگرداني هستند راه برون رفت نشان را مي دهد.

 اكنون كه دست پخت بشر دريا و خشكي را در گير فساد خود كرده و بحران محيط زيست حيات او و موجودات ديگر را تهديد مي كند؛ ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس‏(40). و سير در تاريخ كه فساد نسل هاي گذشته را نشان مي دهد كه چگونه همين فساد و عملكرد زشت انسان او را به هلاكت رساند ؛ قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلُ كانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكين‏(41).

اين تجربه مسقيم بشر امروز و اين عبرت از سرگذشت تمدن هاي قبل تنها راه نجات را بازگشت به وحي و دين و پيام اين دو پيامبر رحمت مي داند.  كه اسلام ابراهيم پدر انبياء الهي كه توسط فرزند او به عنوان آخرين پيامبر با نصب خليفه هاي بعد از خود به كمال و تمام مي رسد و چنين ديني بايد به پا داشته شود چرا كه تنها قانون قيم و استواري است كه با فطرت و ساخت و بافت انسان فراباش نظام مند و هدفمند هماهنگ است همين دين است؛ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّم‏...43

و برپايي چنين ديني در سطح جهاني نه منطقه اي نيازبه كسي دارد كه از يك طرف بر تمامي اين دين اشراف و احاطه داشته باشد و از طرف ديگر به همه حوزه هاي وجود آدمي و نيازهاي او واقف باشد و كوچكترين كششي هم به غير حق نداشته باشد و او كسي جز همين مصلح جهاني قائم آل محمد نيست كه درك بشر از اين بحرانها و بن بست ها و درك او از خودش و نيازهايش و درك اضطرار به يك چنين دين و چنين مصلحي او را وادار مي كند كه از يك طرف به شرك و شيطان پرستي و دنيا پرستي و بت هاي قدرت ثروت و شهوت نه بگويد و اعتراض كند و از طرف ديگر با پيوستن به وحي و پيروي از آ ن خود را منتظر و آماده نمايد و او را كه همه ما از حضورش غائب هستيم با همه وجودش و همه اضطرارش از عزيز مقتدر فتّاح رحمان مطالبه نمايد تا با ظهورش بشر به فطرت خود برگردد و به مقام خليفه الهي نائل آيد؛ نماينده خدا در زمين گردد و زمين و زمان و انسان را آبادكند؛ أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُون[2]

به پاس چنين تولدي و به پاس شروع امامت چنين امامي به دفاع از حقيقتي سخن مي گويم كه امروزه مورد هجوم كساني قرار گرفته كه تحت امر شياطين كوچك و بزرگ به تفرقه ميان اديان ابراهيمي و مذاهب اسلامي پرداخته همچون عرب جاهلي شمشير مي كشند و شكم پاره مي كنند و جگر مي خورند و خون مي آشامند و بذر قساوت و خشونت مي كارند و درخت نفرت از وحي و دين و اسلام را مي رويانند و هلاكت حرث و نسل درو مي كنند يعني آنچه كه علي از سلف آنها توصيف مي كند: زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُور[3]

اينها همچون خوارج عصر علي با خشك مغزي و سنگ دلي هويت تاريخي مسلمين را تخريب مي كنند و زيارت پيامبر و آلش را شرك مي دانند و شيعه و سني را كافر مي خوانند و خود را سرباز سفياني از نسل ابوسفيان و معاويه مي شمارند و خود را آماده مقابله با همين مصلح جهاني مي كنند و با شديدترين دشمن اسلام يعني صهيونيسم پيمان اخوت و دوستي مي بندند[4]و در كنار كشتن مسلمين اعم از شيعه و سني به كشتن مسيحيان و رهبانين مي پردازند.

بي شك اينها عاقبت همان خوارج عصر علي را دارند كه علي  خود خبر مي دهد كه از اينها در نهايت اندكي راه زن و غارتگرباقي مي ماند؛ كُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتَّى يَكُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِين[5]

 براي روياروي در برابر چنين خوارجي بايد در دو حوزه نظري و عملي به مقابله برخاست و از انديشه ناب دين محمد دفاع كرد و با بينات و حكمت به روشنگري پرداخت تا از يك طرف به تقويت ايمان اهل اسلام پرداخته شود و از طرف ديگر انسانهاي اسير در ظلمت چنين افرادي رها و آزاد گردند. به اين جهت در مقاله قبلي به پاس رحلت پيامبر رحمت و شهادت دو فرزند دلبندش امام حسن مجتبي و امام رضا در روزهاي پاياني ماه صفر به «فلسفه زيارت ماهانه »پرداختيم و در اين مقال به «فلسفه اصل زيارت» و «ويژگي زائر »و«آداب و آثار زيارت »مي پردازيم به اين اميد كه همه ما زائر كوي دوستي شويم كه از او غائبيم.

 

مفهوم زيارت

زیارت چیست؟

زیارت، قصد انسان بزرگی را کردن و به دیدار او رفتن است و با کلماتی مانند حجّ و هجرت هم سنگ است؛ که حج، قصد خانه خدا را کردن است

و هجرت، به سوی خدا رفتن است.

و زیارت، به سوی رسول الله و اهلش شتافتن است. این زیارت به انگیزه‌های مختلفی می‌تواند باشد که گاهی یک جهت آن برجستگی بیشتری دارد اگر چه همه‌ی آن‌ها با هم قابل جمع هستنند.  

فلسفه زیارت

 

1- طهارت و پاکی
 پاک شدن انسان زائر از جمله فلسفه اصلی زیارت است. انسان با عمری که از خدا گرفته و با نعمتهایی که به او داده‌اند تا شاکر آن‌ها باشد و همه را در جایگاه خود در راستای خواست معبودش به کار گیرد و خود را در راه او خرج کند تا به فلاح و رویشی برسد. با محاسبه ای که از خود و نعمت‌ها می‌کند و می‌بیند که راستی عمرش را بر باد داده و نعمت‌ها و امکاناتش را به گند کشیده و در راه غیر او خرج نموده است و سنگینی بار گناه و اشتباهاتش پشت او را شکسته و به خسران نشانده است، اینجاست که می‌سوزد و فریادش بلند می‌شود که آیا کسی هست که این همه زیان را جبران کند و او را از این همه گند پاک کند و شستشو دهد؟ آیا کسی هست که با او همراه شود و برای او طلب بخشش کند؟ اینجاست كه خدای رحمان راه را نشان می‌دهد و شفیع را معرفی می‌کند و می‌فرماید: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً؛[6]  ای پیامبر اعظم و ای رسول مکرّم اگر آن‌ها که برخود ظلم کردند و در ظلمت فرو رفتند به نزد تو آمدند و از خدا طلب کردند که پاك شوند و تو هم برای آن‌ها طلب غفران و پاکی کردی، به جِدّ خداوند را تواب و رحیم خواهند یافت.­

پس به زیارت رفتن، به نزد شفیع بار یافتن و به دیدار وجیه شتافتن و حبیب خدا را ملاقات کردن است؛ همان شفیعی که «رَحْمَةً لِلْعالَمین[7] » و لعلی خُلُقٍ عَظم؛ رحمت برای همه جهانیان و صاحب خُلق بسیار بزرگی است.

و دیداری با آل رسول که خداوند آن‌ها را تطهیر کرده تا پاک کننده انسان‌ها باشند؛ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا[8]

2- خود شناسی و خود سازی

 به شهود رسیدن و به رفعت حق شهادت دادن ویژه گی خانه های است که پیامبر اکرم و اهل بیتش در آن خانه‌ها حضور دارند و خدا اذن داده تا در چنین مشاهد و محیط‌هایی اسم او رفعت داده شود و زائر بتواند در چنین مشاهد و مواقفی خود را بیابد و با خود و خدای خود آشنا شود و از غیبت به حضور برسد و خدا را در دل و روح خویش بزرگ بدارد؛ فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُه ...[9]؛ در خانه هايي که خداوند اجازه داده تا اسم خداوند در آنجا ها به بزرگی یاد شده و نامش رفعت داده شود.

 که درک عظمت حق منوط به درک عظمت خود انسان است؛ که مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ، و با درک این عظمت، غیر خدا در دل‌ها کوچک می‌شود و رنگ می‌بازد

پس به مشاهد و خانه های پیامبر می‌رویم تا در بیت رسول و بتول و در خانه بدون سقف فرزندانشان در بقیع، و همچنین در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا، خویشتن خویش را بیابیم و به عظمت حق تعالی شهادت دهیم و به شهودی به این وسعت برسیم و از کسانی باشیم که هیچ چیز از تجارت و سرگرمی‌ها مانع چنین زیارت و ذکر و دیداری نشود؛ رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ؛[10]

 

3- تقرب به حق

 تقرب به حق و نزدیکی به خالق هستی ما را وادار می‌کند تا زائر مدینه الرسول و خانه‌ی گلی فاطمه و حرم بدون سقف بقیع و نورهای آسمان عراق و مشهد رضوی باشیم، چرا که خود خداوند برای رسیدن بنده به او می‌فرماید :یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ.[11] ؛ ای مؤمنان و ای عاشقان، اطاعت خدا کنید و برای رسیدن به او وسیله ای را برگزینید؛ و چه وسیله ای رساننده تر از وجود پاک پیامیر که فلسفه رسالتش در این خلاصه می‌شود که آدمی را به حق برساند و او را از ظلمت‌ها به نور خارج کند.[12]

۴- پرداخت مزد رسالت

پیامبر اجر رسالتش را مودّت و محبّت اهل بیتش قرار دادهِ؛ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی[13]؛ بگوای پیامبر من پاداشی جزدوستی و محبّت اهل بیتم از شما نمی‌خواهم

 محبتی که برای ما ارزش والا و نشانه‌ی بزرگی و رفعت است؛ چرا که ارزش هر آدمی به آن چیزی است که دوستش دارد و غصّه از دست دادن او را می‌خورد. که تو همان چیزی هستی که دوستش داری و به او عشق می‌ورزی. مودّت و عشقی که سراسر بهره‌اش برای عاشق است و برای محبوب تنها ایجاد حق و توجه مضاعف و عهده داری وولایت را دارد؛ قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ؛ آنچه من پیامبر از شما خواستم برای شما و به نفع شماست.

 مودت و عشق و دوستی که خداوند آن را وسیله رسیدن به قربش قرار داده و فرموده:قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبیلاً؛[14] اجر من از شما کسی است که بسوی خدا راهی را برگزیده که همان مودّت اهل بیت من است. آیا این شعله مودّت و شیدایی، انسان را وادار به دیدار نمی‌کند تا بار سفر بربندد و به سوی کوی دلدار آرمیده در این خانه های نور بشتابد و اعلان دلبری و شیدایی کند و اجر رسالت پیامبر رحمت را به او بدهد.

۵- اعلان وفاداری

 تجدید عهد نمودن با پیامبر و اولادش ما را مُهیای حرکت و زیارت می‌کند تا به عهدمان وفا نموده و با رسول الله تجدید عهد نماییم؛ که امام رضا (ع) فرموده:اِنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ : به حق برای هر امامی عهدی و پیمانی است به گردن پیروان و شیعیانش و از تمامیت وفای به عهد و بهترین وجه ادا نمودن آن، زیارت قبرهای آن‌هاست که هر کس با رغبت و اشتیاق، آن‌ها را زیارت کند و بر خواسته‌ها و اهداف آن‌ها صحه بگذارد، شفیع او در قیامت خواهند بود.

۶- تشکر و سپاس گذاری 

تقدیر و تشکر و قدر دانی از وجود مبارکی چون پیامبر که به هر سختی و مشقتی تن در داد و از هر خوشی و راحتی گذشت و هر غصّه‌ی تلخی را سر کشید و هر ناله‌ ي را در سینه حبس کرد و با اين حال  قدمی از وحی تخطی ننمود تا نوری را در جهان روشن نماید، و همه ظلمت‌ها را بسوزاند که در زیارت او می‌خوانیم:فَلَقَدْ أَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَ أَخْفَی الزَّفْرَةَ وَ تَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَ لَمْ یَتَخَطَّ مَا مُثِّلَ مِنْ وَحْیِک ...

رسولی که قرآن از رأفت و عشق او به انسان‌ها اینگونه می‌گوید:لَقَدْ جاءَکُم رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ؛ به تحقیق رسولی از خود شما به سوی شما آمد که رنج شما بر او سخت باشد و بر شما بسی خواهان است و بر گروندگان شما مهربان.

 می‌رویم تا اوج سپاس خود را به چنین وجودی ابراز کرده باشیم و از او تشکر و قدر دانی نموده باشیم؛ زیرا مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ:کسی که شاکر نعمت دهنده ای از مخلوقین نباشد شاکر خالق نخواهد بود و کسی که از واسطه‌ها بهره‌برندارد، از منبع بهره نمی‌گیرد و چه واسطه ای در میان مخلوقین با عظمت‌تر از نبی اکرم و اهل بیت مطهّرش که کرامت و بخششان زبان زد عام و خاص است.

۷ – پناهندگی

انسان از جنایاتی که بر هستی کرده و ظلمی که بر خودش روا داشته به ولییش پناهنده می‌شود که در زیارت امام رضا می‌خوانیم «اتَیْتُکَ یا مَوْلایَ زائِراً وافِداً عائِذاً مِمّا جَنَیْتُ عَلی نَفْسی وَ احْتَطَبْتُ عَلی ظَهْری ...»؛ ای سرپرست من! من به سوی تو آمده‌ام، هم برای دیدار و هم برای مهمانی و هم برای پناه؛ پناه نه از دشمن و نه از بیگانه، پناه از جنایت خودم که بر خودم روا داشته ام و پناه از این هیزم‌هایی که بر پشتم باركرده ام که من «حَمّالَةُ الْحَطَب» خویشم و برای سوختن خودم این‌ها را به دوش کشیده‌ام. به تو پناهنده می‌شوم تا با وساطتی که بین من و خدایم می‌کنی من را از اسارت این همه بار سنگین و کمر شکنجناياتم نجاتم دهی.

8 – لبّیک به ابراهیم (علیه السلام)

ابراهیم این بت شکن دوران و این خلیل الرحمن و این معمار بزرگ بیت الله الحرام و این پدر همه پیامبرانِ بعد از نوح (ع) وقتی خانه خدا را ساخت و پایه‌هایش را برافراشت از صاحب این خانه خواست تا دل‌های بعضی از انسان‌ها را که به درجه ای از شایستگی و لیاقت رسیده‌اند به سوی اهل این بیت که همان اهل البیت(عليهم السلام) هستند شیدا و بی قرار کند تا چون کبوتران که بسوی آب فرو می‌آیند به سوی آن‌ها فرود آ یند؛ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِم ...[15].؛ بارالها دل‌های بعضی از مردم را بسوی آن‌ها فرودآور. به همین جهت است که گفته‌ اند تمامیت حجّ به زیارت امام است[16] و گرنه حجّ بدون امام تنهاچرخیدن به دور گل و سنگ است؛ و هدف از چرخش به دور خانه خدا که خانه ای سنگی است زیارت و دیدار امام است تا از آن‌ها بیاموزند و تفقه در دین پیدا کنند و به عشق و محبّت خود به اهل بیت بیفزایند و ولایت خود را کامل کنند و به نصرت و کمک آن‌ها بشتابند[17]

ادامه دارد...



[1]  - آل‏عمران : 64 قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه‏

 

[2]  - نمل : 62

[3]  - نهج البلاغه ، خطبه دوم

[4]  - لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُون‏  مائدة : 82

 

[5]  - نهج البلاغه، خطبه: 60

[6]  - نساء :64

[7]  - انبياء: 107

[8]  احزاب :33

[9]  - نور :36

[10]  - نور:37

[11]  - مائده :35

[12]  - الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميد  إبراهيم : 1

[13]  - شورا:23

[14]  - فرقان :57

[15]  -  إبراهيم : 37 رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون‏

[16]  - تَمَامُ‏ الْحَجِ‏ لِقَاءُ الْإِمَامِ‏.    الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 550

[17]  - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ‏ الْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُخْبِرُونَا بِوَلَايَتِهِمْ وَ يَعْرِضُوا عَلَيْنَا نَصْرَهُمْ. الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 550

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1394/3/23 - 11:55:0
ث.س

سلام علیکم. ممنون از راهنمایی شما. انشاءالله نصیب همه مابشه زیارت بامعرفت. یاعلی مدد