استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

با اوست كه مي‌بينيم

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 21 / 10 / 1392

موضوع: تحقیق موضوعی آثار استاد

منبع: روش نقد، ج‏1، صص 77تا79.

انسان خودش را مى‏شناسد و نقش خود را مى‏يابد و در اين درك محتاج آن مغالطه نيست كه من فكر مى‏كنم پس هستم؛[1] چون «من»، «فكر»، «مى‏كنم» را، نفس و انديشه و عمل را، جلوتر از نتيجه «پس من‏

هستم» يافته‏ام و از خلقت خويش و از استعدادهاى خويش و از مقدار استعدادهايم، كليدهايى براى شناخت هستى و تاريخ و براى شناخت الله و ادامه خودم به دست آورده‏ام و خدا را يافته‏ام ... كه مرا با خودم پيوند داده و با خودم آشنا كرده است.

من با اوست كه خودم را مى‏يابم و با اوست كه خودش را مى‏يابم ...

اين سؤال كه آيا او را مى‏بينم، جوابش اين است كه اصلًا ما با او مى‏بينيم.[2] روشنگر ما و روشنگر تمام هستى، اوست.[3]

ما مثل كسى هستيم كه در آينه نگاه مى‏كند و عكس خودش را مى‏بيند و مى‏گويد، من فقط خودم را مى‏بينم، پس نور كجاست؟ آيا مى‏توانم آن را ببينم ...؟ آيا كسى مى‏تواند آن را اثبات كند؟

بى‏خبر تو با نور مى‏بينى. اگر نور نبود كه تو خودت را هم نمى‏ديدى.

خود آگاهى و خود خواهى ما از اوست. او ما را با خودمان مهربان كرده. و ما را با خودمان آشنا نموده است. و در اين آشنايى است كه هستى را و جهان را، همراه نظم و رابطه و همراه ادامه و استمرارش، ديده‏ايم و به نظم و حق و اجل و لقاء، رسيده‏ايم ...

البته مى‏توان از راه‏هاى ديگر هم، به نظام جهان پى برد. و مى‏توان از نظام آن‏

از نياز آن‏

از وابستگى آن، به قيُّوم آن پى برد؛ چون هستى و مادّه بر فرض خودكفايى، از تركيب برخوردار است و وابسته است. و نمى‏توان در وابسته توقف كرد؛ چون فقط مركب با اجزائش، خودكفاست، ولى خودكفايى ماده، توضيح تركيب ماده و اجزاء آن را، نمى‏دهد.

اينها راه‏هاى متفاوتى هستند، ولى در واقع، ما راه خود را دور مى‏كنيم؛ چون با اوست كه ما خود را و هستى را و او را مى‏بينيم.[4]

 

................................................................ 

[1] اين اوج فكرى دكارت، راستى خيلى سطحى و بر باد است؛ چون او مى‏خواهد خودش را اثبات كند، در حالى كه دارد از خودش« من فكر مى‏كنم»، از فكر و عملش مى‏گذرد، دوباره به خود عقب‏گرد مى‏كند. اين است كه در فلسفه‏ى اسلامى، درك انسان از خودش را دركِ حضورى معرفى مى‏كنند، كه بدون واسطه و بدون استدلال كشف مى‏شود.

[2]  «لاتُدرِكُهُ الْابْصَارَ وَ هُوَ يُدرِكُ الْابصار»؛او را چشم‏ها نمى‏گيرند و درك نمى‏كنند كه او چشم‏ها را گرفته است.( انعام، 103).

[3] «اللّهُ نُورُ السَّموات وَ الْارْضِ.» نور، 35.

[4] «اعْرِفُوا اللّهَ بِاللّهِ.» كافى، ج 1، ص 85.

 

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: