استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

99 سهم برای مهربان‌تر

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 10 / 06 / 1392

موضوع: گزیده کتب استاد

اسحاق بن عمار مى‏گويد؛ من بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. پس حضرت با چهره‏اى گرفته به من نظر فرمود. پرسيدم چه باعث اين تغيير بر من شده است؟ فرمود؛ آن تغييرى كه تو براى برادرانت آوردى.

اسحاق! به من رسيده كه تو دربانى بر در خانه‏ات گذاشته‏اى كه بينوايان شيعه را از تو دور مى‏كند. اسحاق از ترس شهرت مى‏گويد و امام از ترس بليه و محنت سؤال مى‏كند و مى‏فرمايد؛ آيا نمى‏دانى كه دو مؤمن آن‏جا كه ديدار كنند و دست بدهند خداوند رحمتش را فرو مى‏فرستد و از اين رحمت 99 سهم براى مهربانتر است و هنگامى كه رفق و محبت مى‏ايستند رحمت خداوند آن‏ها را مى‏پوشاند، و آن‏جا كه مى‏نشينند تا گفت‏وگو كنند، نگهبان‏هاى فرشته‏ها مى‏گويند؛ كنار بياييد شايد سرى داشته باشند كه خداوند بر اين‏ها ستر و پوشش گذاشته است.

در كافى ابن جمهور نقل مى‏كند كه نجاشى- از اجداد نجاشى معروف- استاندار و عامل اهواز و فارس بود و يكى از كشاورزان كه براى او كار مى‏كرد، به امام صادق عليه السلام عرض مى‏كند كه در ديوان و دفتر نجاشى، بر من خراج سنگين و بدهى زيادى است، او به تو معتقد است و اطاعت تو را بر عهده دارد اگر مصلحت مى‏بينى براى من نامه‏اى بنويس. حضرت نوشتند؛ «بسم الله الرحمن الرحيم سر اخاك يسرك الله»؛ برادرت را مسرور كن، خدا تو را مسرور گرداند.

ابن جمهور مى‏گويد؛ كشاورز با نامه بر او وارد شد و او در جمع بود. هنگامى‏ كه خلوت كرد نامه را به او داد ... نجاشى گفت اين نامه‏ى ابى‏عبد الله عليه السلام است، بوسيد و بر چشمش گذاشت و پرسيد چه حاجتى دارى؟

كشاورز گفت بر من خراجى در ديوان تو بريده‏اند. پرسيد چقدر است؟

كشاورز گفت ده‏هزار درهم. پس نجاشى كاتب خود را خواست و دستور داد به جاى او پرداخت كنند و اسمش را پاك كنند و براى سال آينده او هم پرداخت نمايند.

پس نجاشى به كشاورز گفت آيا تو را مسرور كردم؟ كشاورز با ستايش و دعا تصديق كرد. باز نجاشى برايش به مركب و كنيز و غلام و صندوق لباس دستور داد و در تمامى اين‏ها مى‏گفت آيا تو را مسرور ساختم؟ و كشاورز تصديق مى‏نمود و او بيشتر مى‏بخشيد آن گاه نجاشى گفت اين فرشى را كه بر روى آن نامه مولايم را به من دادى بردار و هميشه گرفتارى‏هايت را به سوى من بياور.

كشاورز بعدها خدمت امام صادق عليه السلام آمد و داستان را باز گفت و حضرت عليه السلام از آن چه كه نجاشى كرده بود خوشحال و خوشحال‏تر مى‏شد. كشاورز پرسيد يابن‏رسول‏الله گويا آن‏چه در حق من انجام داده شما را مسرور ساخته؟ حضرت فرمود آرى به خدا سوگند، خدا و رسول او را هم مسرور گردانيده است.

پيوند عمل با جهت عمل و با اخلاص و با ارتباط و پيوند و همبستگى ميان مؤمنين پيوند مباركى است كه از زمين سر برمى‏دارد و بر آسمان‏ها برگ و بار مى‏گستراند و همين است كه اين عمل با اين ريشه‏هاى معرفت و محبت به اقبال و نظر و توجه خدا راه مى‏يابد و با كم به زيادى و زيادتى مى‏رسد.

(وارثان عاشورا، ص: 200-204)

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی:   

1392/6/12 - 9:3:57
محمد حیدری

گاهی اوقات از بی مهری بعضیا آدم خسته میشه
اما حس میکنم با این نگاه خستگی معنایی نداره
موفق باشید