استاد علی صفایی حائری عین صاد
 
پایگاه مؤسسه فرهنگی هنری لیلة القدر

فاجعه

مؤلف: استاد علی صفایی حائری

تاریخ ثبت: 21 / 02 / 1392

موضوع: اقتباس از آثار استاد

فاجعه

 

فاجعه اين است كه ما قرآن را به بازى گرفته‏‌ايم.

ما در ميان جو و همراه جريانى كه به قرآن و نهج‏‌البلاغه روى آورده به اين بازى كشيده شده‏‌ايم تا خودى نشان بدهيم و وقت‏هاى بیکارى را با آن سرگرم باشيم.

اين گناهى است كه ما را به سياهى كشانده و به خستگى و نفرت راه داده است.

اين است گناه ما. بازى با كتابى كه براى رها كردن از بازیها آمده؛ و سرگرم شدن با نورى كه به خاطر روشن كردن قدر ما و راه دراز ما فرستاده شده است. ما به جاى اين‏كه با آن نور نگاه كنيم، به آن نگاه كرده‏‌ايم و به جاى رفتن با آن، در خود آن مانده‏‌ايم. قرآن همچون پلى بود كه ما را می‌رساند و اكنون همچون موضوعى شده كه به تحقيق علمى در آن قانع شده‏‌ايم. آن جو و آن جريان عادت و اين گمراهى در برخورد با قرآن (نه به صورت يك جريان، كه به صورت يك موضوع تحقيق)، باعث بازیهايى‏ شده كه فاجعه آفريده است.

اين برخورد با قرآن از آن‏جا كه در ما ريشه‏‌اى ندارد، دوامى نمی‌آورد و بارى نمی‌گيرد و آخر سر به برداشت‏هاى تحميلى و زوركى بدل مى‌شود؛ چون ما مى‌خواهيم به هر گونه، حرفى تازه بر آن ببافيم و برداشتى تازه دست و پا كنيم و از قافله عقب نمانيم. اين ماييم كه داريم با رنگ و نيرنگمان قرآن را رنگ مى‌كنيم و از آن جلو مى‌افتيم. به جاى درس گرفتن از قرآن، به درس دادن به آن برمى‌خيزيم. و ادامه‏ اين برخورد، بن‏ بست و خستگى و در نهايت، نفرت و وازدگى است؛ چون در خلوت صميمى خويش به آنچه كه بافته‏‌ايم اعتقاد نداريم و آيه‏‌ها براى ما زيادى و اضافى جلوه مى‌كنند، كه اگر نباشد باز چيزى كم نمى‌شود.

براى رهايى از بن‏‌بست يأس و نفرت و جدايى از غرور و خودنمايى، بايد زمينه‏‌هايى فراهم شود و جريانى صورت پذيرد...[1]

كسانى هستند كه بر اساس آرزوها و رؤياهاى گنگ و يا تلقين‏ها و تشويق‏ها و يا افتادن در يك جو گرم، به قرآن روآورده‏‌اند.

اينها بدون اين كه سؤالى طرح كرده باشند و يا نيازى و ضرورتى را يافته باشند و يا اصلًا چيز معلوم و مشخصى را خواسته باشند، كتاب را مى‌گشايند و معلوم است كه با دست خالى بازمى‌گردند و مأيوس و متحير مى‌مانند و يا با خيالات و بافته‏‌هاى هماهنگ، خود را فريب مى‌دهند و سرگرم مى‌سازند.

اصولا مطالعه هر كتاب، مادام كه با طرح سؤال‏هايى همراه نباشد، بهره نمى‌دهد و خواننده به سادگى از جواب‏ها و اشاره‏‌ها و نكته‏‌ها مى‏‌گذرد و آنها را نمى‏‌يابد و در خونش نمى‏‌نشيند.

يك دسته ديگر آنهايى هستند كه سؤال‏هايى داشته‏‌اند و اين سؤال‏ها را جواب هم داده‏‌اند و آنگاه به خاطر خالى نبودن عريضه و يا تيمن و تبرك و يا داشتن مستندى مردم پسند به قرآن رو آورده‏‌اند تا شاهدى براى جواب خود و راه حل خويش بيابند.

اينها كه از پيش ساخته شده‏‌اند جز از خوشايندها و استحسان‏ها بهره برنمى‌دارند و جز تحميل و تطبيق عقيده و جواب‏هاى خود، كارى انجام نمى‌دهند.

جز اين دسته‏‌ها، كسانى هستند كه خود با مسائل روبرو شده‏‌اند و ضرورت‏ها را يافته‏‌اند و سؤال‏هايى را شناخته‏‌اند و سپس در جست‏جوى‏ جواب، به قرآن رسيده‏‌اند و در قرآن به دنبال جواب خويش گرديده‏‌اند.

اينها اگر شتاب زده و سطحى نباشند و از تسلط بر تمام قرآن برخوردار شوند و سير فكرى خويش را هدايت كنند، بهره‏‌مند خواهند شد و برداشت‏ها خواهند داشت، وگرنه اينها هم از آن دسته خواهند بود كه به خاطر سطحى بودنشان به اختلاف آيه‏‌ها و تناقضات قرآن معتقد شده‏‌اند و به خاطر شتابزدگى‏‌هايشان بر قرآن دروغ بسته‏‌اند و بر حق نسبت باطل داده‏‌اند و به خاطر بى‏‌اطلاعيشان از تمام قرآن، يك بعدى و يك چشمى به جواب مسائل رسيده‏‌اند.[2]



[1] . مقدمه کتاب تطهیر با جاری قرآن(جزء سی‌ام).

[2] .مقدمه کتاب روش برداشت از قرآن.

هم اکنون مطلبی ارائه نشده.

برای استفاده بهتر و راحت تر از سیستم نظردهی لطفا وارد سیستم شده یا از طریق این فرم ثبت نام کنید.

نام*:    ایمیل*:  
نظر*:
  کد امنیتی: